[[{"content_id":294262,"content_number":0,"portal_id":4,"lang_id":"fa","content_title":"خاطره:\r\n\r\nعکسی از شهید امیرمحمد اسمعیل لو با عمامه","content_rtitr":"","content_short_title":"","content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"روز آخر اردوی شهدای کرمان معروف به دوره زندگی در شرایط نیمه&zwnj;سخت بچه&zwnj;های حاج قاسم بود (سال ۱۴۰۱، ترم دوم تحصیل شهیدان امیرمحمد اسمعیل&zwnj;لو و امیرحسین سلجوقی)\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدر روز پایانی دوره، بچه&zwnj;ها که از کل کشور بودند گروه بندی شدند تا خانه&zwnj;های خانواده&zwnj;های شهدای کرمانی را برای عید خانه&zwnj;تکانی یا رنگ&zwnj;آمیزی کنند و....\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nما تهرانی&zwnj;ها دو دستهٔ ۶ تایی بودیم، تهران الف و تهران ب. بنده و بچه&zwnj;های پردیس مفتح در تیم تهران الف بودیم. شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی و ۴ رفیق از سه پردیس دیگر در &laquo;تیم تهران ب&raquo;.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه خانهٔ شهیدی رسیدیم، صحبت کردیم و نیاز به خانه&zwnj;تکانی نداشتند، برای همین به خانهٔ برادر شهید رفتیم تا منزل آنها را تمیز کنیم. رفتیم آنجا و دیدیم که شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی درحال قالیشویی هستند و همهٔ دسته&zwnj;های تقسیم شده درحال کار بودند. ما هم آمدیم پیش &laquo;تیم تهران ب&raquo; کمک کردیم.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتیم برگزاری دوره، مواد اولیه به خانواده شهدا دادند تا با دستپخت خودشان برای ما ناهار درست کنند؛ یک قرمه&zwnj;سبزی بسیار خوشمزه و کرمانی.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبعد فرش&zwnj;ها را شستیم و در حیاط به همراه مربی خودمان (حاج آقای نخعی از روحانیون کرمانی که مربی تیم تهران الف و ب بودند) روی گلیم در حیاط منزل برادر شهید نشستیم و استراحت کردیم.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاز حاج آقا اجازه گرفتیم که عمامهٔ ایشان را روی سر خودمان بگذاریم. حاج آقا گفتند که &laquo;عمامه را مقام معظم رهبری روی سرشان گذاشته&zwnj;اند.&raquo; شهید اسمعیل لو هم عمامه را چنان که در تصویر است بر سر نهاد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nخاطره: مرتضی احمد، معلم دهه هشتادی\r\n","content_html":"<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">روز آخر اردوی شهدای کرمان معروف به دوره زندگی در شرایط نیمه&zwnj;سخت بچه&zwnj;های حاج قاسم بود (سال ۱۴۰۱، ترم دوم تحصیل شهیدان امیرمحمد اسمعیل&zwnj;لو و امیرحسین سلجوقی)<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">در روز پایانی دوره، بچه&zwnj;ها که از کل کشور بودند گروه بندی شدند تا خانه&zwnj;های خانواده&zwnj;های شهدای کرمانی را برای عید خانه&zwnj;تکانی یا رنگ&zwnj;آمیزی کنند و....<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">ما تهرانی&zwnj;ها دو دستهٔ ۶ تایی بودیم، تهران الف و تهران ب. بنده و بچه&zwnj;های پردیس مفتح در تیم تهران الف بودیم. شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی و ۴ رفیق از سه پردیس دیگر در &laquo;تیم تهران ب&raquo;.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">به خانهٔ شهیدی رسیدیم، صحبت کردیم و نیاز به خانه&zwnj;تکانی نداشتند، برای همین به خانهٔ برادر شهید رفتیم تا منزل آنها را تمیز کنیم. رفتیم آنجا و دیدیم که شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی درحال قالیشویی هستند و همهٔ دسته&zwnj;های تقسیم شده درحال کار بودند. ما هم آمدیم پیش &laquo;تیم تهران ب&raquo; کمک کردیم.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">تیم برگزاری دوره، مواد اولیه به خانواده شهدا دادند تا با دستپخت خودشان برای ما ناهار درست کنند؛ یک قرمه&zwnj;سبزی بسیار خوشمزه و کرمانی.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">بعد فرش&zwnj;ها را شستیم و در حیاط به همراه مربی خودمان (حاج آقای نخعی از روحانیون کرمانی که مربی تیم تهران الف و ب بودند) روی گلیم در حیاط منزل برادر شهید نشستیم و استراحت کردیم.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">از حاج آقا اجازه گرفتیم که عمامهٔ ایشان را روی سر خودمان بگذاریم. حاج آقا گفتند که &laquo;عمامه را مقام معظم رهبری روی سرشان گذاشته&zwnj;اند.&raquo; شهید اسمعیل لو هم عمامه را چنان که در تصویر است بر سر نهاد.<\/span><\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\">&nbsp;<\/p>\r\n\r\n<p dir=\"RTL\"><span style=\"font-family:tahoma,geneva,sans-serif;\">خاطره: مرتضی احمد، معلم دهه هشتادی<\/span><\/p>\r\n","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2026-04-12 13:22:37","content_date_event":"2026-04-12 13:22:37","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2026-04-12 13:25:27","content_date_register":"2026-04-12 13:25:27","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":5,"eid":0,"attach_title":"عکسی از شهید امیرمحمد اسمعیل لو با عمامه","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_113_150.webp","300":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_225_300.webp","400":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_300_400.webp","600":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_450_600.webp","900":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_675_900.webp","1200":".\/cache\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918_720_960.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":1326483918,"files":{"original":{"url":".\/file\/4\/attach\/202604\/964226_1326483918.jpg","width":720,"height":960,"size":0}}}]}]]