[[{"content_id":114698,"content_number":0,"portal_id":4,"lang_id":"fa","content_title":"فرارسیدن ایام شهادت امام حسین علیه اسلام و یاران وفادارشان تسلیت باد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین علیه اسلام و یاران وفادارشان را به کلیه همکاران، استادان و دانشجویان پردیس شهید چمران تسلیت می گوییم. در ادامه تاریخ واقعه جانسوز کربلا (به نقل از ویکی شیعه) آمده است:\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nخودداری امام حسین از بیعت با یزید\r\n\r\nپس از مرگ معاویه (۱۵ رجب ۶۰ق) از مردم برای یزید بیعت گرفته شد.[۱] یزید تصمیم گرفت از چند تن از بزرگان مسلمانان که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد؛[۲] به همین دلیل به حاکم وقت مدینه -ولید بن عتبه- نامه ای نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و در نامه بسیار کوتاه دیگری خطاب به ولید نوشت: &laquo;از حسین بن علی و عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر و عبدالله بن زبیر به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.&raquo;[۳] پس از آن، نامه دیگری نیز از طرف یزید آمد که در آن تأکید کرده بود:نام موافقان و مخالفان را برای من بنویس و سر حسین بن علی را نیز با جواب نامه به سوی من بفرست&raquo;.[۴] ولید با مروان بن حکم مشورت کرد[۵] و سپس عبدالله بن عمرو را به دنبال امام حسین(ع)، ابن زبیر، عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر فرستاد.[۶]\r\n\r\nحسین(ع) به همراه سی نفر[۷] از نزدیکان خود به دارالاماره مدینه رفت.[۸] ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد. حسین(ع) به ولید فرمود: &laquo;آیا تو راضی می شوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد.&raquo; ولید جواب داد: &laquo;نظر من نیز همین است.&raquo;[۹] حضرت(ع) فرمود: &laquo;پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.&raquo;[۱۰]\r\n\r\nحاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات حسین(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب ایشان را دریافت کند.[۱۱] حسین(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید همراه بود.[۱۲] بعد از این مهلت خواهی حضرت(ع) تصمیم گرفت مدینه را ترک کند.[۱۳]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحرکت از مدینه به مکه\r\n\r\nامام حسین(ع) شب یکشنبه، دو شب مانده از ماه رجب و به نقلی دیگر سوم شعبان سال ۶۰ق[۱۴] به همراه ۸۴ نفر از اهل بیت و یارانش، مدینه را به قصد مکه ترک کرد.[۱۵] بنابر برخی منابع، ایشان شب هنگام نزد قبر مادر و برادر رفت و نماز خواند و وداع کرد و صبح به خانه برگشت.[۱۶] در برخی دیگر از منابع آمده است حضرت(ع) دو شب متوالی را در کنار قبر رسول خدا(ص) بیتوته کرد.[۱۷]\r\n\r\nدر این سفر به جز محمد بن حنفیه[۱۸] بیشتر خویشاوندان امام حسین(ع) از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده های آن حضرت(ع)، ایشان را همراهی می کردند.[۱۹] علاوه بر بنی هاشم، بیست و یک نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه شدند.[۲۰]\r\n\r\nمحمد بن حنفیه برادر امام حسین(ع) پس از اطلاع از سفر قریب الوقوع امام، برای خداحافظی نزد ایشان آمد. حسین(ع) وصیتنامه ای برای او نوشت که در آن آمده است:\r\n\r\nإنّی لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسداً و لا ظالماً وَ إنّما خرجْتُ لِطلب الإصلاح فی اُمّة جدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهی عن المنکر و اسیرَ بِسیرة جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب\r\n\r\nمن از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، حرکت نکردم؛ بلکه اصلاح امّت جدّم را می جویم. می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیره جدّم و پدرم علی بن ابی طالب(ع) رفتار کنم....[۲۱]\r\n\r\nامام حسین(ع) با همراهانش از مدینه خارج شد و بر خلاف خواسته نزدیکانش راه اصلی مکه را پیش گرفت.[۲۲] در میان راه مکه، حسین(ع) با عبدالله بن مطیع برخورد کرد. او از مقصد امام پرسید. امام فرمود: &laquo;اکنون آهنگ مکه دارم. چون آنجا برسم، از خداوند متعال برای پس از آن، طلب خیر خواهم کرد&raquo;. عبدالله امام را از مردم کوفه برحذر داشت و از ایشان خواست در مکه باقی بماند.[۲۳]\r\n\r\nامام حسین(ع) بعد از پنج روز، در سوم شعبان سال ۶۰ق به مکه رسید[۲۴] و با استقبال گرم مردم مکه و حاجیان بیت الله الحرام روبرو شد.[۲۵] مسیر حرکت حسین(ع) از مدینه تا مکه شامل این منازل است: ذوالحلیفه، ملل، سیاله، عرق ظبیه، زوحاء، انایه، عرج، لحر جمل، سقیا، ابواء، گردنه هَرشا،[۲۶]رابغ، جحفه، قدید، خلیص، عسفان و مر الظهران.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامام در مکه\r\n\r\nامام حسین(ع) بیش از چهار ماه از ۳ شعبان تا ۸ ذی الحجه در مکه ماند. ساکنان مکه با شنیدن خبر حضور حسین(ع) خوشحال شدند و صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت وآمد بودند و گفته اند که این بر عبدالله بن زبیر سخت گران آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وی بیعت کنند. وی می دانست که تا امام حسین(ع) در مکه است، کسی با او بیعت نمی کند.[۲۷]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنامه کوفیان و دعوت از امام برای قیام\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\tنامه سلیمان بن صُرَد به امام حسین(ع)\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t\r\n\t\t\t...سپاس خدای را که دشمن جبّار تو را شکست؛ کسی که بر این امّت شورید؛ اموال آن را غصب کرد و بدون رضایت بر آن حاکم شد؛ پس از آن، بهترین ها را کشت و بدترین ها را برجای گذاشت و مال خدا را میان ثروتمندان بگرداند؛ دور باد همان گونه که ثمود؛ اما اکنون امامی نداریم، بیا، شاید خداوند همه ما را زیر سایه رهبری تو بر راه حق، وحدت بخشد...\r\n\t\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tطبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۱.\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمدت چندانی از ورود حسین(ع) به مکه نگذشته بود که شیعیان عراق خبر مرگ معاویه را دریافت کردند و از بیعت نکردن امام حسین(ع) و ابن زبیر با یزید باخبر شدند. از این رو در منزل سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و اقدام به نوشتن نامه ای به امام و دعوت از ایشان به کوفه نمودند.[۲۸] دو روز پس از ارسال این نامه، کوفیان ۱۵۰ نامه (که هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود) به سوی حسین(ع) فرستادند.[۲۹] دو روز بعد نیز نامه هایی نزد حسین(ع) فرستاده شد.[۳۰] محتوای همه این نامه ها درخواست از حضرت برای آمدن به کوفه بود.\r\n\r\nحسین(ع) از پاسخ دادن به نامه ها خودداری می کرد تا اینکه حجم نامه ها بسیار زیاد شد، آن گاه حسین(ع) نامه ای نوشت.[۳۱] در این نامه آمده است که:\r\n\r\n...من، برادرم، عموزاده ام و فرد مورد اعتماد از اهل بیتم را می فرستم. به او گفته ام تا از حال و کار و عقیده شما مرا آگاه سازد. اگر او به من نوشت که آرای شما همان است که در نامه هایتان آمده، نزد شما خواهم آمد... امام، فقط کسی است که به کتاب خدا عمل کند، عدالت را اجرا نماید، به دین حق باور داشته باشد و خود را وقف خداوند کند.[۳۲]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسفیر حسین(ع) در کوفه\r\n\r\nامام حسین(ع) نامه ای به مردم کوفه نوشت[۳۳] و آن را به پسر عمویش مسلم بن عقیل داد تا عازم عراق شود و اوضاع و احوال آنجا را بررسی کند و به ایشان گزارش دهد.[۳۴] مسلم پس از رسیدن به کوفه در خانه مختار بن ابی عبید ثقفی،[۳۵] و بنابر برخی روایات در خانه مسلم بن عوسجه ساکن شد.[۳۶]شیعیان به محل اقامت مسلم رفت و آمد می کردند و او نامه امام را برای آنان می خواند.[۳۷] مسلم آغاز به گرفتن بیعت برای امام حسین(ع) کرد.[۳۸]در کوفه ۱۲۰۰۰[۳۹] یا ۱۸۰۰۰[۴۰] و یا بیش از ۳۰۰۰۰ نفر[۴۱] با امام حسین(ع) بیعت کردند و برای همراهی امام اعلام آمادگی کردند. مسلم نامه ای به امام نوشت و پرشماری بیعت کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فراخواند.[۴۲]\r\n\r\nیزید هنگامی که خبر بیعت مردم با مسلم و نرمش نعمان بن بشیر (حاکم آن زمان کوفه) با آنان را شنید، ابن زیاد را (که آن هنگام حاکم بصره بود) به حکومت کوفه نیز منصوب کرد.[۴۳] ابن زیاد پس از ورود به کوفه به جستجوی بیعت کنندگان پرداخت و سران قبایل را تهدید کرد.[۴۴]\r\n\r\nروایات تاریخی از ترس مردم بر اثر تبلیغات همراهان عبیدالله و پراکنده شدن سریع آنان از اطراف مسلم حکایت دارند، تا جایی که شب هنگام مسلم تنها ماند و جایی برای خفتن نداشت[۴۵] و در نهایت پس از درگیری، با امان نامه محمد بن اشعث تسلیم[۴۶] به قصر آورده شد؛ ولی ابن زیاد، امان پسر اشعث را بی جا خواند و دستور داد سر مسلم را از بدن جدا کنند.[۴۷]\r\n\r\nبنابر برخی گزارش های تاریخی، مسلم که نگران امام حسین(ع) بود، به عمر بن سعد که قریشی بود وصیت کرد. نخستین وصیت مسلم این بود که عمر کسی را نزد امام بفرستد و آن حضرت را از آمدن به کوفه منع کند.[۴۸] در منطقه زباله پیام مسلم که هنگام شهادت به عمر بن سعد گفته بود، به دست امام رسید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحرکت از مکه به سمت کوفه\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nمسیر حرکت امام حسین از مکه به کربلا (برای بزرگ نمایی موس را روی تصویر ببرید)\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\nامام حسین(ع) پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مکه، در روز سه شنبه، هشتم ذی حجه[۴۹] (همان روزی که مسلم در کوفه قیام کرد) به همراه ۸۲ نفر[۵۰] (که ۶۰ نفر آنان از شیعیان کوفه بودند)[۵۱]، مکه را به سوی کوفه ترک کرد.\r\n\r\nبرخی از مورخان و محدثان از جمله شیخ مفید نوشته اند امام حسین(ع) برای خارج شدن از مکه، نیت خود را از حج به عمره مفرده برگرداند و از احرام خارج شد؛[۵۲] اما برخی با تکیه بر شواهد تاریخی و روایی گفته اند امام حسین از ابتدا نیت عمره مفرده کرده بود و پس از انجام اعمال آن، از مکه خارج شد.[۵۳](رجوع کنید به: حج ناتمام)\r\n\r\nدر یک ماه آخر اقامت امام حسین(ع) در مکه که احتمال سفر آن حضرت به کوفه می رفت، برخی از جمله عبداللّه بن عبّاس نزد حضرت آمدند تا ایشان را از سفر به کوفه منصرف کنند؛ ولی توفیقی نیافتند.\r\n\r\nپس از خروج امام حسین(ع) و یارانش از مکه، یحیی بن سعید فرمانده پاسبانان عمرو بن سعید بن عاص -فرماندار مکه - با گروهی از یارانش، راه را بر حسین(ع) بستند؛ ولی حضرت اعتنایی نکرد و به راهش ادامه داد.[۵۴]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمسیر مکه به کوفه\r\n\r\nمنزلگاه های کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه به این ترتیب است: ۱. بستان بنی عامر، ۲. تنعیم (تصرف کاروانی که بحیر بن ریسان حمیری کارگزار یزید در یمن از صفایا &ndash;غنایم برگزیده- به شام می فرستاد)، ۳. صفاح (ملاقات حضرت با فرزدق شاعر)، ۴. ذات عرق (ملاقات حسین(ع) با بشر بن غالب و نیز با عون بن عبدالله بن جعفر...)، ۵. وادی عقیق، ۶. غمره، ۷. ام خرمان، ۸. سلح، ۹. افیعیه، ۱۰. معدن فزان، ۱۱. عمق، ۱۲. سلیلیه، ۱۳. مغیثه ماوان، ۱۴.نقره، ۱۵. حاجر (فرستادن قیس بن مسهر به کوفه)، ۱۶. سمیراء، ۱۷. توز، ۱۸. اجفر (برخورد حسین(ع) با عبدالله بن مطیع عدوی و نصیحت او به حسین(ع) برای بازگشت)، ۱۹. خزیمیه، ۲۰. زرود (پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسین(ع) و دیدار با فرزندان مسلم و اطلاع از شهادت مسلم و هانی)، ۲۱. ثعلبیه، ۲۲. بطان، ۲۳. شقوق، ۲۴. زباله (اطلاع از شهادت قیس و پیوستن گروهی به حسین(ع) از جمله نافع بن هلال)، ۲۵. بطن عقبه (ملاقات حسین(ع) با عمرو بن لوزان و نصیحت او به حسین(ع) برای بازگشت)، ۲۶. عمیه، ۲۷. واقصه، ۲۸. شراف، ۲۹. برکه ابومسک، ۳۰. جبل ذی حسم (برخورد حسین(ع) با سپاه حر بن یزید ریاحی)، ۳۱. بیضه (خطبه معروف حسین(ع) برای یاران خود و حر)، ۳۲. مسیجد، ۳۳. حمام، ۳۴. مغیثه، ۳۵. ام قرون، ۳۶. عذیب (مسیر کوفه از عذیب به قادسیه و حیره بود، اما حسین(ع) راه را عوض کرده و در کربلا فرود آمد)، ۳۷. قصر بنی مقاتل (ملاقات حسین(ع) با عبیدالله بن حر جعفی و ردکردن دعوت حسین(ع) برای یاری)، ۳۸. قطقطانه، ۳۹. کربلا -وادی طف- (روز دوم محرم سال ۶۱ هجری ورود امام به کربلا).[۵۵]\r\n\r\nامام در هر منزل برای جذب افراد یا روشن کردن ذهن ها تلاش می کرد؛ از جمله در ذات عرق، شخصی با نام بشر بن غالب اسدی به امام رسید و اوضاع کوفه را آشفته توصیف کرد. حضرت سخن او را تأیید کرد. آن شخص از امام حسین(ع) درباره آیه &laquo;یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاس بِإِمَامِهِم&raquo;[۵۶] پرسید. حضرت فرمود:\r\n\r\nامامان دو دسته اند: دسته ای که مردم را به هدایت می خوانند و گروهی که به ضلالت دعوت می کنند. کسی که امام هدایت را پیروی کند به بهشت می رود و کسی که امام ضلالت را پیروی کند، وارد جهنم می شود.[۵۷]\r\n\r\nبشر بن غالب با امام همراه نشد؛ ولی بعدها او را دیدند که سر قبر امام حسین(ع) گریه می کند و از یاری نکردن حضرت، اظهار پشیمانی می کند.[۵۸]\r\n\r\nدر منطقه ثعلبیه نیز فردی به نام ابوهرّه ازدی به امام رسید و علت سفر را جویا شد. حضرت فرمود:\r\n\r\nامویان مالم را گرفتند، صبر کردم. دشنامم دادند، تحمّل نمودم. خواستند خونم را بریزند، گریختم. ای ابوهره! بدان که من به دست فرقه ای باغی(سرکش) کشته خواهم شد و خداوند لباس مذلّت را به طور کامل به تن آنان خواهد پوشاند و شمشیری بُرنده بر آنان حاکم خواهد کرد؛ کسی که آنان را ذلیل سازد.[۵۹]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفرستادن قیس بن مُسهر به کوفه\r\n\r\nنقل شده چون امام حسین(ع) به منطقه بطنُ الرُّمّه رسید، برای کوفیان نامه ای نوشت و از حرکت خود به سمت کوفه خبر داد.[۶۰] امام نامه را به قیس بن مسهر صیداوی سپرد. او وقتی به قادسیه رسید، گروهی از ماموران ابن زیاد راه را بر او گرفتند تا از او بازجویی کنند. قیس به ناچار نامه امام را پاره نمود تا دشمنان از مضمون آن آگاه نشوند. وقتی قیس را دستگیر کردند و نزد ابن زیاد آوردند، ابن زیاد به او گفت: &laquo;به خدا سوگند تو را هرگز رها نمی کنم؛ مگر آنکه نام افرادی که حسین(ع) برای آنها نامه فرستاده است بگویی، و یا اینکه بر منبر بروی و حسین(ع) و پدر و برادرش را ناسزا بگویی! در این صورت تو را رها می کنم وگرنه تو را خواهم کشت!&raquo; قیس قبول کرد و برفراز منبر رفت ولی به جای سب حسین(ع) گفت:\r\n\r\n&laquo;من فرستاده حسین بن علی(ع) به سوی شما هستم، نزد شما آمده ام تا پیام او را برسانم. به ندای او لبیک گوئید.&raquo;\r\n\r\nابن زیاد دستور داد او را به بالای قصر دارالاماره بردند و به پایین افکنند.[۶۱]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفرستادن عبدالله بن یقطر به کوفه\r\n\r\nروایت شده که &laquo;امام حسین(ع) قبل از اطلاع از شهادت مسلم، برادر رضاعی (برادر شیری) خود &ndash;عبدالله بن یقطر-[۶۲] را به سوی مسلم فرستاد، که به دست حصین بن تمیم گرفتار و به نزد عبیدالله بن زیاد برده شد. عبیدالله دستور داد عبدالله بن یقطر را به بالای قصر دارالاماره برده تا در برابر مردم کوفه، امام حسین(ع) و پدر بزرگوارش را لعن کند! هنگامی که فرزند یقطر، بالای قصر رفت خطاب به مردم گفت:\r\n\r\n&laquo;ای مردم! من فرستاده حسین(ع) فرزند دختر پیامبر(ص) شمایم؛ به یاری او بشتابید و بر پسر مرجانه بشورید.&raquo;.[۶۳]\r\n\r\nعبیدالله چون چنین دید فرمان داد تا او را از بالای قصر به زیر انداختند. او در حال جان دادن بود که مردی آمد و او را به قتل رساند.[۶۴] خبر شهادت عبدالله بن یقطر به همراه خبر شهادت مسلم و هانی در منزل گاه زباله به امام رسید.[۶۵]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nسفیر حسین(ع) در بصره\r\n\r\n\r\n\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tروزشمار واقعه عاشورا\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tسال ۶۰ قمری\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۵ رجب\r\n\t\t\tمرگ معاویه\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۲۸ رجب\r\n\t\t\tخروج امام حسین (ع) از مدینه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۳ شعبان\r\n\t\t\tورود امام(ع) به مکه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۰ رمضان\r\n\t\t\tرسیدن نخستین نامه های کوفیان به امام(ع).\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۲ رمضان\r\n\t\t\tرسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام(ع) توسط قیس بن مُسْهِر، عبدالرحمان ارحبی و عُمارَة سَلُولی.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۴ رمضان\r\n\t\t\tوصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط هانی بن هانی سبیعی و سعید بن عبدالله حنفی.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۵ رمضان\r\n\t\t\tخروج مسلم از مکه به سوی کوفه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۵ شوال\r\n\t\t\tورود مسلم بن عقیل به کوفه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۱ ذی القعده\r\n\t\t\tنامه مسلم بن عقیل به امام حسین و دعوت از ایشان برای آمدن به کوفه\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۸ ذیحجه\r\n\t\t\tخروج امام حسین(ع) از مکه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۸ ذیحجه\r\n\t\t\tقیام مسلم بن عقیل در کوفه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۹ ذیحجه\r\n\t\t\tشهادت مسلم بن عقیل در کوفه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\tسال ۶۱ قمری\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱ محرم\r\n\t\t\tیاری خواستن امام از عبیدالله بن حر جعفی و عمرو بن قیس در قصر بنی مقاتل\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۲ محرم\r\n\t\t\tورود کاروان امام(ع) به کربلا\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۳ محرم\r\n\t\t\tورود عمر سعد به کربلا با سپاه چهار هزار نفری.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۶ محرم\r\n\t\t\tیاری خواستن حبیب بن مظاهر از بنی اسد برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۷ محرم\r\n\t\t\tبستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۷ محرم\r\n\t\t\tپیوستن مسلم بن عوسجه به امام حسین(ع) و یارانش.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۹ محرم\r\n\t\t\tورود شمر بن ذی الجوشن به کربلا.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۹ محرم\r\n\t\t\tامان نامه شمر به فرزندان ام البنین.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۹ محرم\r\n\t\t\tاعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۰ محرم\r\n\t\t\tواقعه عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۱ محرم\r\n\t\t\tمحرم حرکت اسرا به سوی کوفه\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۱ محرم\r\n\t\t\tدفن شهدا توسط بنی اسد (از اهل غاضریه)\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۲ محرم\r\n\t\t\tدفن شهدا بنابر نقلی دیگر\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۲ محرم\r\n\t\t\tورود کاروان اسرای کربلا به کوفه.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱۹ محرم\r\n\t\t\tحرکت کاروان اسیران از کوفه به شام.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۱ صفر\r\n\t\t\tورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۲۰ صفر\r\n\t\t\tاربعین حسینی\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۲۰ صفر\r\n\t\t\tورود اهل بیت امام(ع) به کربلا\r\n\t\t\r\n\t\t\r\n\t\t\t۲۰ صفر\r\n\t\t\tبازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال.\r\n\t\t\r\n\t\r\n\r\n\r\nامام حسین(ع) نامه ای نوشت و آن را به وسیله یکی از موالیان خود به نام سلیمان بن رزین، برای سران پنج قبیله بصره (یعنی قبایل: عالیه، بکر بن وائل، تمیم، عبد القیس و اَزْد) فرستاد.[۶۶] سلیمان به هر یک از سران بصره به نام های مالک بن مسمع بکری، احنف بن قیس، مُنذِر بن جارود، مسعود بن عمرو، قیس بن هَیثَم و عمرو بن عبیداللّه بن مَعمَر نسخه ای از نامه امام را رساند.[۶۷] مضمون این نامه ها که با متنی واحد نگارش یافته بود، چنین بود:\r\n\r\n&laquo;...شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبر خدا(ص) فرا می خوانم. به راستی که سنّت، از میان رفته است و بدعتها زنده شده اند. اگر سخنم را بشنوید و از فرمانم پیروی کنید، شما را به راه درست، هدایت می کنم.&raquo;[۶۸]\r\n\r\nهر یک از بزرگان بصره که نسخه ای از نامه حسین(ع) را دریافت کردند آن را مخفی نگه داشتند به جز مُنذِر بن جارود که گمان بُرد این امر از نیرنگ های عبیداللّه بن زیاد است.[۶۹] از این رو در شبی که فردای آن روز ابن زیاد قصد عزیمت به کوفه را داشت، موضوع را به وی گزارش داد.[۷۰] عبیداللّه نیز فرستاده حسین(ع) را به حضور طلبیده او را گردن زد.[۷۱]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتغییر مسیر به سمت کربلا\r\n\r\nامام پس از رسیدن به منزلگاه عذیب الهجانات مجبور شد به سمت کربلا تغییر مسیر دهد.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبرخورد با سپاه حر بن یزید ریاحی\r\n\r\nابن زیاد چون از حرکت امام حسین(ع) به سوی کوفه آگاه شد، حصین بن تمیم -رئیس شرطۀ خود- را همراه با چهار هزار نفر مرد نظامی به &laquo;قادسیه&raquo; اعزام کرد تا حد فاصل بین قادسیه تا &laquo;خفّان&raquo; و &laquo;قُطقُطانیه&raquo; تا &laquo;لَعلَع&raquo; را دقیقاً زیر نظر بگیرند تا از عبور و مرور کسانی که در این مناطق در تردد بودند مطلع گردند.[۷۲]حر بن یزید ریاحی و هزار سرباز تحت امر او نیز بخشی از این لشکر چهار هزار نفری بودند که از سوی حصین بن تمیم برای جلوگیری از حرکت کاروان امام حسین به منطقه اعزام شده بودند.[۷۳]\r\n\r\nابومخنف از دو مرد اسدی که امام را در این سفر همراهی می کردند، نقل کرده است که: &laquo;چون کاروان امام حسین(ع) از منزل گاه شراف حرکت کرد در میانه روز به طلایه داران لشکر دشمن رسید. پس حسین(ع) به طرف ذو حُسَم روان شد.&raquo;[۷۴]\r\n\r\nحر بن یزید و سپاهیانش به هنگام ظهر، در برابر امام حسین(ع) و یارانش قرار گرفتند. حسین(ع) به یاران خود دستور دادند که سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب کنند!\r\n\r\nهنگام نماز ظهر فرا رسید، امام به مؤذن خود -حَجّاج بن مسروق جعفی- دستور داد تا اذان بگوید. چون هنگام اقامه نماز شد، امام حسین(ع) پس از حمد و ثنای الهی فرمود:\r\n\r\n&laquo;ای مردم! این، عذری است به درگاه خداوند عزوجل و شما. من به سوی شما نیامدم مگر پس از آنکه نامه های شما به من رسید و فرستادگان شما نزد من آمدند و از من خواستند که به نزد شما آیم و گفتید که ما امام نداریم، باشد که به وسیله من خدا شما را هدایت کند، پس اگر بر سر عهد و پیمان خود هستید من به شهر شما می آیم و اگر آمدنم را ناخوش می دارید، باز گردم.&raquo;\r\n\r\nحر و سپاهیانش سکوت اختیار کردند و هیچ نگفتند. پس امام حسین به مؤذن دستور داد که اقامه نماز ظهر را گفت. نماز جماعت برپا شد و حر و سپاهیانش نیز به امام اقتدا کردند.[۷۵] عصر همان روز امام حسین(ع) به یارانش فرمود تا برای حرکت، آماده شوند. سپس از خیمه بیرون آمد و به مؤذن خویش دستور فرمودند تا اعلان نماز عصر نماید. پس از اقامه نماز عصر حسین(ع) رو به مردم کردند و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند:\r\n\r\n&laquo;ای مردم! اگر تقوای الهی پیشه سازید و حق را برای کسانی که اهلیت آن را دارند بشناسید، مایه خشنودی خداوند را فراهم می سازید. ما اهل بیت نسبت به مدّعیانی که ادعای حقّی را می کنند که مربوط به آنها نیست و رفتارشان با شما بر اساس عدالت نیست و در حقّ شما جفا روا می دارند، سزاوارتر به ولایت بر شما هستیم. اگر شما برای ما چنین حقّی را قائل نیستید و تمایلی به اطاعت از ما ندارید و نامه های شما با گفتارتان و آراءتان یکی نیست، من از همین جا باز خواهم گشت.&raquo;\r\n\r\nحر بن یزید گفت: من از این نامه هایی که شما گفتید، اطلاعی ندارم! ما جزو نویسندگان این نامه ها نبودیم. ما مأموریت داریم به محض روبه رو شدن با شما، شما را به نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.[۷۶]\r\n\r\nحسین(ع) به همراهانش فرمود: &laquo;باز گردید!&raquo; چون خواستند بازگردند حر و همراهانش مانع شدند. حر گفت: &laquo;شما را باید نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!&raquo;\r\n\r\nحسین(ع) فرمود: &laquo;به خدا سوگند به دنبال تو نخواهم آمد.&raquo;\r\n\r\nحر گفت: &laquo;من مأمور به جنگ با شما نیستم؛ ولی مأمورم از شما جدا نگردم تا شما را به کوفه ببرم، پس اگر شما از آمدن خودداری می کنید راهی را در پیش گیرید که شما را نه به کوفه برساند و نه به مدینه؛ تا من نامه ای برای عبیدالله بنویسم؛ شما هم در صورت تمایل نامه ای به یزید بنویسید تا شاید این امر به عافیت و صلح منتهی گردد و در پیش من این کار بهتر است از آنکه به جنگ و ستیز با شما آلوده شوم.&raquo;[۷۷]\r\n\r\nامام حسین(ع) از ناحیه چپ راه &laquo;عذیب&raquo; و &laquo;قادسیه&raquo; حرکت کردند؛ در حالی که فاصله آنها تا &laquo;عذیب&raquo; سی و هشت میل بود، و حر هم با آن حضرت(ع) حرکت می کرد.[۷۸]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nرسیدن پیک عبیدالله\r\n\r\nپس از دمیده شدن سپیده صبح، حسین(ع) در منزل گاه &laquo;بیضه&raquo;[۷۹] توقف کرد و نماز صبح به جای آورد و سپس با یاران خود حرکت کرد؛ تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین &laquo;نینوا&raquo; رسیدند.[۸۰] پیک عبیدالله بن زیاد نامه ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر نوشته بود: &laquo;چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب. به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.&raquo;[۸۱]\r\n\r\nحر نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، حسین(ع) به او فرمود: &laquo;بگذار در نینوا و یا غاضریه[۸۲] فرود آییم.&raquo;[۸۳] حر گفت: &laquo;ممکن نیست، زیرا عبیدالله آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!&raquo;.\r\n\r\nزهیر بن قین گفت: &laquo;به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست.&raquo; حسین(ع) فرمود: &laquo;درست می گویی ای زهیر؛ ولی من آغازکننده جنگ نخواهم بود.&raquo;[۸۴]\r\n\r\nسپس حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند.[۸۵]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامام در کربلا\r\n\r\nورود امام به کربلا\r\n\r\nبیشتر منابع، در گزارش های خود از روز پنج شنبه دوم محرّم سال شصت و یک هجری، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به کربلا یاد کرده اند.[۸۶] با این وجود گزارش دینوری را نیز که روز ورود امام به کربلا را روز چهارشنبه اول محرم عنوان کرده است،[۸۷] نباید از نظر دور داشت.\r\n\r\nوقتی که حُر به حسین(ع) گفت: &laquo;همین جا فرود آی که فرات، نزدیک است.&raquo; حسین(ع) فرمود: &laquo;نام اینجا چیست؟&raquo;\r\n\r\nگفتند: کربلا\r\n\r\nفرمود: اینجا، جایگاه کَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی صفین، از اینجا گذشت و من با او بودم. ایستاد و از نام آن پرسید. نامش را به او گفتند. پس فرمود: &laquo;اینجا، جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان، و اینجا، جایگاه ریخته شدن خون هایشان است.&raquo; موضوع را پرسیدند. فرمود: &laquo;کاروانی از خاندان محمد(ص)، اینجا فرود می آیند.&raquo;[۸۸]\r\n\r\nامام حسین فرمود: &laquo;اینجا، جایگاه مَرکب ها و خیمه گاه ما و قتلگاه مردان ما و جای ریخته شدن خون هایمان است.&raquo;[۸۹] آنگاه فرمان داد که بارهایش را در آنجا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم[۹۰] و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال شصت و یک هجری بود.[۹۱]\r\n\r\nنقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست؛ سپس فرمود: &laquo;خداوندا بدرستی که ما عترت و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و بنی امیه به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حق مان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.&raquo;\r\n\r\nپس رو به اصحاب کرده فرمود:\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nاَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ\r\n&nbsp;(ترجمه: مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هر گاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند. )\r\n\r\n\r\n\r\nخوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۳۳۷\r\n\r\n\r\nسپس امام زمین کربلا را که چهار میل در چهار میل وسعت داشت از ساکنان نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خرید و با آنان شرط کرد که مردم را به سوی قبرش راهنمایی کنند و از زائرانش سه روز پذیرایی کنند.[۹۲]\r\n\r\nپس از فرود آمدن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا در دوم محرم سال شصت و یک هجری،[۹۳]حر بن یزید ریاحی نامه ای به عبیداللّه بن زیاد نوشت و او را از فرود آمدن حسین(ع) در این سرزمین با خبر ساخت.[۹۴] در پی این نامه، عبیداللّه نامه ای خطاب به حسین(ع) نوشت:\r\n\r\n&laquo;امّا بعد، ای حسین از فرود آمدنت در کربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان -یزید بن معاویه- به من فرمان داده که لحظه ای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن که تو را به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حکم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام&raquo;\r\n\r\nنقل شده حسین(ع) پس از خواندن این نامه، آن را به کناری پرتاب کرد و فرمود:\r\n\r\n&laquo;قومی که رضایت خود را بر رضایت آفریدگارشان مقدّم بدارند رستگار نخواهند شد.&raquo;\r\n\r\nپیک ابن زیاد به حضرت(ع) عرض کرد: یا اباعبداللّه پاسخ نامه را نمی دهی؟ امام حسین(ع) فرمود: &laquo;پاسخش عذاب دردناک الهی است که به زودی او را فرا می گیرد.&raquo;\r\n\r\nپیک نزد ابن زیاد بازگشت و سخن حضرت را به او بازگفت. عبیدالله نیز دستور تجهیز سپاه برای جنگ با حسین(ع) را داد.[۹۵]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nورود عمر بن سعد به کربلا\r\n\r\nعمر بن سعد روز سوم محرم، به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد.[۹۶] در چگونگی آمدن عمر بن سعد به کربلا گفته شده: عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد را فرمانده چهار هزار تن از کوفیان کرده و به او دستور داده بود تا آنان را به ری و دَستَبی[۹۷] برده با دیلمیانی که بر این منطقه چیره شده بودند، مبارزه کند. عبیداللَّه همچنین فرمان حکومت ری را نیز به نام عمر نوشته بود و او را به سمت فرمانداری این شهر برگزیده بود. پسر سعد به همراه یاران خود از کوفه بیرون رفت و در منطقه ای در بیرون کوفه به نام حمام اعین اردو زد. او برای رفتن به ری آماده می شد که موضوع قیام امام حسین(ع) پیش آمد و چون امام به سوی کوفه حرکت کرد ابن زیاد، عمر بن سعد را پیش خواند و به او دستور داد نخست به جنگ امام حسین(ع) برود و چون از آن فارغ شد، به سوی محل حکومت خود حرکت کند. ابن سعد جنگ با امام حسین(ع) را خوش نمی داشت از این رو از عبیدالله خواست تا او را از این کار معاف بدارد؛ اما ابن زیاد معافیت او را منوط به پس دادن فرمان حکومت ری کرد.[۹۸]\r\n\r\nعمر بن سعد چون اصرار عبیدالله بن زیاد را دید گفت: [به کربلا] می روم.[۹۹] پس با چهار هزار نفر سپاهی حرکت کرد و فردای روزی که امام حسین(ع) در نینوا فرود آمده بود به آن جا رسید.[۱۰۰]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآغاز گفتگوهای امام حسین(ع) و عمر بن سعد\r\n\r\nعمر بن سعد پس از آمدن به کربلا خواست پیکی سوی امام بفرستد تا از او بپرسد &laquo;...برای چه به این سرزمین آمده است و چه می خواهد؟&raquo; و این کار را به عزره بن قیس احمسی و دیگر بزرگانی که نامه دعوت به آن حضرت(ع) نوشته بودند، پیشنهاد کرد؛ اما آنان از انجام این کار خودداری کردند.[۱۰۱] اما کثیر بن عبدالله شعیبه پذیرفت و به سوی اردوگاه امام حسین(ع) حرکت کرد.\r\n\r\nاما چون ابوثمامه صائدی نگذاشت کثیر همراه با سلاح خود نزد حسین(ع) برود، بی نتیجه پیش عمر بن سعد بازگشت.[۱۰۲]\r\n\r\nپس از بازگشت کثیر بن عبداللَّه، عمر بن سعد از قرة بن قیس حنظلی[۱۰۳] خواست تا نزد امام حسین(ع) برود و او پذیرفت.\r\n\r\nامام حسین(ع) در جواب پیام عمر بن سعد به قره فرمود: &laquo;مردم شهرتان به من نامه نوشتند که بدین جا بیایم. اکنون اگر مرا نمی خواهند باز می گردم.&raquo; عمر بن سعد از این پاسخ شاد شد.[۱۰۴] پس نامه ای به عبیداللَّه بن زیاد نوشت و او را از سخن حسین(ع) آگاه کرد.[۱۰۵]\r\n\r\nعبیداللَّه بن زیاد در جواب نامه عمر بن سعد، بیعت حسین(ع) و یارانش با یزید بن معاویه را درخواست کرد.[۱۰۶]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتلاش ابن زیاد برای ارسال سپاه به کربلا\r\n\r\nپس از فرود آمدن امام حسین(ع) در کربلا، عبیداللّه بن زیاد، مردم را در مسجد کوفه جمع کرد و عطایای یزید- تا چهار هزار دینار و دویست هزار درهم- را در میان بزرگان شان تقسیم کرد و آنان را به یاری عمر بن سعد در جنگ با امام حسین(ع) فرا خواند. [۱۰۷]\r\n\r\nعبیدالله بن زیاد عمرو بن حریث مخزومی را به کارگزاری کوفه گماشت و خود نیز با یارانش از کوفه بیرون آمد و در نخیله اردو زد و مردم را وادار به حرکت به نخیله نمود.[۱۰۸] و [جهت جلوگیری از پیوستن کوفیان به سپاه امام حسین(ع)] پل کوفه را در اختیار گرفت و اجازه نداد کسی از آن عبور کند.[۱۰۹]\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nتصویر سازی نبرد در کربلا\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nبه دستور عبیدالله بن زیاد، حصین بن تمیم و چهار هزار سپاهی تحت امر او از قادسیه به نخیله فرا خوانده شدند.[۱۱۰]محمد بن اشعث بن قیس کندی و کثیر بن شهاب و قعقاع بن سوید نیز از سوی ابن زیاد مأموریت یافتند تا مردم را آماده نبرد با اباعبدالله الحسین(ع) کنند.[۱۱۱] ابن زیاد همچنین سوید بن عبدالرحمن منقری را به همراه چند سوار به کوفه فرستاد و به او دستور داد تا در کوفه جستجو کند و هر کس را که از رفتن به جنگ اباعبدالله(ع) خودداری کرده است، پیش او بیاورد. سوید در کوفه به جستجو پرداخت پس مردی از شامیان را که برای مطالبه میراث خود به کوفه آمده بود، بازداشت کرده، نزد ابن زیاد فرستاد. ابن زیاد نیز [جهت ترساندن مردم کوفه] دستور قتل او را صادر کرد. مردم که چنین دیدند همگی حرکت کردند و به نخیله رفتند.[۱۱۲]\r\n\r\nبا گرد آمدن مردم در نخیله، عبیدالله به حصین بن نمیر و حجار بن ابجر و شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن دستور داد تا جهت یاری ابن سعد به لشکرگاه او بپیوندند.[۱۱۳] شمر اولین نفری بود که فرمان او را اجرا کرد و آماده حرکت شد[۱۱۴] پس از شمر، زید (یزید) بن رَکاب کلْبی با دو هزار نفر، حُصَین بن نُمَیر سَکونی با چهار هزار نفر، مصاب ماری (مُضایر بن رهینه مازِنی) با سه هزار تن[۱۱۵] و حصین بن تمیم طهوی با دو هزار سپاهی[۱۱۶] و نصر بن حَربه (حَرَشه) با دو هزار تن از کوفیان حرکت کردند و به سپاه عمر بن سعد پیوستند.[۱۱۷] آن گاه ابن زیاد، مردی را به سوی شَبَث بن رِبعی ریاحی فرستاد و از او خواست که به سوی عمر بن سعد حرکت کند. شبث نیز با هزار سوار، به عمر بن سعد پیوست.[۱۱۸] پس از شبث، حجّار بن اَبجَر با هزار سوار[۱۱۹] و پس از او محمد بن اشعث بن قیس کندی با هزار سوار[۱۲۰] و حارث بن یزید بن رویم نیز از پی حجار بن ابجر روانه کربلا شدند.[۱۲۱] عبیدالله بن زیاد هر روز صبح و ظهر، گروهی از نظامیان کوفی را در دسته های بیست، سی، پنجاه تا صد نفری، به کربلا می فرستاد[۱۲۲] تا این که در ششم محرم تعداد نفرات سپاه عمربن سعد به بیش از بیست هزار تن رسید.[۱۲۳] عبیداللّه، عمربن سعد را فرمانده همه آنان نمود.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتلاش حبیب بن مظاهر برای گردآوری نیرو\r\n\r\nپس از گرد آمدن سپاهیان دشمن در کربلا، حبیب بن مظاهر اسدی با دیدن یاران اندک حسین(ع) با اجازه امام خود را به طور ناشناس به طایفه ای از قبیله بنی اسد رساند و درخواست یاری فرزند دختر پیامبر خدا(ص) را خواستار شد.\r\n\r\nبنی اسد، همراه حبیب بن مظاهر اسدی شبانه به سوی لشکرگاه امام حسین(ع) در حرکت بودند که چهار صد یا پانصد سوار از سپاه عمر بن سعد به سردستگی ازرق بن حرب صیداوی در کناره فرات راه را بر آنان بستند. کار به درگیری کشیده شده و بنی اسد به خانه هایشان بازگشتند و حبیب به تنهایی نزد حسین(ع) بازگشت.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nهفتم محرم و بسته شدن آب\r\n\r\nدر ۷ محرم، عبیدالله بن زیاد در نامه ای از عمر بن سعد خواست که میان آب و حسین(ع) و یارانش جدایی افکند تا یک قطره از آن ننوشند.\r\n\r\nچون این نامه به دست عمر بن سعد رسید به عمرو بن حجاج زبیدی فرمان داد تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و مانع دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب شوند.[۱۲۴]\r\n\r\nدر برخی منابع نقل شده که &laquo;پس از بسته شدن آب و شدت گرفتن تشنگی، امام حسین(ع) برادر خود، عباس را به حضور طلبید و او را با سی سوار و بیست پیاده به همراه بیست مشک به طلب آب فرستاد. آنان شبانه در حالی که نافع بن هلال جملی با پرچم در پیشاپیش گروه در حرکت بود به راه افتادند و خود را به شریعه فرات رساندند. عمرو بن حجاج که مأمور حراست از فرات بود، به مقابله با یاران امام حسین(ع) برخاست. گروهی از یاران حسین(ع) مشک های آب را پر کردند و گروهی دیگر چون قمر بنی هاشم(ع) و نافع بن هلال مشغول جنگ شده از آنان در برابر هجوم دشمنان محافظت می کردند تا بتوانند آب را به سلامت به خیمه ها برسانند. یاران حسین(ع) موفق شدند آب را به خیمه های حسین(ع) برسانند.&raquo;[۱۲۵]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nآخرین گفتگوهای امام حسین(ع) با عمر بن سعد\r\n\r\nبا فرود آمدن پی در پی لشکرها در اردوگاه عمر بن سعد، امام حسین(ع) عمرو بن قرظه انصاری را نزد عمر بن سعد فرستاد و به او پیغام داد که می خواهم امشب تو را در میان دو اردوگاه ملاقات کنم. شب هنگام، حسین(ع) و ابن سعد هر یک با همراهی بیست سوار به محل ملاقات آمدند؛ حضرت(ع) به جز برادرش -ابوالفضل العباس(ع)- و فرزندش -علی اکبر(ع)-، از سایر یاران خود خواست تا فاصله بگیرند ابن سعد نیز فرزندش &ndash;حفص- و غلامش را نگاه داشت و به دیگران دستور داد تا عقب بروند. به نقل برخی منابع در این دیدار حسین(ع) به او فرمود:...از این خیال و اندیشه ناصواب در گذر و راهی که صلاح دین و دنیای تو در آن است، اختیار کن...[۱۲۶] عمر قبول نکرد و حسین(ع) چون چنین دید فرمود: &laquo;خداوند تو را هلاک سازد و در روز قیامت نیامرزد؛ امید دارم که به فضل خدا از گندم ری نخوری&raquo; سپس بازگشت.[۱۲۷]\r\n\r\nگفتگوهای مکرر حسین(ع) و ابن سعد، سه یا چهار بار تکرار شد.[۱۲۸] به گفته برخی منابع، در پایان یکی از این گفتگوها، عمر بن سعد طی نامه ای خطاب به عبیداللَّه بن زیاد چنین نوشت:\r\n\r\n&laquo;... حسین بن علی(ع) با من پیمان بست که از همان جا که آمده به همان جا بازگردد یا به یکی از سرحدات بلاد مسلمین برود و در حقوق و تکالیف همانند دیگر مسلمانان بوده در سود و زیان مسلمانان شریک باشد، یا به نزد یزید برود تا هر چه یزید حکم دهد درباره او اجرا کنند و این مایه رضای شماست و صلاح امت است.[۱۲۹]\r\n\r\nچون عبیداللَّه نامه را خواند گفت: &laquo;به درستی که این نامه مردی است که اندرزگوی امیر خویش و مشفق قوم خویش است!&raquo; [و در صدد بود این پیشنهاد را بپذیرد] شمر بن ذی الجوشن که در مجلس بود برخاست و مانع شد. آنگاه عبیداللَّه بن زیاد شمربن ذی الجوشن را پیش خواند و گفت: &laquo;این نامه را پیش عمربن سعد ببر تا به حسین(ع) و یارانش بگوید به حکم من تسلیم شوند. اگر پذیرفتند آنها را به سلامت پیش من بفرستد و اگر نپذیرفتند با آنان بجنگد. اگر عمربن سعد جنگید شنوا و مطیع او باش و اگر از جنگیدن خودداری ورزید تو با حسین(ع) بجنگ که سالار قوم تویی؛ سپس گردن پسر سعد را بزن و سرش را پیش من بفرست.&raquo;[۱۳۰] آنگاه عبیداللَّه نامه ای به عمر بن سعد نوشت:\r\n\r\n&laquo;...من تو را به نزد حسین(ع) نفرستادهام که با او با مسامحه رفتار کنی و برای او آرزوی سلامت داشته باشی و شفیع او پیش من باشی. بنگر اگر حسین(ع) و همراهانش به حکم من گردن نهادند [و با یزید بیعت کردند] ایشان را به سلامت نزد من بفرست و اگر نپذیرفتند بر آنان هجوم آور و خونشان را بریز و بدن هایشان را مُثله کن چرا که مستحق چنین کاری هستند. چون حسین(ع) کشته شد اسب بر سینه و پشت وی بتاز که او سرکش است و ستمکار و من گمان ندارم که این کار پس از مرگ زیانی رساند ولی با خود عهد کرده ام که اگر او را کشتم با وی چنین کنم. پس اگر تو به این دستور عمل کردی پاداش مردی فرمانبردار و مطیع را به تو میدهیم و اگر آن را نپذیری دست از کار ما و لشکر ما بکش و لشکر را به شمربن ذی الجوشن واگذار زیرا ما او را امیر بر کار خود کردیم. و السلام.&raquo;[۱۳۱]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nروز تاسوعا\r\n\r\nشمر بن ذی الجوشن بعد از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم سال شصت و یکم هجری پس از نماز عصر به همراه فرمانی که عبیدالله بن زیاد به او داده بود، نزد عمر بن سعد رسید و فرمان را به او داد.[۱۳۲] عمر بن سعد به شمر گفت: من خود عهده دار این کار خواهم بود.[۱۳۳]\r\n\r\nشمر (که از طایفه ام البنین بود) و نیز به نقلی عبدالله بن ابی المحل -برادرزاده ام البنین- پیشتر از ابن زیاد برای فرزندان ام البنین امان نامه گرفته بودند.[۱۳۴] عبدالله بن ابی المحل امان نامه را به وسیله غلام خود -کزمان یا عرفان- به کربلا فرستاد. او پس از ورود به کربلا متن امان نامه را برای فرزندان ام البنین قرائت کرد؛ اما آنها مخالفت کردند.[۱۳۵] در روایتی دیگر آمده که شمر خود امان نامه را گرفت و به کربلا آورد و به نزد عباس(ع) و برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان برد.[۱۳۶] اما عباس(ع) و برادرانش همگی امان نامه را رد کردند.[۱۳۷] چنانکه شیخ مفید می نویسد گفتگوی آنها چنین بود که شمر گفت: شما ای خواهرزادگان من در امانید. آنها پاسخ دادند: خدا تو را و امانت را لعنت کند، ما را امان می دهی و فرزند رسول خدا بی امان است؟![۱۳۸]\r\n\r\nپس از عصر عمر بن سعد ندا داد: ای لشکریان خدا! سوار شوید و بشارت دهید. پس لشکریان سوار شدند و به سوی اردوگاه امام حرکت کردند.[۱۳۹]\r\n\r\nوقتی حسین(ع) از نیت دشمن آگاه شد، به برادرش عباس فرمود:\r\n\r\nاگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگزاریم. خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن را بسیار دوست می دارم.[۱۴۰]\r\n\r\nعباس نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست حسین(ع) را به اطلاع آنان رساند و از آنان آن شب را مهلت خواست. ابن سعد با مهلت یک شبه به امام حسین(ع) و یارانش موافقت نمود.[۱۴۱] در این روز خیمه های امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش محاصره گردید.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوقایع شب عاشورا\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nسخن حسین(ع) در شب عاشورا درباره یارانش:\r\nأما بعد فإنّی لا أعلم أصحابا أوفی و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی\r\n&nbsp;(ترجمه: من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیک تر از خویشاوندان خودم سراغ ندارم.)\r\n\r\n\r\n\r\nمفید، الارشاد، ج۲، ص۹۱\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتجدید پیمان یاران امام حسین\r\n\r\nامام حسین(ع) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به آنان گفت:\r\n\r\nبه گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که بیعتی از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید.\r\n\r\nدر این هنگام ابتدا اهل بیت امام و سپس یاران امام هر یک در سخنانی حماسی، اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام تأکید کردند. منابع تاریخی و مقاتل برخی از این سخنان را ضبط کرده اند.[۱۴۲]\r\n\r\nنگرانی حضرت زینب(س)\r\n\r\nپس از آن گفتگو حسین(ع) به اردوگاه برگشتند و وارد خیمه خواهرشان زینب(س) شدند. نافع بن هلال در بیرون خیمه منتظر حسین(ع) نشسته بود که شنید حضرت زینب(س) به حسین(ع) عرض کرد:\r\n\r\n&laquo;آیا شما یارانتان را آزموده اید؟ از این نگرانم که آنان نیز به ما پشت کنند و در هنگامه درگیری شما را تسلیم دشمن کنند.&raquo;\r\n\r\nحسین(ع) در پاسخ فرمود:\r\n\r\n&laquo;به خدا سوگند، این ها را امتحان کرده ام و آنان را مردانی یافتم که سینه سپر کرده اند، به گونه ای که مرگ را به گوشه چشمان شان می نگرند و به مرگ در راه من چنان شیرخواره به سینه مادرش انس دارند.&raquo;\r\n\r\nنافع هنگامی که احساس کرد اهل بیت امام حسین(ع) نگران وفاداری و استقامت اصحاب هستند، نزد حبیب بن مظاهر رفته و با مشورت او، تصمیم گرفتند با همراهی بقیه اصحاب به حسین(ع) و اهل بیت ایشان اطمینان دهند که تا آخرین قطره خون از ایشان دفاع خواهند کرد.[۱۴۳]\r\n\r\nحبیب بن مظاهر یاران حسین(ع) را ندا داد تا جمع شوند. سپس به بنی هاشم گفت: به خیمه های خویش باز گردند؛ بعد رو به اصحاب کرد و آن چه را که از نافع شنیده بود، بازگو کرد. همگی گفتند: &laquo;به آن خدایی که بر ما منت نهاد که در این جایگاه قرار بگیریم، اگر انتظار فرمان حسین(ع) نبودیم، اکنون با شتاب بر آنان حمله می کردیم تا جان خویش را پاک و چشم را روشن سازیم&raquo;.\r\n\r\nحبیب به همراه اصحاب با شمشیرهای کشیده و یک صدا به نزدیک حرم اهل بیت(ع) رسیده و گفت: &laquo;ای حریم رسول خدا(ص)! این شمشیرهای جوانان و جوانمردان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواهان شما را بزند. این نیزه های پسران شماست، سوگند یاد کرده اند که آن را تنها در سینه کسانی که از دعوتتان سر بر تافته اند فرو برند.&raquo;[۱۴۴]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوقایع روز عاشورا\r\n\r\nامام حسین(ع) پس از اقامه نماز صبح،[۱۴۵] صفوف نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده)[۱۴۶] را منظم کرد. حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه نمود.[۱۴۷] پس از سخنان حسین(ع)، زهیر بن قین آغاز به سخن کرد و از فضایل حسین(ع) گفت و به موعظه پرداخت.[۱۴۸]\r\n\r\nیکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری حر بن یزید ریاحی از لشکر عمر بن سعد و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) است.[۱۴۹]\r\n\r\nدر ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام، در اولین حمله به شهادت رسیدند. پس از آن، یاران امام به صورت فردی و یا دو نفری به مبارزه رفتند. اصحاب اجازه نمی دادند کسی از سپاه دشمن به حسین(ع) نزدیک شود.[۱۵۰] پس از شهادت اصحاب غیر هاشمی امام حسین(ع) در صبح و بعداز ظهر عاشورا، یاران بنی هاشمی حسین(ع) برای نبرد پیش آمدند. اولین کسی که از بنی هاشم از حسین(ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، علی اکبر بود.[۱۵۱] پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. ابوالفضل العباس(ع)، پرچمدار سپاه و محافظ خیمه ها نیز در نبرد با نگهبانان شریعه فرات به شهادت رسید.[۱۵۲]\r\n\r\nپس از شهادت بنی هاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد، اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمی نهاد. در میانه نبرد، علیرغم تنهایی حسین(ع) و زخم های سنگینی که بر سر و بدن او وارد شده بود، حسین(ع) بی مهابا شمشیر می زد.[۱۵۳]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشهادت امام حسین\r\n\r\nپیادگان تحت امر شمر بن ذی الجوشن، حسین(ع) را احاطه کردند ولی همچنان پیش نمی آمدند و شمر آنها را به حمله تشویق می کرد.[۱۵۴] شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن امام پر از تیر شده بود.[۱۵۵] حسین(ع)، عقب کشید و آنان در برابرش صف بستند.[۱۵۶] جراحات وارده و خستگی ناشی از جنگ، حسین(ع) را به شدت کم توان کرده بود از این رو ایستاد تا اندکی استراحت کند. در این هنگام، سنگی به پیشانی اش اصابت کرد و خون از آن جاری شد. همین که امام خواست با لبه پیراهن، خون از صورتش پاک کند تیر سه شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلبش نشست.[۱۵۷]مالک بن نُسَیر، با شمشیر، چنان ضربتی بر سرِ حسین(ع) زد که بند کلاه خود امام، پاره شد.[۱۵۸] و مردی به نام زرعة بن شریک تمیمی نیز ضربتی سخت به شانه چپ امام زد. سنان بن انس هم تیری به گلوی او زد. سپس صالح بن وهب جعفی (به نقلی سنان بن انس) پیش آمد و چنان با نیزه بر پهلوی حسین(ع) زد که با گونه راست از اسب به زمین افتاد.[۱۵۹]\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\n\r\nتابلوی عصر عاشورا اثر محمود فرشچیان\r\n\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان عمر سعد از جمله سنان بن انس نخعی و خولی بن یزید اصبحی، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار حسین(ع) تشویق کرد[۱۶۰] اما کسی نمی پذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند. وقتی خولی وارد گودال قتلگاه شد دستش لرزید و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست این کار را انجام دهد. شمر[۱۶۱] و به نقلی سنان بن انس[۱۶۲] از اسب پیاده شد و سر حسین(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.[۱۶۳]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nوقایع پس از شهادت امام\r\n\r\nپس از آنکه سنان سر امام را به خولی داد. سپاهیان عمر سعد هر چه را که حضرت به تن داشت، غارت کردند. قیس بن اشعث و بحر بن کعب، (لباس )[۱۶۴]، اسود بن خالد اودی (نعلین )، جمیع بن خلق اودی (شمشیر)، اخنس بن مرثد (عمامه)، بجدل بن سلیم (انگشتر) و عمر بن سعد، (زره)[۱۶۵] آن حضرت را ربودند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nغارت خیمه ها\r\n\r\nسپس، سپاه دشمن به خیمه ها هجوم بردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند. آنان در این امر بر یکدیگر سبقت می رفتند.[۱۶۶] شمر به قصد کشتن امام سجاد(ع)همراه گروهی از سپاهیان، وارد خیمه گاه شدند که زینب(س) مانع این کار شد. به نقلی دیگر برخی از سپاهیان عمر بن سعد به این امر اعتراض کردند.[۱۶۷] عمر بن سعد دستور داد زنان حرم را در چادری جمع کردند و تعدادی را بر محافظت آنان گماشت.[۱۶۸]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nتاختن اسب بر بدن امام\r\n\r\nبه دستور عمر بن سعد و در اجرای فرمان ابن زیاد، ده نفر داوطلب از سپاهیان کوفه، با اسبان شان بدن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوان های سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.[۱۶۹]\r\n\r\nاسحاق بن حویه[۱۷۰]، اخنس بن مرثد[۱۷۱]حکیم بن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدی، سالم بن خیثمه جعفی، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب جعفی، هانی بن شبث خضرمی و اسید بن مالک[۱۷۲] با اسب بر بدن امام تاختند.\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nفرستادن سرهای شهدا به کوفه\r\n\r\nعمر بن سعد در همان روز سر حسین(ع) را به همراه خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی به سوی عبیدالله بن زیاد فرستاد. او همچنین دستور داد سر شهدای کربلا را نیز از بدن جدا کنند و آنها را که هفتاد و دو سر بودند با شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث، عمرو بن حجاج و عزره بن قیس روانه کوفه کرد.[۱۷۳]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nاسارت اهل بیت امام\r\n\r\nنوشتار اصلی: اسیران کربلا\r\n\r\nبه دستور عمر بن سعد اجساد لشکریان کوفه دفن شدند اما پیکرهای حسین(ع) و یارانش بر زمین ماند.[۱۷۴]امام سجاد(ع) که بیمار بود، به همراه حضرت زینب(س) و بقیه بازماندگان، به اسارت گرفته و به کوفه نزد ابن زیاد و سپس به شام دربار یزید فرستاده شدند.[۱۷۵]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nدفن شهدا\r\n\r\n۱۱ محرم[۱۷۶] یا ۱۳ محرم[۱۷۷] را زمان دفن شهدای کربلا بیان کرده اند. بنابر برخی اقوال، پس از بازگشت عمر بن سعد و یارانش، جماعتی از بنی اسد که در نزدیکی کربلا منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و در موقعی از شب که ایمن از دشمن بودند، بر امام حسین(ع) و یارانش نماز گزاردند و آنان را دفن کردند.[۱۷۸]\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nمنبع: ویکی شیعه\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرا رسیدن ایام محرم و شهادت امام حسین علیه اسلام و یاران وفادارشان را به کلیه همکاران، استادان و دانشجویان پردیس شهید چمران تسلیت می گوییم. در ادامه تاریخ واقعه جانسوز کربلا (به نقل از ویکی شیعه) آمده است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خودداری امام حسین از بیعت با یزید<\/span><\/span><\/h2>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از مرگ <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/معاویه_بن_ابوسفیان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"معاویه بن ابوسفیان\">معاویه<\/a> (<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۵_رجب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۵ رجب\">۱۵ رجب<\/a> ۶۰ق) از مردم برای <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/یزید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یزید\">یزید<\/a> <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیعت\">بیعت<\/a> گرفته شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱]<\/a><\/sup> یزید تصمیم گرفت از چند تن از بزرگان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلمانان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلمانان\">مسلمانان<\/a> که دعوت معاویه را برای بیعت با یزید نپذیرفته بودند، بیعت بگیرد؛<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-2\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲]<\/a><\/sup> به همین دلیل به حاکم وقت <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مدینه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مدینه\">مدینه<\/a> -<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=ولید_بن_عتبه_بن_ابی_سفیان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ولید بن عتبه بن ابی سفیان (صفحه وجود ندارد)\">ولید بن عتبه<\/a>- نامه ای نوشت و او را از مرگ معاویه مطلع ساخت و در نامه بسیار کوتاه دیگری خطاب به ولید نوشت: «<em>از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حسین_بن_علی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حسین بن علی\">حسین بن علی<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_عمر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن عمر\">عبدالله بن عمر<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عبدالرحمن_بن_ابی_بکر&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالرحمن بن ابی بکر (صفحه وجود ندارد)\">عبدالرحمن بن ابی بکر<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_زبیر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن زبیر\">عبدالله بن زبیر<\/a> به زور بیعت بگیر و هر کس نپذیرفت گردنش را بزن.<\/em>»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-3\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳]<\/a><\/sup> پس از آن، نامه دیگری نیز از طرف یزید آمد که در آن تأکید کرده بود:<em>نام موافقان و مخالفان را برای من بنویس و سر حسین بن علی را نیز با جواب نامه به سوی من بفرست<\/em>».<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-4\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴]<\/a><\/sup> ولید با <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مروان_بن_حکم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مروان بن حکم\">مروان بن حکم<\/a> مشورت کرد<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-5\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵]<\/a><\/sup> و سپس <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عبداللّه_بن_عمرو_بن_عثمان_بن_عفان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبداللّه بن عمرو بن عثمان بن عفان (صفحه وجود ندارد)\">عبدالله بن عمرو<\/a> را به دنبال امام حسین(ع)، ابن زبیر، عبداللّه بن عمر و عبدالرحمن بن ابی بکر فرستاد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-6\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسین(ع) به همراه سی نفر<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-7\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷]<\/a><\/sup> از نزدیکان خود به دارالاماره مدینه رفت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-8\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸]<\/a><\/sup> ولید خبر مرگ معاویه را به امام حسین(ع) داد و سپس نامه یزید را برای او قرائت کرد که در آن از ولید خواسته شده بود از حسین بن علی(ع) برایش بیعت بگیرد. حسین(ع) به ولید فرمود: «<em>آیا تو راضی می شوی که من در پنهانی با یزید بیعت کنم؛ به گمانم هدف تو این است که بیعت من در حضور مردم باشد<\/em>.» ولید جواب داد: «<em>نظر من نیز همین است<\/em>.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-9\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹]<\/a><\/sup> حضرت(ع) فرمود: «<em>پس تا فردا به من فرصت بده تا نظر خود را اعلام کنم.<\/em>»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-10\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حاکم مدینه عصر روز بعد از ملاقات حسین(ع)، مأموران خود را به خانه حضرت(ع) فرستاد تا جواب ایشان را دریافت کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-11\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱]<\/a><\/sup> حسین(ع) آن شب را هم مهلت خواست که با موافقت ولید همراه بود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-12\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲]<\/a><\/sup> بعد از این مهلت خواهی حضرت(ع) تصمیم گرفت مدینه را ترک کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-13\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حرکت از مدینه به مکه<\/span><\/span><\/h2>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> شب یکشنبه، دو شب مانده از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ماه_رجب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ماه رجب\">ماه رجب<\/a> و به نقلی دیگر سوم <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شعبان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شعبان\">شعبان<\/a> سال ۶۰ق<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-14\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴]<\/a><\/sup> به همراه ۸۴ نفر از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اهل_بیت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اهل بیت\">اهل بیت<\/a> و یارانش، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مدینه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مدینه\">مدینه<\/a> را به قصد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a> ترک کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-15\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵]<\/a><\/sup> بنابر برخی منابع، ایشان شب هنگام نزد قبر مادر و برادر رفت و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز\">نماز<\/a> خواند و وداع کرد و صبح به خانه برگشت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-16\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶]<\/a><\/sup> در برخی دیگر از منابع آمده است حضرت(ع) دو شب متوالی را در کنار قبر <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/رسول_خدا(ص)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"رسول خدا(ص)\">رسول خدا(ص)<\/a> بیتوته کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-17\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در این سفر به جز <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد_بن_حنفیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد بن حنفیه\">محمد بن حنفیه<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-18\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۸]<\/a><\/sup> بیشتر خویشاوندان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> از جمله فرزندان، برادران، خواهران و برادرزاده های آن حضرت(ع)، ایشان را همراهی می کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-19\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۹]<\/a><\/sup> علاوه بر <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_هاشم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی هاشم\">بنی هاشم<\/a>، بیست و یک نفر از یاران امام حسین(ع) نیز با ایشان در این سفر همراه شدند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-20\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۰]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد_بن_حنفیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد بن حنفیه\">محمد بن حنفیه<\/a> برادر امام حسین(ع) پس از اطلاع از سفر قریب الوقوع <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام\">امام<\/a>، برای خداحافظی نزد ایشان آمد. حسین(ع) وصیتنامه ای برای او نوشت که در آن آمده است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><strong>إنّی لَم اَخْرج أشِراً و لا بَطِراً و لا مُفْسداً و لا ظالماً وَ إنّما خرجْتُ لِطلب الإصلاح فی اُمّة جدّی اُریدُ أنْ آمُرَ بالمعروف و أنْهی عن المنکر و اسیرَ بِسیرة جدّی و سیرةِ أبی علی بن أبی طالب<\/strong><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">من از روی ناسپاسی و زیاده خواهی و برای فساد و ستمگری، حرکت نکردم؛ بلکه اصلاح <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امت\">امّت<\/a> جدّم را می جویم. می خواهم <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امر به معروف و نهی از منکر\">امر به معروف و نهی از منکر<\/a> کنم و به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سیره\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سیره\">سیره<\/a> جدّم و پدرم <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/علی_بن_ابی_طالب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"علی بن ابی طالب\">علی بن ابی طالب<\/a>(ع) رفتار کنم....<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-21\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) با همراهانش از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مدینه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مدینه\">مدینه<\/a> خارج شد و بر خلاف خواسته نزدیکانش راه اصلی <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a> را پیش گرفت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-22\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۲]<\/a><\/sup> در میان راه مکه، حسین(ع) با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عبدالله_بن_مطیع&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن مطیع (صفحه وجود ندارد)\">عبدالله بن مطیع<\/a> برخورد کرد. او از مقصد امام پرسید. امام فرمود: «اکنون آهنگ مکه دارم. چون آنجا برسم، از خداوند متعال برای پس از آن، طلب خیر خواهم کرد». عبدالله امام را از مردم <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کوفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کوفه\">کوفه<\/a> برحذر داشت و از ایشان خواست در مکه باقی بماند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-23\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) بعد از پنج روز، در سوم <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شعبان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شعبان\">شعبان<\/a> سال ۶۰ق به مکه رسید<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-24\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۴]<\/a><\/sup> و با استقبال گرم مردم مکه و حاجیان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/خانه_خدا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خانه خدا\">بیت الله الحرام<\/a> روبرو شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-25\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۵]<\/a><\/sup> مسیر حرکت حسین(ع) از مدینه تا مکه شامل این منازل است: <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ذوالحلیفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ذوالحلیفه\">ذوالحلیفه<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=ملل&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ملل (صفحه وجود ندارد)\">ملل<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سیاله&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سیاله (صفحه وجود ندارد)\">سیاله<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عرق_ظبیه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عرق ظبیه (صفحه وجود ندارد)\">عرق ظبیه<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=زوحاء&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زوحاء (صفحه وجود ندارد)\">زوحاء<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=انایه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"انایه (صفحه وجود ندارد)\">انایه<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عرج&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عرج (صفحه وجود ندارد)\">عرج<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=لحر_جمل&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"لحر جمل (صفحه وجود ندارد)\">لحر جمل<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سقیا&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سقیا (صفحه وجود ندارد)\">سقیا<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابواء\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابواء\">ابواء<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=گردنه_هرشا&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"گردنه هرشا (صفحه وجود ندارد)\">گردنه هَرشا<\/a>،<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-26\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۶]<\/a><\/sup><a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=رابغ&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"رابغ (صفحه وجود ندارد)\">رابغ<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/جحفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"جحفه\">جحفه<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قدید&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قدید (صفحه وجود ندارد)\">قدید<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=خلیص&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خلیص (صفحه وجود ندارد)\">خلیص<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عسفان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عسفان (صفحه وجود ندارد)\">عسفان<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مر_الظهران&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مر الظهران (صفحه وجود ندارد)\">مر الظهران<\/a>.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام در مکه<\/span><\/span><\/h2>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) بیش از چهار ماه از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۳_شعبان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۳ شعبان\">۳ شعبان<\/a> تا <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۸_ذی الحجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۸ ذی الحجه\">۸ ذی الحجه<\/a> در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a> ماند. ساکنان مکه با شنیدن خبر حضور حسین(ع) خوشحال شدند و صبح و شام، نزد حضرت(ع) در رفت وآمد بودند و گفته اند که این بر <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_زبیر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن زبیر\">عبدالله بن زبیر<\/a> سخت گران آمد؛ چرا که امید داشت مردم مکه با وی بیعت کنند. وی می دانست که تا امام حسین(ع) در مکه است، کسی با او بیعت نمی کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-27\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نامه کوفیان و دعوت از امام برای قیام<\/span><\/span><\/h3>\n\n<table align=\"left\" style=\"background-color:#FCE5DB;margin:5px;padding:0;width:30%;\"><tbody><tr><td>\n\t\t\t<div style=\"text-align:center;padding:0 1em 0 1em;font-weight:bold;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نامه سلیمان بن صُرَد به امام حسین(ع)<\/span><\/span><\/div>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td>\n\t\t\t<div class=\"quran-font\" style=\"padding:5px;border:1px solid #aaa;font-size:14px;background-color:#EBF5FF;position:relative;text-align:justify;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">...سپاس خدای را که دشمن جبّار تو را شکست؛ کسی که بر این امّت شورید؛ اموال آن را غصب کرد و بدون رضایت بر آن حاکم شد؛ پس از آن، بهترین ها را کشت و بدترین ها را برجای گذاشت و مال خدا را میان ثروتمندان بگرداند؛ دور باد همان گونه که ثمود؛ <strong>اما اکنون امامی نداریم، بیا، شاید خداوند همه ما را زیر سایه رهبری تو بر راه حق، وحدت بخشد<\/strong>...<\/span><\/span><\/div>\n\t\t\t<\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td style=\"text-align:left;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۵۱.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><div class=\"hatnote relarticle mainarticle\"> <\/div>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مدت چندانی از ورود حسین(ع) به مکه نگذشته بود که <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شیعه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شیعه\">شیعیان<\/a> <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عراق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عراق\">عراق<\/a> خبر مرگ معاویه را دریافت کردند و از بیعت نکردن امام حسین(ع) و ابن زبیر با یزید باخبر شدند. از این رو در منزل <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سلیمان_بن_صرد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سلیمان بن صرد\">سلیمان بن صُرَد خُزاعی<\/a> گرد آمدند و اقدام به نوشتن نامه ای به امام و دعوت از ایشان به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کوفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کوفه\">کوفه<\/a> نمودند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-28\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۸]<\/a><\/sup> دو روز پس از ارسال این نامه، کوفیان ۱۵۰ نامه (که هر نامه شامل امضای یک تا چهار نفر بود) به سوی حسین(ع) فرستادند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-29\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۲۹]<\/a><\/sup> دو روز بعد نیز نامه هایی نزد حسین(ع) فرستاده شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-30\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۰]<\/a><\/sup> محتوای همه این نامه ها درخواست از حضرت برای آمدن به کوفه بود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسین(ع) از پاسخ دادن به نامه ها خودداری می کرد تا اینکه حجم نامه ها بسیار زیاد شد، آن گاه حسین(ع) نامه ای نوشت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-31\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۱]<\/a><\/sup> در این نامه آمده است که:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">...من، برادرم، عموزاده ام و فرد مورد اعتماد از اهل بیتم را می فرستم. به او گفته ام تا از حال و کار و عقیده شما مرا آگاه سازد. اگر او به من نوشت که آرای شما همان است که در نامه هایتان آمده، نزد شما خواهم آمد... امام، فقط کسی است که به کتاب خدا عمل کند، عدالت را اجرا نماید، به دین حق باور داشته باشد و خود را وقف خداوند کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-32\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سفیر حسین(ع) در کوفه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) نامه ای به مردم کوفه نوشت<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-33\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۳]<\/a><\/sup> و آن را به پسر عمویش <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلم_بن_عقیل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلم بن عقیل\">مسلم بن عقیل<\/a> داد تا عازم <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عراق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عراق\">عراق<\/a> شود و اوضاع و احوال آنجا را بررسی کند و به ایشان گزارش دهد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-34\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۴]<\/a><\/sup> مسلم پس از رسیدن به کوفه در خانه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مختار_بن_ابی_عبید_ثقفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مختار بن ابی عبید ثقفی\">مختار بن ابی عبید ثقفی<\/a>،<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-35\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۵]<\/a><\/sup> و بنابر برخی روایات در خانه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلم_بن_عوسجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلم بن عوسجه\">مسلم بن عوسجه<\/a> ساکن شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-36\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۶]<\/a><\/sup><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شیعیان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شیعیان\">شیعیان<\/a> به محل اقامت مسلم رفت و آمد می کردند و او نامه امام را برای آنان می خواند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-37\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۷]<\/a><\/sup> مسلم آغاز به گرفتن <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیعت\">بیعت<\/a> برای امام حسین(ع) کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-38\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۸]<\/a><\/sup>در کوفه ۱۲۰۰۰<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-39\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۳۹]<\/a><\/sup> یا ۱۸۰۰۰<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-40\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۰]<\/a><\/sup> و یا بیش از ۳۰۰۰۰ نفر<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-41\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۱]<\/a><\/sup> با <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> بیعت کردند و برای همراهی امام اعلام آمادگی کردند. مسلم نامه ای به امام نوشت و پرشماری بیعت کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فراخواند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-42\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یزید هنگامی که خبر بیعت مردم با مسلم و نرمش <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=نعمان_بن_بشیر&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نعمان بن بشیر (صفحه وجود ندارد)\">نعمان بن بشیر<\/a> (حاکم آن زمان کوفه) با آنان را شنید، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبیدالله_بن_زیاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبیدالله بن زیاد\">ابن زیاد<\/a> را (که آن هنگام حاکم <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بصره\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بصره\">بصره<\/a> بود) به حکومت کوفه نیز منصوب کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-43\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۳]<\/a><\/sup> ابن زیاد پس از ورود به کوفه به جستجوی بیعت کنندگان پرداخت و سران قبایل را تهدید کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-44\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">روایات تاریخی از ترس مردم بر اثر تبلیغات همراهان عبیدالله و پراکنده شدن سریع آنان از اطراف مسلم حکایت دارند، تا جایی که شب هنگام مسلم تنها ماند و جایی برای خفتن نداشت<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-45\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۵]<\/a><\/sup> و در نهایت پس از درگیری، با امان نامه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد_بن_اشعث_بن_قیس\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد بن اشعث بن قیس\">محمد بن اشعث<\/a> تسلیم<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-46\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۶]<\/a><\/sup> به قصر آورده شد؛ ولی ابن زیاد، امان پسر اشعث را بی جا خواند و دستور داد سر مسلم را از بدن جدا کنند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-47\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بنابر برخی گزارش های تاریخی، مسلم که نگران امام حسین(ع) بود، به عمر بن سعد که <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قریش\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قریش\">قریشی<\/a> بود وصیت کرد. نخستین وصیت مسلم این بود که عمر کسی را نزد امام بفرستد و آن حضرت را از آمدن به کوفه منع کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-48\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۸]<\/a><\/sup> در منطقه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زباله\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زباله\">زباله<\/a> پیام مسلم که هنگام شهادت به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a> گفته بود، به دست امام رسید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حرکت از مکه به سمت کوفه<\/span><\/span><\/h2>\n\n<div class=\"nounderlines zoomonhover\" style=\"float:left;border:none;clear:left;position:relative;\">\n<div class=\"thumb tleft\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:202px;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/الگو:مسیر_حرکت_امام_حسین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\"><img alt=\"\" class=\"thumbimage zoomonhoverimagebelow\" src=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/images\/thumb\/0\/06\/مسیر_حرکت_امام_حسین_از_مکه_به_کربلا.jpg\/200px-مسیر_حرکت_امام_حسین_از_مکه_به_کربلا.jpg\" style=\"height:335px;width:200px;\" \/><\/a><\/span><\/span>\n\n<div class=\"thumbcaption\">\n<div class=\"magnify\"> <\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div class=\"nounderlines zoomonhover\" style=\"float:left;border:none;clear:left;position:relative;\">\n<div class=\"thumb tleft\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:202px;\">\n<div class=\"thumbcaption\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مسیر حرکت امام حسین از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a> به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> <small>(برای بزرگ نمایی موس را روی تصویر ببرید)<\/small><\/span><\/span><\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n\n<div style=\"font-size:smaller;line-height:10px;\"> <\/div>\n<\/div>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a>، در روز سه شنبه، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۸_ذی الحجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۸ ذی الحجه\">هشتم ذی حجه<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-49\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۴۹]<\/a><\/sup> (همان روزی که <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلم_بن_عقیل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلم بن عقیل\">مسلم<\/a> در کوفه قیام کرد) به همراه ۸۲ نفر<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-50\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۰]<\/a><\/sup> (که ۶۰ نفر آنان از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شیعیان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شیعیان\">شیعیان<\/a> <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کوفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کوفه\">کوفه<\/a> بودند)<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-51\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۱]<\/a><\/sup>، مکه را به سوی کوفه ترک کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">برخی از مورخان و محدثان از جمله <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شیخ_مفید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شیخ مفید\">شیخ مفید<\/a> نوشته اند امام حسین(ع) برای خارج شدن از مکه، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نیت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نیت\">نیت<\/a> خود را از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حج\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حج\">حج<\/a> به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمره_مفرده\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمره مفرده\">عمره مفرده<\/a> برگرداند و از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/احرام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"احرام\">احرام<\/a> خارج شد؛<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-52\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۲]<\/a><\/sup> اما برخی با تکیه بر شواهد تاریخی و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حدیث\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حدیث\">روایی<\/a> گفته اند امام حسین از ابتدا نیت عمره مفرده کرده بود و پس از انجام اعمال آن، از مکه خارج شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-53\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۳]<\/a><\/sup>(رجوع کنید به: <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حج_ناتمام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حج ناتمام\">حج ناتمام<\/a>)<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در یک ماه آخر اقامت امام حسین(ع) در مکه که احتمال سفر آن حضرت به کوفه می رفت، برخی از جمله <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_عباس_بن_عبدالمطلب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب\">عبداللّه بن عبّاس<\/a> نزد حضرت آمدند تا ایشان را از سفر به کوفه منصرف کنند؛ ولی توفیقی نیافتند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از خروج امام حسین(ع) و یارانش از مکه، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=یحیی_بن_سعید&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یحیی بن سعید (صفحه وجود ندارد)\">یحیی بن سعید<\/a> فرمانده پاسبانان <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمرو_بن_سعید_بن_عاص&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن سعید بن عاص (صفحه وجود ندارد)\">عمرو بن سعید بن عاص<\/a> -فرماندار مکه - با گروهی از یارانش، راه را بر حسین(ع) بستند؛ ولی حضرت اعتنایی نکرد و به راهش ادامه داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-54\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مسیر مکه به کوفه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">منزلگاه های کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه به این ترتیب است: ۱. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بستان_بنی_عامر&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بستان بنی عامر (صفحه وجود ندارد)\">بستان بنی عامر<\/a>، ۲. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/تنعیم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"تنعیم\">تنعیم<\/a> (تصرف کاروانی که <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بحیر_بن_ریسان_حمیری&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بحیر بن ریسان حمیری (صفحه وجود ندارد)\">بحیر بن ریسان حمیری<\/a> کارگزار یزید در یمن از <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=صفایا&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"صفایا (صفحه وجود ندارد)\">صفایا<\/a> –غنایم برگزیده- به شام می فرستاد)، ۳. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/صفاح\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"صفاح\">صفاح<\/a> (ملاقات حضرت با <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/فرزدق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"فرزدق\">فرزدق<\/a> شاعر)، ۴. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ذات_عرق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ذات عرق\">ذات عرق<\/a> (ملاقات حسین(ع) با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بشر_بن_غالب&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بشر بن غالب (صفحه وجود ندارد)\">بشر بن غالب<\/a> و نیز با <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عون_بن_عبدالله_بن_جعفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عون بن عبدالله بن جعفر\">عون بن عبدالله بن جعفر<\/a>...)، ۵. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/وادی_عقیق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"وادی عقیق\">وادی عقیق<\/a>، ۶. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=غمره&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"غمره (صفحه وجود ندارد)\">غمره<\/a>، ۷. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=ام_خرمان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ام خرمان (صفحه وجود ندارد)\">ام خرمان<\/a>، ۸. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سلح&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سلح (صفحه وجود ندارد)\">سلح<\/a>، ۹. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=افیعیه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"افیعیه (صفحه وجود ندارد)\">افیعیه<\/a>، ۱۰. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=معدن_فزان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"معدن فزان (صفحه وجود ندارد)\">معدن فزان<\/a>، ۱۱. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمق&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمق (صفحه وجود ندارد)\">عمق<\/a>، ۱۲. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سلیلیه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سلیلیه (صفحه وجود ندارد)\">سلیلیه<\/a>، ۱۳. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مغیثه_ماوان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مغیثه ماوان (صفحه وجود ندارد)\">مغیثه ماوان<\/a>، ۱۴.<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=نقره&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نقره (صفحه وجود ندارد)\">نقره<\/a>، ۱۵. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حاجر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حاجر\">حاجر<\/a> (فرستادن <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیس_بن_مسهر_صیداوی#.D8.B3.D8.B1.D8.A7.D9.86.D8.AC.D8.A7.D9.85\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن مسهر صیداوی\">قیس بن مسهر<\/a> به کوفه)، ۱۶. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سمیراء&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سمیراء (صفحه وجود ندارد)\">سمیراء<\/a>، ۱۷. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=توز&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"توز (صفحه وجود ندارد)\">توز<\/a>، ۱۸. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اجفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اجفر\">اجفر<\/a> (برخورد حسین(ع) با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عبدالله_بن_مطیع_عدوی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن مطیع عدوی (صفحه وجود ندارد)\">عبدالله بن مطیع عدوی<\/a> و نصیحت او به حسین(ع) برای بازگشت)، ۱۹. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/خزیمیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خزیمیه\">خزیمیه<\/a>، ۲۰. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زرود\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زرود\">زرود<\/a> (پیوستن <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زهیر_بن_قین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زهیر بن قین\">زهیر بن قین<\/a> به کاروان حسین(ع) و دیدار با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=فرزندان_مسلم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"فرزندان مسلم (صفحه وجود ندارد)\">فرزندان مسلم<\/a> و اطلاع از شهادت مسلم و هانی)، ۲۱. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ثعلبیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ثعلبیه\">ثعلبیه<\/a>، ۲۲. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بطان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بطان (صفحه وجود ندارد)\">بطان<\/a>، ۲۳. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شقوق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شقوق\">شقوق<\/a>، ۲۴. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زباله\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زباله\">زباله<\/a> (اطلاع از شهادت قیس و پیوستن گروهی به حسین(ع) از جمله <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نافع_بن_هلال\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نافع بن هلال\">نافع بن هلال<\/a>)، ۲۵. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بطن_عقبه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بطن عقبه\">بطن عقبه<\/a> (ملاقات حسین(ع) با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمرو_بن_لوزان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن لوزان (صفحه وجود ندارد)\">عمرو بن لوزان<\/a> و نصیحت او به حسین(ع) برای بازگشت)، ۲۶. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمیه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمیه (صفحه وجود ندارد)\">عمیه<\/a>، ۲۷. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=واقصه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"واقصه (صفحه وجود ندارد)\">واقصه<\/a>، ۲۸. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شراف\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شراف\">شراف<\/a>، ۲۹. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=برکه_ابومسک&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"برکه ابومسک (صفحه وجود ندارد)\">برکه ابومسک<\/a>، ۳۰. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ذی_حسم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ذی حسم\">جبل ذی حسم<\/a> (برخورد حسین(ع) با سپاه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حر_بن_یزید_ریاحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حر بن یزید ریاحی\">حر بن یزید ریاحی<\/a>)، ۳۱. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیضه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیضه\">بیضه<\/a> (خطبه معروف حسین(ع) برای یاران خود و حر)، ۳۲. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مسیجد&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسیجد (صفحه وجود ندارد)\">مسیجد<\/a>، ۳۳. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حمام&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حمام (صفحه وجود ندارد)\">حمام<\/a>، ۳۴. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مغیثه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مغیثه (صفحه وجود ندارد)\">مغیثه<\/a>، ۳۵. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=ام_قرون&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ام قرون (صفحه وجود ندارد)\">ام قرون<\/a>، ۳۶. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عذیب_الهجانات\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عذیب الهجانات\">عذیب<\/a> (مسیر کوفه از عذیب به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قادسیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قادسیه\">قادسیه<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حیره&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حیره (صفحه وجود ندارد)\">حیره<\/a> بود، اما حسین(ع) راه را عوض کرده و در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> فرود آمد)، ۳۷. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قصر_بنی_مقاتل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قصر بنی مقاتل\">قصر بنی مقاتل<\/a> (ملاقات حسین(ع) با <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبیدالله_بن_حر_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبیدالله بن حر جعفی\">عبیدالله بن حر جعفی<\/a> و ردکردن دعوت حسین(ع) برای یاری)، ۳۸. <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قطقطانه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قطقطانه (صفحه وجود ندارد)\">قطقطانه<\/a>، ۳۹. کربلا -<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/طف\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"طف\">وادی طف<\/a>- (<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲ محرم\">روز دوم محرم<\/a> <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سال_۶۱_هجری_قمری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سال ۶۱ هجری قمری\">سال ۶۱ هجری<\/a> ورود امام به کربلا).<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-55\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام در هر منزل برای جذب افراد یا روشن کردن ذهن ها تلاش می کرد؛ از جمله در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ذات_عرق\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ذات عرق\">ذات عرق<\/a>، شخصی با نام <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بشر_بن_غالب_اسدی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بشر بن غالب اسدی (صفحه وجود ندارد)\">بشر بن غالب اسدی<\/a> به امام رسید و اوضاع کوفه را آشفته توصیف کرد. حضرت سخن او را تأیید کرد. آن شخص از امام حسین(ع) درباره آیه «یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاس بِإِمَامِهِم»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-56\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۶]<\/a><\/sup> پرسید. حضرت فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امامان دو دسته اند: دسته ای که مردم را به هدایت می خوانند و گروهی که به ضلالت دعوت می کنند. کسی که امام هدایت را پیروی کند به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بهشت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بهشت\">بهشت<\/a> می رود و کسی که امام ضلالت را پیروی کند، وارد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/جهنم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"جهنم\">جهنم<\/a> می شود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-57\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بشر_بن_غالب&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بشر بن غالب (صفحه وجود ندارد)\">بشر بن غالب<\/a> با امام همراه نشد؛ ولی بعدها او را دیدند که سر قبر امام حسین(ع) گریه می کند و از یاری نکردن حضرت، اظهار پشیمانی می کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-58\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در منطقه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ثعلبیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ثعلبیه\">ثعلبیه<\/a> نیز فردی به نام ابوهرّه ازدی به امام رسید و علت سفر را جویا شد. حضرت فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امویان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امویان\">امویان<\/a> مالم را گرفتند، صبر کردم. دشنامم دادند، تحمّل نمودم. خواستند خونم را بریزند، گریختم. ای ابوهره! بدان که من به دست فرقه ای باغی(سرکش) کشته خواهم شد و خداوند لباس مذلّت را به طور کامل به تن آنان خواهد پوشاند و شمشیری بُرنده بر آنان حاکم خواهد کرد؛ کسی که آنان را ذلیل سازد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-59\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۵۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرستادن قیس بن مُسهر به کوفه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نقل شده چون امام حسین(ع) به منطقه <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=بطن_الرمه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بطن الرمه (صفحه وجود ندارد)\">بطنُ الرُّمّه<\/a> رسید، برای کوفیان نامه ای نوشت و از حرکت خود به سمت کوفه خبر داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-60\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۰]<\/a><\/sup> امام نامه را به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیس_بن_مسهر_صیداوی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن مسهر صیداوی\">قیس بن مسهر صیداوی<\/a> سپرد. او وقتی به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قادسیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قادسیه\">قادسیه<\/a> رسید، گروهی از ماموران <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابن_زیاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابن زیاد\">ابن زیاد<\/a> راه را بر او گرفتند تا از او بازجویی کنند. قیس به ناچار نامه امام را پاره نمود تا دشمنان از مضمون آن آگاه نشوند. وقتی قیس را دستگیر کردند و نزد ابن زیاد آوردند، ابن زیاد به او گفت: «به خدا سوگند تو را هرگز رها نمی کنم؛ مگر آنکه نام افرادی که حسین(ع) برای آنها نامه فرستاده است بگویی، و یا اینکه بر منبر بروی و حسین(ع) و پدر و برادرش را ناسزا بگویی! در این صورت تو را رها می کنم وگرنه تو را خواهم کشت!» قیس قبول کرد و برفراز منبر رفت ولی به جای سب حسین(ع) گفت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«من فرستاده حسین بن علی(ع) به سوی شما هستم، نزد شما آمده ام تا پیام او را برسانم. به ندای او لبیک گوئید.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ابن زیاد دستور داد او را به بالای قصر دارالاماره بردند و به پایین افکنند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-61\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرستادن عبدالله بن یقطر به کوفه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">روایت شده که «امام حسین(ع) قبل از اطلاع از شهادت مسلم، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/رضاع\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"رضاع\">برادر رضاعی<\/a> (برادر شیری) خود –<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_یقطر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن یقطر\">عبدالله بن یقطر<\/a>-<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-62\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۲]<\/a><\/sup> را به سوی مسلم فرستاد، که به دست <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حصین_بن_تمیم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن تمیم (صفحه وجود ندارد)\">حصین بن تمیم<\/a> گرفتار و به نزد عبیدالله بن زیاد برده شد. عبیدالله دستور داد عبدالله بن یقطر را به بالای قصر دارالاماره برده تا در برابر مردم کوفه، امام حسین(ع) و پدر بزرگوارش را <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/لعن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"لعن\">لعن<\/a> کند! هنگامی که فرزند یقطر، بالای قصر رفت خطاب به مردم گفت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«ای مردم! من فرستاده حسین(ع) فرزند دختر پیامبر(ص) شمایم؛ به یاری او بشتابید و بر <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/پسر_مرجانه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"پسر مرجانه\">پسر مرجانه<\/a> بشورید.».<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-63\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عبیدالله چون چنین دید فرمان داد تا او را از بالای قصر به زیر انداختند. او در حال جان دادن بود که مردی آمد و او را به قتل رساند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-64\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۴]<\/a><\/sup> خبر <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شهادت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شهادت\">شهادت<\/a> عبدالله بن یقطر به همراه خبر شهادت مسلم و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/هانی_بن_عروه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"هانی بن عروه\">هانی<\/a> در منزل گاه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زباله\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زباله\">زباله<\/a> به امام رسید.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-65\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سفیر حسین(ع) در بصره<\/span><\/span><\/h3>\n\n<table align=\"left\" style=\"background-color:#FFE8D9;font-size:85%;line-height:130%;margin:0 10px 0 0;text-align:right;width:30%;\"><tbody><tr><td colspan=\"2\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><strong>روزشمار <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_عاشورا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"واقعه عاشورا\">واقعه عاشورا<\/a><\/strong><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td colspan=\"2\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><strong><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سال_۶۰_قمری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سال ۶۰ قمری\">سال ۶۰ قمری<\/a><\/strong><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۵_رجب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۵ رجب\">۱۵ رجب<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مرگ <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/معاویه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"معاویه\">معاویه<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲۸_رجب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲۸ رجب\">۲۸ رجب<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خروج <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین_(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین (ع)\">امام حسین (ع)<\/a> از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مدینه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مدینه\">مدینه<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۳_شعبان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۳ شعبان\">۳ شعبان<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود امام(ع) به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مکه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مکه\">مکه<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۰_رمضان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۰ رمضان\">۱۰ رمضان<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسیدن نخستین <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نامه های_کوفیان_به_امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نامه های کوفیان به امام حسین(ع)\">نامه های کوفیان<\/a> به امام(ع).<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۲_رمضان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۲ رمضان\">۱۲ رمضان<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام(ع) توسط <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیس_بن_مسهر_صیداوی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن مسهر صیداوی\">قیس بن مُسْهِر<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالرحمان_بن_عبدالله_ارحبی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالرحمان بن عبدالله ارحبی\">عبدالرحمان ارحبی<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمارة_بن_عبدالله_سلولی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمارة بن عبدالله سلولی (صفحه وجود ندارد)\">عُمارَة سَلُولی<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۴_رمضان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۴ رمضان\">۱۴ رمضان<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وصول نامه سران و اهالی کوفه به امام(ع) توسط <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=هانی_بن_هانی_سبیعی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"هانی بن هانی سبیعی (صفحه وجود ندارد)\">هانی بن هانی سبیعی<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سعید_بن_عبدالله_حنفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سعید بن عبدالله حنفی\">سعید بن عبدالله حنفی<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۵_رمضان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۵ رمضان\">۱۵ رمضان<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خروج <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلم_بن_عقیل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلم بن عقیل\">مسلم<\/a> از مکه به سوی کوفه.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۵_شوال\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۵ شوال\">۵ شوال<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود مسلم بن عقیل به کوفه.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۱_ذی القعده\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۱ ذی القعده\">۱۱ ذی القعده<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نامه مسلم بن عقیل به امام حسین و دعوت از ایشان برای آمدن به کوفه<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۸_ذی الحجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۸ ذی الحجه\">۸ ذیحجه<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حج_ناتمام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حج ناتمام\">خروج امام حسین(ع) از مکه<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۸_ذی الحجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۸ ذی الحجه\">۸ ذیحجه<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">قیام مسلم بن عقیل در کوفه.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۹_ذی الحجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۹ ذی الحجه\">۹ ذیحجه<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شهادت مسلم بن عقیل در کوفه.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td colspan=\"2\" style=\"text-align:center;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><strong><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سال_۶۱_قمری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سال ۶۱ قمری\">سال ۶۱ قمری<\/a><\/strong><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱ محرم\">۱ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یاری خواستن امام از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبیدالله_بن_حر_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبیدالله بن حر جعفی\">عبیدالله بن حر جعفی<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمرو_بن_قیس_مشرقی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن قیس مشرقی (صفحه وجود ندارد)\">عمرو بن قیس<\/a> در <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قصر_بنی_مقاتل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قصر بنی مقاتل\">قصر بنی مقاتل<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲ محرم\">۲ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود کاروان امام(ع) به کربلا<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۳_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۳ محرم\">۳ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر سعد\">عمر سعد<\/a> به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> با سپاه چهار هزار نفری.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۶_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۶ محرم\">۶ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یاری خواستن <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حبیب_بن_مظاهر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حبیب بن مظاهر\">حبیب بن مظاهر<\/a> از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_اسد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی اسد\">بنی اسد<\/a> برای یاری امام حسین(ع) و ناکامی او در این مأموریت<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۷_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۷ محرم\">۷ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بستن آب بر روی امام حسین(ع) و یارانش.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۷_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۷ محرم\">۷ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیوستن <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسلم_بن_عوسجه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسلم بن عوسجه\">مسلم بن عوسجه<\/a> به امام حسین(ع) و یارانش.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۹_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۹ محرم\">۹ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a> به کربلا.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۹_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۹ محرم\">۹ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/روضه_امان نامه#.D8.A7.D9.85.D8.A7.D9.86_.D9.86.D8.A7.D9.85.D9.87_.D8.AF.D8.B1_.D9.85.D9.86.D8.A7.D8.A8.D8.B9\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"روضه امان نامه\">امان نامه شمر<\/a> به فرزندان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ام_البنین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ام البنین\">ام البنین<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۹_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۹ محرم\">۹ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اعلام جنگ لشکر عمر سعد به امام(ع) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۰_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۰ محرم\">۱۰ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_عاشورا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"واقعه عاشورا\">واقعه عاشورا<\/a> و شهادت امام حسین(ع)، اهل بیت(ع) و یارانش.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۱_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۱ محرم\">۱۱ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">محرم حرکت اسرا به سوی کوفه<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۱_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۱ محرم\">۱۱ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دفن شهدا توسط <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_اسد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی اسد\">بنی اسد<\/a> (از اهل <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/غاضریه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"غاضریه\">غاضریه<\/a>)<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۲_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۲ محرم\">۱۲ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دفن شهدا بنابر نقلی دیگر<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۲_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۲ محرم\">۱۲ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود کاروان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اسرای_کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسرای کربلا\">اسرای کربلا<\/a> به کوفه.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۹_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۹ محرم\">۱۹ محرم<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حرکت کاروان اسیران از کوفه به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شام\">شام<\/a>.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱_صفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱ صفر\">۱ صفر<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود اهل بیت(ع) و سر مطهّر امام حسین(ع) به شام.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲۰_صفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲۰ صفر\">۲۰ صفر<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اربعین_حسینی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اربعین حسینی\">اربعین حسینی<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲۰_صفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲۰ صفر\">۲۰ صفر<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود اهل بیت امام(ع) به کربلا<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><tr><td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۲۰_صفر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۲۰ صفر\">۲۰ صفر<\/a><\/span><\/span><\/td>\n\t\t\t<td><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بازگشت اهل بیت امام(ع) از شام به مدینه بنا بر برخی اقوال.<\/span><\/span><\/td>\n\t\t<\/tr><\/tbody><\/table><p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) نامه ای نوشت و آن را به وسیله یکی از موالیان خود به نام <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سلیمان_بن_رزین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سلیمان بن رزین\">سلیمان بن رزین<\/a>، برای سران پنج <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قبیله&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قبیله (صفحه وجود ندارد)\">قبیله<\/a> <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بصره\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بصره\">بصره<\/a> (یعنی قبایل: عالیه، بکر بن وائل، تمیم، عبد القیس و اَزْد) فرستاد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-66\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۶]<\/a><\/sup> سلیمان به هر یک از سران بصره به نام های <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مالک_بن_مسمع_بکری&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مالک بن مسمع بکری (صفحه وجود ندارد)\">مالک بن مسمع بکری<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/احنف_بن_قیس\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"احنف بن قیس\">احنف بن قیس<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/منذر_بن_جارود\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"منذر بن جارود\">مُنذِر بن جارود<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مسعود_بن_عمرو&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسعود بن عمرو (صفحه وجود ندارد)\">مسعود بن عمرو<\/a>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قیس_بن_هیثم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن هیثم (صفحه وجود ندارد)\">قیس بن هَیثَم<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عمرو_بن_عبیدالله_بن_معمر&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن عبیدالله بن معمر (صفحه وجود ندارد)\">عمرو بن عبیداللّه بن مَعمَر<\/a> نسخه ای از نامه امام را رساند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-67\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۷]<\/a><\/sup> مضمون این نامه ها که با متنی واحد نگارش یافته بود، چنین بود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«...شما را به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قرآن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قرآن\">کتاب خدا<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سنت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سنت\">سنّت<\/a> <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/پیامبر(ص)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"پیامبر(ص)\">پیامبر خدا(ص)<\/a> فرا می خوانم. به راستی که سنّت، از میان رفته است و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بدعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بدعت\">بدعتها<\/a> زنده شده اند. اگر سخنم را بشنوید و از فرمانم پیروی کنید، شما را به راه درست، هدایت می کنم.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-68\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هر یک از بزرگان بصره که نسخه ای از نامه حسین(ع) را دریافت کردند آن را مخفی نگه داشتند به جز <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/منذر_بن_جارود\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"منذر بن جارود\">مُنذِر بن جارود<\/a> که گمان بُرد این امر از نیرنگ های عبیداللّه بن زیاد است.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-69\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۶۹]<\/a><\/sup> از این رو در شبی که فردای آن روز ابن زیاد قصد عزیمت به کوفه را داشت، موضوع را به وی گزارش داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-70\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۰]<\/a><\/sup> عبیداللّه نیز فرستاده حسین(ع) را به حضور طلبیده او را گردن زد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-71\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تغییر مسیر به سمت کربلا<\/span><\/span><\/h2>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام پس از رسیدن به منزلگاه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عذیب_الهجانات\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عذیب الهجانات\">عذیب الهجانات<\/a> مجبور شد به سمت <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> تغییر مسیر دهد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">برخورد با سپاه حر بن یزید ریاحی<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابن_زیاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابن زیاد\">ابن زیاد<\/a> چون از حرکت <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> به سوی کوفه آگاه شد، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حصین_بن_تمیم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن تمیم (صفحه وجود ندارد)\">حصین بن تمیم<\/a> -رئیس شرطۀ خود- را همراه با چهار هزار نفر مرد نظامی به «<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قادسیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قادسیه\">قادسیه<\/a>» اعزام کرد تا حد فاصل بین قادسیه تا «<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=خفان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خفان (صفحه وجود ندارد)\">خفّان<\/a>» و «<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قطقطانیه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قطقطانیه (صفحه وجود ندارد)\">قُطقُطانیه<\/a>» تا «<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=لعلع&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"لعلع (صفحه وجود ندارد)\">لَعلَع<\/a>» را دقیقاً زیر نظر بگیرند تا از عبور و مرور کسانی که در این مناطق در تردد بودند مطلع گردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-72\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۲]<\/a><\/sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حر_بن_یزید_ریاحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حر بن یزید ریاحی\">حر بن یزید ریاحی<\/a> و هزار سرباز تحت امر او نیز بخشی از این لشکر چهار هزار نفری بودند که از سوی حصین بن تمیم برای جلوگیری از حرکت کاروان امام حسین به منطقه اعزام شده بودند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-73\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابومخنف\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابومخنف\">ابومخنف<\/a> از دو مرد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_اسد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی اسد\">اسدی<\/a> که امام را در این سفر همراهی می کردند، نقل کرده است که: «چون کاروان امام حسین(ع) از منزل گاه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شراف\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شراف\">شراف<\/a> حرکت کرد در میانه روز به طلایه داران لشکر دشمن رسید. پس حسین(ع) به طرف <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ذو_حسم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ذو حسم\">ذو حُسَم<\/a> روان شد.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-74\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حر بن یزید و سپاهیانش به هنگام ظهر، در برابر امام حسین(ع) و یارانش قرار گرفتند. حسین(ع) به یاران خود دستور دادند که سپاهیان حر و اسبانشان را سیراب کنند!<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هنگام <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز\">نماز ظهر<\/a> فرا رسید، امام به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مؤذن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مؤذن\">مؤذن<\/a> خود -<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حجاج_بن_مسروق_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حجاج بن مسروق جعفی\">حَجّاج بن مسروق جعفی<\/a>- دستور داد تا <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اذان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اذان\">اذان<\/a> بگوید. چون هنگام اقامه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز\">نماز<\/a> شد، امام حسین(ع) پس از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حمد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حمد\">حمد<\/a> و ثنای <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/الله\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"الله\">الهی<\/a> فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«ای مردم! این، عذری است به درگاه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/خداوند\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خداوند\">خداوند<\/a> عزوجل و شما. من به سوی شما نیامدم مگر پس از آنکه نامه های شما به من رسید و فرستادگان شما نزد من آمدند و از من خواستند که به نزد شما آیم و گفتید که ما امام نداریم، باشد که به وسیله من خدا شما را هدایت کند، پس اگر بر سر عهد و پیمان خود هستید من به شهر شما می آیم و اگر آمدنم را ناخوش می دارید، باز گردم.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حر و سپاهیانش سکوت اختیار کردند و هیچ نگفتند. پس امام حسین به مؤذن دستور داد که اقامه نماز ظهر را گفت. <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز_جماعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز جماعت\">نماز جماعت<\/a> برپا شد و حر و سپاهیانش نیز به امام اقتدا کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-75\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۵]<\/a><\/sup> عصر همان روز امام حسین(ع) به یارانش فرمود تا برای حرکت، آماده شوند. سپس از خیمه بیرون آمد و به مؤذن خویش دستور فرمودند تا اعلان نماز عصر نماید. پس از اقامه نماز عصر حسین(ع) رو به مردم کردند و پس از حمد و ثنای الهی فرمودند:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«ای مردم! اگر تقوای الهی پیشه سازید و حق را برای کسانی که اهلیت آن را دارند بشناسید، مایه خشنودی خداوند را فراهم می سازید. ما <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اهل_بیت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اهل بیت\">اهل بیت<\/a> نسبت به مدّعیانی که ادعای حقّی را می کنند که مربوط به آنها نیست و رفتارشان با شما بر اساس <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عدالت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عدالت\">عدالت<\/a> نیست و در حقّ شما جفا روا می دارند، سزاوارتر به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ولایت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ولایت\">ولایت<\/a> بر شما هستیم. اگر شما برای ما چنین حقّی را قائل نیستید و تمایلی به اطاعت از ما ندارید و نامه های شما با گفتارتان و آراءتان یکی نیست، من از همین جا باز خواهم گشت.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حر_بن_یزید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حر بن یزید\">حر بن یزید<\/a> گفت: من از این نامه هایی که شما گفتید، اطلاعی ندارم! ما جزو نویسندگان این نامه ها نبودیم. ما مأموریت داریم به محض روبه رو شدن با شما، شما را به نزد عبیدالله بن زیاد ببریم.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-76\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۶]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسین(ع) به همراهانش فرمود: «باز گردید!» چون خواستند بازگردند حر و همراهانش مانع شدند. حر گفت: «شما را باید نزد عبیدالله بن زیاد ببرم!»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسین(ع) فرمود: «به خدا سوگند به دنبال تو نخواهم آمد.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حر گفت: «من مأمور به جنگ با شما نیستم؛ ولی مأمورم از شما جدا نگردم تا شما را به کوفه ببرم، پس اگر شما از آمدن خودداری می کنید راهی را در پیش گیرید که شما را نه به کوفه برساند و نه به مدینه؛ تا من نامه ای برای عبیدالله بنویسم؛ شما هم در صورت تمایل نامه ای به یزید بنویسید تا شاید این امر به عافیت و صلح منتهی گردد و در پیش من این کار بهتر است از آنکه به جنگ و ستیز با شما آلوده شوم.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-77\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) از ناحیه چپ راه «<a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عذیب_الهجانات\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عذیب الهجانات\">عذیب<\/a>» و «<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قادسیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قادسیه\">قادسیه<\/a>» حرکت کردند؛ در حالی که فاصله آنها تا «عذیب» سی و هشت <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=میل&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"میل (صفحه وجود ندارد)\">میل<\/a> بود، و حر هم با آن حضرت(ع) حرکت می کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-78\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">رسیدن پیک عبیدالله<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از دمیده شدن سپیده صبح، حسین(ع) در منزل گاه «<a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیضه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیضه\">بیضه<\/a>»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-79\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۷۹]<\/a><\/sup> توقف کرد و نماز صبح به جای آورد و سپس با یاران خود حرکت کرد؛ تا اینکه نزدیک ظهر به سرزمین «<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نینوا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نینوا\">نینوا<\/a>» رسیدند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-80\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۰]<\/a><\/sup> پیک عبیدالله بن زیاد نامه ای برای حر آورد که در آن خطاب به حر نوشته بود: «چون نامه من به تو رسید و فرستاده من نزد تو آمد، بر حسین(ع) سخت گیر، و او را فرود نیاور مگر در بیابان بی حصار و بدون آب. به فرستاده ام دستور داده ام از تو جدا نگردد تا خبر انجام دادن فرمان مرا بیاورد، والسلام.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-81\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حر نامه ابن زیاد را برای آن حضرت(ع) قرائت کرد، حسین(ع) به او فرمود: «بگذار در نینوا و یا <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/غاضریه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"غاضریه\">غاضریه<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-82\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۲]<\/a><\/sup> فرود آییم.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-83\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۳]<\/a><\/sup> حر گفت: «ممکن نیست، زیرا عبیدالله آورنده نامه را بر من جاسوس گمارده است!».<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زهیر_بن_قین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زهیر بن قین\">زهیر بن قین<\/a> گفت: «به خدا سوگند چنان می بینم که پس از این، کار بر ما سخت تر گردد، یابن رسول الله(ص)! اکنون جنگ با این گروه[حر و یارانش] برای ما آسان تر است از جنگ با آنهایی که از پی این گروه می آیند، به جان خودم سوگند که در پی اینان کسانی می آیند که ما را طاقت مبارزه با آنها نیست.» حسین(ع) فرمود: «درست می گویی ای زهیر؛ ولی من آغازکننده جنگ نخواهم بود.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-84\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس حرکت کردند تا به کربلا رسیدند. حُر و یارانش، جلوی کاروان امام حسین(ع) ایستادند و آنان را از ادامه مسیر، باز داشتند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-85\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام در کربلا<\/span><\/span><\/h2>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود امام به کربلا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بیشتر منابع، در گزارش های خود از روز <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/پنج_شنبه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"پنج شنبه\">پنج شنبه<\/a> دوم <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محرّم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محرّم\">محرّم<\/a> سال شصت و یک هجری، به عنوان روز ورود امام حسین(ع) و یارانش به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> یاد کرده اند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-86\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۶]<\/a><\/sup> با این وجود گزارش دینوری را نیز که روز ورود امام به کربلا را روز <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/چهارشنبه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"چهارشنبه\">چهارشنبه<\/a> اول <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محرم\">محرم<\/a> عنوان کرده است،<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-87\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۷]<\/a><\/sup> نباید از نظر دور داشت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقتی که حُر به حسین(ع) گفت: «همین جا فرود آی که فرات، نزدیک است.» حسین(ع) فرمود: «نام اینجا چیست؟»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">گفتند: <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرمود: اینجا، جایگاه کَرْب (رنج) و بَلاست. پدرم هنگام حرکتش به سوی <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/صفین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"صفین\">صفین<\/a>، از اینجا گذشت و من با او بودم. ایستاد و از نام آن پرسید. نامش را به او گفتند. پس فرمود: «<strong>اینجا، جایگاه فرود آمدن مَرکب هایشان، و اینجا، جایگاه ریخته شدن خون هایشان است.<\/strong>» موضوع را پرسیدند. فرمود: «کاروانی از خاندان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد(ص)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد(ص)\">محمد(ص)<\/a>، اینجا فرود می آیند.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-88\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین فرمود: «اینجا، جایگاه مَرکب ها و خیمه گاه ما و قتلگاه مردان ما و جای ریخته شدن خون هایمان است.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-89\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۸۹]<\/a><\/sup> آنگاه فرمان داد که بارهایش را در آنجا، فرود آوردند. آن روز مصادف بود با پنج شنبه، دوم محرّم<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-90\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۰]<\/a><\/sup> و به نقلی دیگر مصادف با روز چهارشنبه، اوّل محرّم سال شصت و یک هجری بود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-91\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نقل شده که پس از منزل گرفتن در کربلا، امام حسین(ع) فرزندان و برادران و اهل بیتش را جمع کرد و به آنان نگاهی کرد و گریست؛ سپس فرمود: «خداوندا بدرستی که ما <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اهل_البیت_علیهم_السلام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اهل البیت علیهم السلام\">عترت<\/a> و خاندان پیامبرت محمد(ص) هستیم که [از شهر و دیارمان] اخراجمان کردند و پریشان و سرگردان از حرم جدمان[رسول خدا(ص)] بیرون شدیم و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_امیه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی امیه\">بنی امیه<\/a> به ما تعرض کردند؛ خدایا پس حق مان را از آنان بگیر و ما را برابر ظالمان یاری ده.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس رو به اصحاب کرده فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<div class=\"quotebox\" style=\"margin:auto;width:540px;padding:6px;border:1px solid #a2a9b1;font-size:88%;background-color:#ffeebb;\">\n<div style=\"position:relative;text-align:right;\">\n<div>\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اَلنَّاسُ عَبِیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلَی أَلْسِنَتِهِمْ یحُوطُونَهُ مَا دَرَّتْ مَعَایشُهُمْ فَإِذَا مُحِّصُوا بِالْبَلَاءِ قَلَّ الدَّیانُونَ<br \/>\n (<small>ترجمه<\/small>: <span style=\"color:#012;\">مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی شان در رفاه است پس هر گاه بلاء و سختی حادث شود دینداران کم می شوند. <\/span>)<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">خوارزمی، مقتل الحسین، ج۱، ص۳۳۷<\/span><\/span><\/div>\n<\/div>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس امام زمین کربلا را که چهار میل در چهار میل وسعت داشت از ساکنان <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نینوا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نینوا\">نینوا<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/غاضریه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"غاضریه\">غاضریه<\/a> به شصت هزار درهم خرید و با آنان شرط کرد که مردم را به سوی قبرش راهنمایی کنند و از زائرانش سه روز پذیرایی کنند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-92\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از فرود آمدن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا در دوم محرم سال شصت و یک هجری،<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-93\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۳]<\/a><\/sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حر_بن_یزید_ریاحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حر بن یزید ریاحی\">حر بن یزید ریاحی<\/a> نامه ای به عبیداللّه بن زیاد نوشت و او را از فرود آمدن حسین(ع) در این سرزمین با خبر ساخت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-94\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۴]<\/a><\/sup> در پی این نامه، عبیداللّه نامه ای خطاب به حسین(ع) نوشت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«امّا بعد، ای حسین از فرود آمدنت در کربلا با خبر شدم؛ امیرمؤمنان -<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/یزید_بن_معاویه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یزید بن معاویه\">یزید بن معاویه<\/a>- به من فرمان داده که لحظه ای چشم بر هم ننهم و شکم از غذا سیر نسازم تا آن که تو را به خدای دانای لطیف ملحق ساخته یا تو را به پذیرش حکم خود و حکم یزید بن معاویه وادار نمایم. والسّلام»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نقل شده حسین(ع) پس از خواندن این نامه، آن را به کناری پرتاب کرد و فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«قومی که رضایت خود را بر رضایت آفریدگارشان مقدّم بدارند رستگار نخواهند شد.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیک ابن زیاد به حضرت(ع) عرض کرد: یا اباعبداللّه پاسخ نامه را نمی دهی؟ <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> فرمود: «پاسخش عذاب دردناک الهی است که به زودی او را فرا می گیرد.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیک نزد ابن زیاد بازگشت و سخن حضرت را به او بازگفت. عبیدالله نیز دستور تجهیز سپاه برای جنگ با حسین(ع) را داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-95\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">ورود عمر بن سعد به کربلا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a> روز سوم محرم، به همراه چهار هزار نفر از مردم کوفه وارد کربلا شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-96\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۶]<\/a><\/sup> در چگونگی آمدن عمر بن سعد به کربلا گفته شده: عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد را فرمانده چهار هزار تن از کوفیان کرده و به او دستور داده بود تا آنان را به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ری\">ری<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=دستبی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"دستبی (صفحه وجود ندارد)\">دَستَبی<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-97\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۷]<\/a><\/sup> برده با <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=دیلمیان&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"دیلمیان (صفحه وجود ندارد)\">دیلمیانی<\/a> که بر این منطقه چیره شده بودند، مبارزه کند. عبیداللَّه همچنین فرمان حکومت ری را نیز به نام عمر نوشته بود و او را به سمت فرمانداری این شهر برگزیده بود. پسر سعد به همراه یاران خود از کوفه بیرون رفت و در منطقه ای در بیرون کوفه به نام <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حمام_اعین&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حمام اعین (صفحه وجود ندارد)\">حمام اعین<\/a> اردو زد. او برای رفتن به ری آماده می شد که موضوع <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیام_امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیام امام حسین(ع)\">قیام امام حسین(ع)<\/a> پیش آمد و چون امام به سوی کوفه حرکت کرد ابن زیاد، عمر بن سعد را پیش خواند و به او دستور داد نخست به جنگ امام حسین(ع) برود و چون از آن فارغ شد، به سوی محل حکومت خود حرکت کند. ابن سعد جنگ با امام حسین(ع) را خوش نمی داشت از این رو از عبیدالله خواست تا او را از این کار معاف بدارد؛ اما ابن زیاد معافیت او را منوط به پس دادن فرمان حکومت <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ری\">ری<\/a> کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-98\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عمر بن سعد چون اصرار عبیدالله بن زیاد را دید گفت: [به کربلا] می روم.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-99\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۹۹]<\/a><\/sup> پس با چهار هزار نفر سپاهی حرکت کرد و فردای روزی که امام حسین(ع) در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نینوا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نینوا\">نینوا<\/a> فرود آمده بود به آن جا رسید.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-100\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۰]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آغاز گفتگوهای امام حسین(ع) و عمر بن سعد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عمر بن سعد پس از آمدن به کربلا خواست پیکی سوی امام بفرستد تا از او بپرسد «...برای چه به این سرزمین آمده است و چه می خواهد؟» و این کار را به <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عزره_بن_قیس_احمسی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عزره بن قیس احمسی\">عزره بن قیس احمسی<\/a> و دیگر بزرگانی که نامه دعوت به آن حضرت(ع) نوشته بودند، پیشنهاد کرد؛ اما آنان از انجام این کار خودداری کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-101\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۱]<\/a><\/sup> اما <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=کثیر_بن_عبدالله_شعیبه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کثیر بن عبدالله شعیبه (صفحه وجود ندارد)\">کثیر بن عبدالله شعیبه<\/a> پذیرفت و به سوی اردوگاه امام حسین(ع) حرکت کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اما چون <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابوثمامه_صائدی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابوثمامه صائدی\">ابوثمامه صائدی<\/a> نگذاشت کثیر همراه با سلاح خود نزد حسین(ع) برود، بی نتیجه پیش عمر بن سعد بازگشت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-102\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از بازگشت کثیر بن عبداللَّه، عمر بن سعد از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قرة_بن_قیس_حنظلی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قرة بن قیس حنظلی\">قرة بن قیس حنظلی<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-103\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۳]<\/a><\/sup> خواست تا نزد امام حسین(ع) برود و او پذیرفت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) در جواب پیام عمر بن سعد به قره فرمود: «مردم شهرتان به من نامه نوشتند که بدین جا بیایم. اکنون اگر مرا نمی خواهند باز می گردم.» عمر بن سعد از این پاسخ شاد شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-104\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۴]<\/a><\/sup> پس نامه ای به عبیداللَّه بن زیاد نوشت و او را از سخن حسین(ع) آگاه کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-105\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عبیداللَّه بن زیاد در جواب نامه عمر بن سعد، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیعت\">بیعت<\/a> حسین(ع) و یارانش با یزید بن معاویه را درخواست کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-106\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۶]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تلاش ابن زیاد برای ارسال سپاه به کربلا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از فرود آمدن امام حسین(ع) در کربلا، عبیداللّه بن زیاد، مردم را در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مسجد_کوفه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مسجد کوفه\">مسجد کوفه<\/a> جمع کرد و عطایای یزید- تا چهار هزار دینار و دویست هزار درهم- را در میان بزرگان شان تقسیم کرد و آنان را به یاری عمر بن سعد در جنگ با امام حسین(ع) فرا خواند. <sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-107\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عبیدالله بن زیاد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمرو_بن_حریث_مخزومی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن حریث مخزومی\">عمرو بن حریث مخزومی<\/a> را به کارگزاری کوفه گماشت و خود نیز با یارانش از کوفه بیرون آمد و در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نخیله\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نخیله\">نخیله<\/a> اردو زد و مردم را وادار به حرکت به نخیله نمود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-108\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۸]<\/a><\/sup> و [جهت جلوگیری از پیوستن کوفیان به سپاه امام حسین(ع)] پل کوفه را در اختیار گرفت و اجازه نداد کسی از آن عبور کند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-109\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۰۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<div class=\"thumb tright\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:302px;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"image\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/پرونده:واقعه_طف.jpg\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\"><img alt=\"\" class=\"thumbimage\" src=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/images\/thumb\/2\/27\/واقعه_طف.jpg\/300px-واقعه_طف.jpg\" style=\"height:163px;width:300px;\" \/><\/a><\/span><\/span>\n\n<div class=\"thumbcaption\">\n<div class=\"magnify\"> <\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div class=\"thumb tright\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:302px;\">\n<div class=\"thumbcaption\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تصویر سازی نبرد در کربلا<\/span><\/span><\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به دستور عبیدالله بن زیاد، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حصین_بن_تمیم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن تمیم (صفحه وجود ندارد)\">حصین بن تمیم<\/a> و چهار هزار سپاهی تحت امر او از قادسیه به نخیله فرا خوانده شدند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-110\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۰]<\/a><\/sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد_بن_اشعث_بن_قیس_کندی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد بن اشعث بن قیس کندی\">محمد بن اشعث بن قیس کندی<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=کثیر_بن_شهاب&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کثیر بن شهاب (صفحه وجود ندارد)\">کثیر بن شهاب<\/a> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=قعقاع_بن_سوید&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قعقاع بن سوید (صفحه وجود ندارد)\">قعقاع بن سوید<\/a> نیز از سوی ابن زیاد مأموریت یافتند تا مردم را آماده نبرد با اباعبدالله الحسین(ع) کنند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-111\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۱]<\/a><\/sup> ابن زیاد همچنین <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=سوید_بن_عبدالرحمن_منقری&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سوید بن عبدالرحمن منقری (صفحه وجود ندارد)\">سوید بن عبدالرحمن منقری<\/a> را به همراه چند سوار به کوفه فرستاد و به او دستور داد تا در کوفه جستجو کند و هر کس را که از رفتن به جنگ اباعبدالله(ع) خودداری کرده است، پیش او بیاورد. سوید در کوفه به جستجو پرداخت پس مردی از شامیان را که برای مطالبه میراث خود به کوفه آمده بود، بازداشت کرده، نزد ابن زیاد فرستاد. ابن زیاد نیز [جهت ترساندن مردم کوفه] دستور قتل او را صادر کرد. مردم که چنین دیدند همگی حرکت کردند و به نخیله رفتند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-112\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با گرد آمدن مردم در نخیله، عبیدالله به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حصین_بن_نمیر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن نمیر\">حصین بن نمیر<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حجار_بن_ابجر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حجار بن ابجر\">حجار بن ابجر<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شبث_بن_ربعی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شبث بن ربعی\">شبث بن ربعی<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a> دستور داد تا جهت یاری ابن سعد به لشکرگاه او بپیوندند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-113\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۳]<\/a><\/sup> شمر اولین نفری بود که فرمان او را اجرا کرد و آماده حرکت شد<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-114\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۴]<\/a><\/sup> پس از شمر، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=یزید_بن_رکاب_کلبی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یزید بن رکاب کلبی (صفحه وجود ندارد)\">زید (یزید) بن رَکاب کلْبی<\/a> با دو هزار نفر، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حصین_بن_نمیر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن نمیر\">حُصَین بن نُمَیر سَکونی<\/a> با چهار هزار نفر، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مصاب_ماری&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مصاب ماری (صفحه وجود ندارد)\">مصاب ماری<\/a> (<a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مُضایر_بن_رهینه_مازِنی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مُضایر بن رهینه مازِنی (صفحه وجود ندارد)\">مُضایر بن رهینه مازِنی<\/a>) با سه هزار تن<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-115\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۵]<\/a><\/sup> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حصین_بن_تمیم_طهوی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حصین بن تمیم طهوی (صفحه وجود ندارد)\">حصین بن تمیم طهوی<\/a> با دو هزار سپاهی<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-116\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۶]<\/a><\/sup> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=نصر_بن_حربه&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نصر بن حربه (صفحه وجود ندارد)\">نصر بن حَربه (حَرَشه)<\/a> با دو هزار تن از کوفیان حرکت کردند و به سپاه عمر بن سعد پیوستند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-117\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۷]<\/a><\/sup> آن گاه ابن زیاد، مردی را به سوی <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شبث_بن_ربعی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شبث بن ربعی\">شَبَث بن رِبعی ریاحی<\/a> فرستاد و از او خواست که به سوی عمر بن سعد حرکت کند. شبث نیز با هزار سوار، به عمر بن سعد پیوست.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-118\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۸]<\/a><\/sup> پس از شبث، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حجار_بن_ابجر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حجار بن ابجر\">حجّار بن اَبجَر<\/a> با هزار سوار<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-119\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۱۹]<\/a><\/sup> و پس از او <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمد_بن_اشعث_بن_قیس_کندی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمد بن اشعث بن قیس کندی\">محمد بن اشعث بن قیس کندی<\/a> با هزار سوار<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-120\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۰]<\/a><\/sup> و <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=حارث_بن_یزید_بن_رویم&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حارث بن یزید بن رویم (صفحه وجود ندارد)\">حارث بن یزید بن رویم<\/a> نیز از پی حجار بن ابجر روانه کربلا شدند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-121\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۱]<\/a><\/sup> عبیدالله بن زیاد هر روز صبح و ظهر، گروهی از نظامیان کوفی را در دسته های بیست، سی، پنجاه تا صد نفری، به کربلا می فرستاد<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-122\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۲]<\/a><\/sup> تا این که در ششم محرم تعداد نفرات سپاه عمربن سعد به بیش از بیست هزار تن رسید.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-123\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۳]<\/a><\/sup> عبیداللّه، عمربن سعد را فرمانده همه آنان نمود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تلاش حبیب بن مظاهر برای گردآوری نیرو<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از گرد آمدن سپاهیان دشمن در کربلا، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حبیب_بن_مظاهر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حبیب بن مظاهر\">حبیب بن مظاهر اسدی<\/a> با دیدن یاران اندک حسین(ع) با اجازه امام خود را به طور ناشناس به طایفه ای از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قبیله_بنی_اسد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قبیله بنی اسد\">قبیله بنی اسد<\/a> رساند و درخواست یاری فرزند <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حضرت_فاطمه_زهرا_سلام_الله_علیها\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها\">دختر پیامبر خدا<\/a>(ص) را خواستار شد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">بنی اسد، همراه حبیب بن مظاهر اسدی شبانه به سوی لشکرگاه امام حسین(ع) در حرکت بودند که چهار صد یا پانصد سوار از سپاه عمر بن سعد به سردستگی <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=ازرق_بن_حرب_صیداوی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ازرق بن حرب صیداوی (صفحه وجود ندارد)\">ازرق بن حرب صیداوی<\/a> در کناره فرات راه را بر آنان بستند. کار به درگیری کشیده شده و بنی اسد به خانه هایشان بازگشتند و حبیب به تنهایی نزد حسین(ع) بازگشت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">هفتم محرم و بسته شدن آب<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۷_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۷ محرم\">۷ محرم<\/a>، عبیدالله بن زیاد در نامه ای از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a> خواست که میان آب و حسین(ع) و یارانش جدایی افکند تا یک قطره از آن ننوشند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چون این نامه به دست عمر بن سعد رسید به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمرو_بن_حجاج_زبیدی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن حجاج زبیدی\">عمرو بن حجاج زبیدی<\/a> فرمان داد تا با پانصد سوار به کنار شریعه فرات برود و مانع دسترسی امام حسین(ع) و یارانش به آب شوند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-124\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در برخی منابع نقل شده که «پس از بسته شدن آب و شدت گرفتن تشنگی، امام حسین(ع) برادر خود، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عباس_بن_علی(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عباس بن علی(ع)\">عباس<\/a> را به حضور طلبید و او را با سی سوار و بیست پیاده به همراه بیست مشک به طلب آب فرستاد. آنان شبانه در حالی که <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نافع_بن_هلال_جملی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نافع بن هلال جملی\">نافع بن هلال جملی<\/a> با پرچم در پیشاپیش گروه در حرکت بود به راه افتادند و خود را به شریعه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/فرات\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"فرات\">فرات<\/a> رساندند. عمرو بن حجاج که مأمور حراست از فرات بود، به مقابله با یاران امام حسین(ع) برخاست. گروهی از یاران حسین(ع) مشک های آب را پر کردند و گروهی دیگر چون <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قمر_بنی_هاشم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قمر بنی هاشم\">قمر بنی هاشم<\/a>(ع) و نافع بن هلال مشغول جنگ شده از آنان در برابر هجوم دشمنان محافظت می کردند تا بتوانند آب را به سلامت به خیمه ها برسانند. یاران حسین(ع) موفق شدند آب را به خیمه های حسین(ع) برسانند.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-125\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">آخرین گفتگوهای امام حسین(ع) با عمر بن سعد<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">با فرود آمدن پی در پی لشکرها در اردوگاه عمر بن سعد، امام حسین(ع) <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمرو_بن_قرظه_انصاری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن قرظه انصاری\">عمرو بن قرظه انصاری<\/a> را نزد عمر بن سعد فرستاد و به او پیغام داد که می خواهم امشب تو را در میان دو اردوگاه ملاقات کنم. شب هنگام، حسین(ع) و ابن سعد هر یک با همراهی بیست سوار به محل ملاقات آمدند؛ حضرت(ع) به جز برادرش -<a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ابوالفضل_العباس\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ابوالفضل العباس\">ابوالفضل العباس<\/a>(ع)- و فرزندش -<a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/علی_اکبر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"علی اکبر\">علی اکبر<\/a>(ع)-، از سایر یاران خود خواست تا فاصله بگیرند ابن سعد نیز فرزندش –حفص- و غلامش را نگاه داشت و به دیگران دستور داد تا عقب بروند. به نقل برخی منابع در این دیدار حسین(ع) به او فرمود:...از این خیال و اندیشه ناصواب در گذر و راهی که صلاح دین و دنیای تو در آن است، اختیار کن...<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-126\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۶]<\/a><\/sup> عمر قبول نکرد و حسین(ع) چون چنین دید فرمود: «خداوند تو را هلاک سازد و در روز قیامت نیامرزد؛ امید دارم که به فضل خدا از گندم <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ری\">ری<\/a> نخوری» سپس بازگشت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-127\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۷]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">گفتگوهای مکرر حسین(ع) و ابن سعد، سه یا چهار بار تکرار شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-128\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۸]<\/a><\/sup> به گفته برخی منابع، در پایان یکی از این گفتگوها، عمر بن سعد طی نامه ای خطاب به عبیداللَّه بن زیاد چنین نوشت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«... حسین بن علی(ع) با من پیمان بست که از همان جا که آمده به همان جا بازگردد یا به یکی از سرحدات بلاد مسلمین برود و در حقوق و تکالیف همانند دیگر مسلمانان بوده در سود و زیان مسلمانان شریک باشد، یا به نزد یزید برود تا هر چه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/یزید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یزید\">یزید<\/a> حکم دهد درباره او اجرا کنند و این مایه رضای شماست و صلاح امت است.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-129\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۲۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">چون عبیداللَّه نامه را خواند گفت: «به درستی که این نامه مردی است که اندرزگوی امیر خویش و مشفق قوم خویش است!» [و در صدد بود این پیشنهاد را بپذیرد] <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a> که در مجلس بود برخاست و مانع شد. آنگاه عبیداللَّه بن زیاد شمربن ذی الجوشن را پیش خواند و گفت: «این نامه را پیش عمربن سعد ببر تا به حسین(ع) و یارانش بگوید به حکم من تسلیم شوند. اگر پذیرفتند آنها را به سلامت پیش من بفرستد و اگر نپذیرفتند با آنان بجنگد. اگر عمربن سعد جنگید شنوا و مطیع او باش و اگر از جنگیدن خودداری ورزید تو با حسین(ع) بجنگ که سالار قوم تویی؛ سپس گردن پسر سعد را بزن و سرش را پیش من بفرست.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-130\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۰]<\/a><\/sup> آنگاه عبیداللَّه نامه ای به عمر بن سعد نوشت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«...من تو را به نزد حسین(ع) نفرستادهام که با او با مسامحه رفتار کنی و برای او آرزوی سلامت داشته باشی و شفیع او پیش من باشی. بنگر اگر حسین(ع) و همراهانش به حکم من گردن نهادند [و با یزید بیعت کردند] ایشان را به سلامت نزد من بفرست و اگر نپذیرفتند بر آنان هجوم آور و خونشان را بریز و بدن هایشان را مُثله کن چرا که مستحق چنین کاری هستند. چون حسین(ع) کشته شد اسب بر سینه و پشت وی بتاز که او سرکش است و ستمکار و من گمان ندارم که این کار پس از مرگ زیانی رساند ولی با خود عهد کرده ام که اگر او را کشتم با وی چنین کنم. پس اگر تو به این دستور عمل کردی پاداش مردی فرمانبردار و مطیع را به تو میدهیم و اگر آن را نپذیری دست از کار ما و لشکر ما بکش و لشکر را به شمربن ذی الجوشن واگذار زیرا ما او را امیر بر کار خود کردیم. و السلام.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-131\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۱]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">روز تاسوعا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a> بعد از ظهر روز پنجشنبه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/تاسوعا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"تاسوعا\">نهم محرم<\/a> سال شصت و یکم هجری پس از نماز عصر به همراه فرمانی که <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبیدالله_بن_زیاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبیدالله بن زیاد\">عبیدالله بن زیاد<\/a> به او داده بود، نزد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a> رسید و فرمان را به او داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-132\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۲]<\/a><\/sup> عمر بن سعد به شمر گفت: من خود عهده دار این کار خواهم بود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-133\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شمر (که از طایفه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ام_البنین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ام البنین\">ام البنین<\/a> بود) و نیز به نقلی <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=عبدالله_بن_ابی_المحل&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن ابی المحل (صفحه وجود ندارد)\">عبدالله بن ابی المحل<\/a> -برادرزاده ام البنین- پیشتر از ابن زیاد برای فرزندان ام البنین امان نامه گرفته بودند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-134\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۴]<\/a><\/sup> عبدالله بن ابی المحل امان نامه را به وسیله غلام خود -کزمان یا عرفان- به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> فرستاد. او پس از ورود به کربلا متن امان نامه را برای فرزندان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/ام_البنین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"ام البنین\">ام البنین<\/a> قرائت کرد؛ اما آنها مخالفت کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-135\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۵]<\/a><\/sup> در روایتی دیگر آمده که شمر خود امان نامه را گرفت و به کربلا آورد و به نزد <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عباس_بن_علی(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عباس بن علی(ع)\">عباس(ع)<\/a> و برادرانش <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبدالله_بن_علی_بن_ابی_طالب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبدالله بن علی بن ابی طالب\">عبدالله<\/a>، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/جعفر_بن_علی_بن_ابی_طالب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"جعفر بن علی بن ابی طالب\">جعفر<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عثمان_بن_علی_بن_ابیطالب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عثمان بن علی بن ابیطالب\">عثمان<\/a> برد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-136\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۶]<\/a><\/sup> اما عباس(ع) و برادرانش همگی امان نامه را رد کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-137\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۷]<\/a><\/sup> چنانکه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شیخ_مفید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شیخ مفید\">شیخ مفید<\/a> می نویسد گفتگوی آنها چنین بود که شمر گفت: شما ای خواهرزادگان من در امانید. آنها پاسخ دادند: خدا تو را و امانت را <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/لعن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"لعن\">لعنت<\/a> کند، ما را امان می دهی و فرزند رسول خدا بی امان است؟!<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-138\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از عصر عمر بن سعد ندا داد: ای لشکریان خدا! سوار شوید و بشارت دهید. پس لشکریان سوار شدند و به سوی اردوگاه امام حرکت کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-139\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۳۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقتی حسین(ع) از نیت دشمن آگاه شد، به برادرش عباس فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اگر می توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز\">نماز<\/a> بگزاریم. خدا می داند که من نماز و تلاوت قرآن را بسیار دوست می دارم.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-140\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۰]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عباس نزد سپاهیان دشمن بازگشت و درخواست حسین(ع) را به اطلاع آنان رساند و از آنان آن شب را مهلت خواست. ابن سعد با مهلت یک شبه به امام حسین(ع) و یارانش موافقت نمود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-141\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۱]<\/a><\/sup> در این روز خیمه های امام حسین(ع) و اهل بیت و یارانش محاصره گردید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقایع شب عاشورا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<div class=\"hatnote relarticle mainarticle\"> <\/div>\n\n<div class=\"quotebox\" style=\"margin:auto;width:540px;padding:6px;border:1px solid #a2a9b1;font-size:88%;background-color:#ffeebb;\">\n<div style=\"position:relative;text-align:right;\">\n<div>\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سخن <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین\">حسین(ع)<\/a> در شب عاشورا درباره یارانش:<br \/>\nأما بعد فإنّی لا أعلم أصحابا أوفی و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبرّ و لا أوصل من أهل بیتی<br \/>\n (<small>ترجمه<\/small>: <span style=\"color:#012;\">من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خودم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیک تر از خویشاوندان خودم سراغ ندارم.<\/span>)<\/span><\/span><\/p>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div style=\"text-align:left;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">مفید، الارشاد، ج۲، ص۹۱<\/span><\/span><\/div>\n<\/div>\n\n<h4> <\/h4>\n\n<h4><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تجدید پیمان یاران امام حسین<\/span><\/span><\/h4>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">امام حسین(ع) در اوایل شب یاران خود را جمع کرد و پس از حمد و ثنای خداوند خطاب به آنان گفت:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به گمانم این، آخرین روزی است که از سوی این قوم مهلت داریم. آگاه باشید که من به شما اجازه (رفتن) دادم. پس همه با خیالی آسوده بروید که <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بیعت\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بیعت\">بیعتی<\/a> از من بر گردن شما نیست. اینک که سیاهی شب شما را پوشانده، آن را مَرکبی برگیرید و بروید.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در این هنگام ابتدا اهل بیت امام و سپس یاران امام هر یک در سخنانی حماسی، اعلام وفاداری کردند و بر فدا کردن جان خویش در دفاع از امام تأکید کردند. منابع تاریخی و مقاتل برخی از این سخنان را ضبط کرده اند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-142\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h4><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نگرانی حضرت زینب(س)<\/span><\/span><\/h4>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از آن گفتگو حسین(ع) به اردوگاه برگشتند و وارد خیمه خواهرشان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زینب_کبری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زینب کبری\">زینب(س)<\/a> شدند. نافع بن هلال در بیرون خیمه منتظر حسین(ع) نشسته بود که شنید حضرت زینب(س) به حسین(ع) عرض کرد:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«آیا شما یارانتان را آزموده اید؟ از این نگرانم که آنان نیز به ما پشت کنند و در هنگامه درگیری شما را تسلیم دشمن کنند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حسین(ع) در پاسخ فرمود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">«به خدا سوگند، این ها را امتحان کرده ام و آنان را مردانی یافتم که سینه سپر کرده اند، به گونه ای که مرگ را به گوشه چشمان شان می نگرند و به <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=مرگ&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مرگ (صفحه وجود ندارد)\">مرگ<\/a> در راه من چنان شیرخواره به سینه مادرش انس دارند.»<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نافع هنگامی که احساس کرد اهل بیت امام حسین(ع) نگران وفاداری و استقامت اصحاب هستند، نزد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حبیب_بن_مظاهر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حبیب بن مظاهر\">حبیب بن مظاهر<\/a> رفته و با مشورت او، تصمیم گرفتند با همراهی بقیه اصحاب به حسین(ع) و اهل بیت ایشان اطمینان دهند که تا آخرین قطره خون از ایشان دفاع خواهند کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-143\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حبیب بن مظاهر یاران حسین(ع) را ندا داد تا جمع شوند. سپس به <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_هاشم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی هاشم\">بنی هاشم<\/a> گفت: به خیمه های خویش باز گردند؛ بعد رو به اصحاب کرد و آن چه را که از نافع شنیده بود، بازگو کرد. همگی گفتند: «به آن خدایی که بر ما منت نهاد که در این جایگاه قرار بگیریم، اگر انتظار فرمان حسین(ع) نبودیم، اکنون با شتاب بر آنان حمله می کردیم تا جان خویش را پاک و چشم را روشن سازیم».<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">حبیب به همراه اصحاب با شمشیرهای کشیده و یک صدا به نزدیک حرم اهل بیت(ع) رسیده و گفت: «ای حریم رسول خدا(ص)! این شمشیرهای جوانان و جوانمردان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواهان شما را بزند. این نیزه های پسران شماست، سوگند یاد کرده اند که آن را تنها در سینه کسانی که از دعوتتان سر بر تافته اند فرو برند.»<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-144\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۴]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقایع روز عاشورا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> پس از اقامه نماز صبح،<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-145\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۵]<\/a><\/sup> صفوف نیروهای خود (۳۲ تن سواره و ۴۰ تن پیاده)<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-146\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۶]<\/a><\/sup> را منظم کرد. حسین(ع) برای اتمام حجت، سوار بر اسب شد و همراه با گروهی از یاران به سوی لشکر دشمن پیش رفت و آنان را موعظه نمود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-147\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۷]<\/a><\/sup> پس از سخنان حسین(ع)، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زهیر_بن_قین\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زهیر بن قین\">زهیر بن قین<\/a> آغاز به سخن کرد و از فضایل حسین(ع) گفت و به موعظه پرداخت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-148\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">یکی از وقایع صبح عاشورا کناره گیری <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حر_بن_یزید_ریاحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حر بن یزید ریاحی\">حر بن یزید ریاحی<\/a> از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/لشکر_عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"لشکر عمر بن سعد\">لشکر عمر بن سعد<\/a> و پیوستن به اردوگاه حسین(ع) است.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-149\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۴۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">در ابتدای جنگ، حملات به صورت گروهی انجام شد. طبق بعضی روایات تاریخی، تا ۵۰ تن از یاران امام، در اولین حمله به شهادت رسیدند. پس از آن، یاران امام به صورت فردی و یا دو نفری به مبارزه رفتند. اصحاب اجازه نمی دادند کسی از سپاه دشمن به حسین(ع) نزدیک شود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-150\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۰]<\/a><\/sup> پس از شهادت اصحاب غیر هاشمی امام حسین(ع) در صبح و بعداز ظهر عاشورا، یاران <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی هاشم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی هاشم\">بنی هاشمی<\/a> حسین(ع) برای نبرد پیش آمدند. اولین کسی که از <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_هاشم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی هاشم\">بنی هاشم<\/a> از حسین(ع) اجازه میدان طلبید و به شهادت رسید، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/علی_اکبر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"علی اکبر\">علی اکبر<\/a> بود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-151\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۱]<\/a><\/sup> پس از او دیگر خاندان امام نیز یکی پس از دیگری به میدان رفتند و به شهادت رسیدند. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عباس_بن_علی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عباس بن علی\">ابوالفضل العباس(ع)<\/a>، پرچمدار سپاه و محافظ خیمه ها نیز در نبرد با نگهبانان <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/رود_فرات\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"رود فرات\">شریعه فرات<\/a> به شهادت رسید.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-152\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۲]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از شهادت بنی هاشم، امام حسین(ع) عازم نبرد شد، اما از سپاه کوفه تا مدتی کسی برای رویارویی با آن حضرت پا پیش نمی نهاد. در میانه نبرد، علیرغم تنهایی حسین(ع) و زخم های سنگینی که بر سر و بدن او وارد شده بود، حسین(ع) بی مهابا شمشیر می زد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-153\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شهادت امام حسین<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پیادگان تحت امر <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a>، حسین(ع) را احاطه کردند ولی همچنان پیش نمی آمدند و شمر آنها را به حمله تشویق می کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-154\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۴]<\/a><\/sup> شمر به تیراندازان دستور داد امام را تیرباران کنند. از فراوانی تیرها، بدن امام پر از تیر شده بود.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-155\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۵]<\/a><\/sup> حسین(ع)، عقب کشید و آنان در برابرش صف بستند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-156\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۶]<\/a><\/sup> جراحات وارده و خستگی ناشی از جنگ، حسین(ع) را به شدت کم توان کرده بود از این رو ایستاد تا اندکی استراحت کند. در این هنگام، سنگی به پیشانی اش اصابت کرد و خون از آن جاری شد. همین که امام خواست با لبه پیراهن، خون از صورتش پاک کند تیر سه شعبه و مسمومی به سویش پرتاب شد و بر قلبش نشست.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-157\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۷]<\/a><\/sup><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/مالک_بن_نسیر\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"مالک بن نسیر\">مالک بن نُسَیر<\/a>، با شمشیر، چنان ضربتی بر سرِ حسین(ع) زد که بند کلاه خود امام، پاره شد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-158\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۸]<\/a><\/sup> و مردی به نام <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=زرعة_بن_شریک_تمیمی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زرعة بن شریک تمیمی (صفحه وجود ندارد)\">زرعة بن شریک تمیمی<\/a> نیز ضربتی سخت به شانه چپ امام زد. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سنان_بن_انس\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سنان بن انس\">سنان بن انس<\/a> هم تیری به گلوی او زد. سپس <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/صالح_بن_وهب_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"صالح بن وهب جعفی\">صالح بن وهب جعفی<\/a> (<small>به نقلی سنان بن انس<\/small>) پیش آمد و چنان با نیزه بر پهلوی حسین(ع) زد که با گونه راست از اسب به زمین افتاد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-159\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۵۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<div class=\"thumb tleft\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:302px;\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"image\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/پرونده:تابلوی_عصر_عاشورا.jpg\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\"><img alt=\"\" class=\"thumbimage\" src=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/images\/thumb\/2\/24\/تابلوی_عصر_عاشورا.jpg\/300px-تابلوی_عصر_عاشورا.jpg\" style=\"height:184px;width:300px;\" \/><\/a><\/span><\/span>\n\n<div class=\"thumbcaption\">\n<div class=\"magnify\"> <\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<div class=\"thumb tleft\">\n<div class=\"thumbinner\" style=\"width:302px;\">\n<div class=\"thumbcaption\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/تابلو_عصر_عاشورا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"تابلو عصر عاشورا\">تابلوی عصر عاشورا<\/a> اثر <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/محمود_فرشچیان\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"محمود فرشچیان\">محمود فرشچیان<\/a><\/span><\/span><\/div>\n<\/div>\n<\/div>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">شمربن ذی الجوشن با گروهی از سپاهیان عمر سعد از جمله <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سنان_بن_انس_نخعی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سنان بن انس نخعی\">سنان بن انس نخعی<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/خولی_بن_یزید_اصبحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خولی بن یزید اصبحی\">خولی بن یزید اصبحی<\/a>، به سوی حسین(ع) آمدند. شمر آنان را به تمام کردن کار حسین(ع) تشویق کرد<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-160\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۰]<\/a><\/sup> اما کسی نمی پذیرفت. او به خولی بن یزید دستور داد تا سر حسین(ع) را جدا کند. وقتی خولی وارد <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/گودال_قتلگاه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"گودال قتلگاه\">گودال قتلگاه<\/a> شد دستش لرزید و لرزه بر اندامش افتاد و نتوانست این کار را انجام دهد. شمر<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-161\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۱]<\/a><\/sup> و به نقلی سنان بن انس<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-162\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۲]<\/a><\/sup> از اسب پیاده شد و سر حسین(ع) را جدا کرد و به دست خولی داد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-163\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h2> <\/h2>\n\n<h2><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">وقایع پس از شهادت امام<\/span><\/span><\/h2>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">پس از آنکه سنان سر امام را به خولی داد. سپاهیان عمر سعد هر چه را که حضرت به تن داشت، غارت کردند. <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیس_بن_اشعث\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن اشعث\">قیس بن اشعث<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بحر_بن_کعب\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بحر بن کعب\">بحر بن کعب<\/a>، (لباس )<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-164\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۴]<\/a><\/sup>، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=اسود_بن_خالد_اودی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسود بن خالد اودی (صفحه وجود ندارد)\">اسود بن خالد اودی<\/a> (نعلین )، <a class=\"new\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/index.php?title=جمیع_بن_خلق_اودی&amp;action=edit&amp;redlink=1\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"جمیع بن خلق اودی (صفحه وجود ندارد)\">جمیع بن خلق اودی<\/a> (شمشیر)، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اخنس_بن_مرثد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اخنس بن مرثد\">اخنس بن مرثد<\/a> (<a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمامه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمامه\">عمامه<\/a>)، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بجدل_بن_سلیم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بجدل بن سلیم\">بجدل بن سلیم<\/a> (انگشتر) و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a>، (زره)<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-165\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۵]<\/a><\/sup> آن حضرت را ربودند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">غارت خیمه ها<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">سپس، سپاه دشمن به خیمه ها هجوم بردند و آنچه بود به غنیمت گرفتند. آنان در این امر بر یکدیگر سبقت می رفتند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-166\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۶]<\/a><\/sup> شمر به قصد کشتن امام سجاد(ع)همراه گروهی از سپاهیان، وارد خیمه گاه شدند که زینب(س) مانع این کار شد. به نقلی دیگر برخی از سپاهیان عمر بن سعد به این امر اعتراض کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-167\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۷]<\/a><\/sup> عمر بن سعد دستور داد زنان حرم را در چادری جمع کردند و تعدادی را بر محافظت آنان گماشت.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-168\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">تاختن اسب بر بدن امام<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به دستور عمر بن سعد و در اجرای فرمان ابن زیاد، ده نفر داوطلب از سپاهیان کوفه، با اسبان شان بدن امام حسین(ع) را لگدکوب کردند و استخوان های سینه و پشت آن حضرت را در هم شکستند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-169\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۶۹]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اسحاق_بن_حویه\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسحاق بن حویه\">اسحاق بن حویه<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-170\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۰]<\/a><\/sup>، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اخنس_بن_مرثد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اخنس بن مرثد\">اخنس بن مرثد<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-171\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۱]<\/a><\/sup><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حکیم_بن_طفیل\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حکیم بن طفیل\">حکیم بن طفیل<\/a>، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمرو_بن_صبیح\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن صبیح\">عمرو بن صبیح<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/رجاء_بن_منقذ_عبدی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"رجاء بن منقذ عبدی\">رجاء بن منقذ عبدی<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/سالم_بن_خیثمه_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"سالم بن خیثمه جعفی\">سالم بن خیثمه جعفی<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واحظ_بن_ناعم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"واحظ بن ناعم\">واحظ بن ناعم<\/a>، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/صالح_بن_وهب_جعفی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"صالح بن وهب جعفی\">صالح بن وهب جعفی<\/a>، <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/هانی_بن_ثبیت_حضرمی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"هانی بن ثبیت حضرمی\">هانی بن شبث خضرمی<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اسید_بن_مالک\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسید بن مالک\">اسید بن مالک<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-172\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۲]<\/a><\/sup> با اسب بر بدن امام تاختند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">فرستادن سرهای شهدا به کوفه<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">عمر بن سعد در همان روز سر حسین(ع) را به همراه <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/خولی_بن_یزید_اصبحی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"خولی بن یزید اصبحی\">خولی بن یزید اصبحی<\/a> و <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/حمید_بن_مسلم_ازدی\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"حمید بن مسلم ازدی\">حمید بن مسلم ازدی<\/a> به سوی <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عبیدالله_بن_زیاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عبیدالله بن زیاد\">عبیدالله بن زیاد<\/a> فرستاد. او همچنین دستور داد سر <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شهدای_کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شهدای کربلا\">شهدای کربلا<\/a> را نیز از بدن جدا کنند و آنها را که هفتاد و دو سر بودند با <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شمر_بن_ذی_الجوشن\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شمر بن ذی الجوشن\">شمر بن ذی الجوشن<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/قیس_بن_اشعث\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"قیس بن اشعث\">قیس بن اشعث<\/a>، <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمرو_بن_حجاج\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمرو بن حجاج\">عمرو بن حجاج<\/a> و <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عزره_بن_قیس\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عزره بن قیس\">عزره بن قیس<\/a> روانه کوفه کرد.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-173\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۳]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">اسارت اهل بیت امام<\/span><\/span><\/h3>\n\n<div class=\"hatnote relarticle mainarticle\"><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">نوشتار اصلی: <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اسیران_کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسیران کربلا\">اسیران کربلا<\/a><\/span><\/span><\/div>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">به دستور عمر بن سعد اجساد لشکریان کوفه دفن شدند اما پیکرهای حسین(ع) و یارانش بر زمین ماند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-174\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۴]<\/a><\/sup><a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_سجاد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام سجاد\">امام سجاد<\/a>(ع) که بیمار بود، به همراه <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/زینب_کبری\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"زینب کبری\">حضرت زینب(س)<\/a> و بقیه بازماندگان، به <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/اسارت_در_شام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"اسارت در شام\">اسارت<\/a> گرفته و به کوفه نزد ابن زیاد و سپس به <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شام\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شام\">شام<\/a> دربار <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/یزید\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"یزید\">یزید<\/a> فرستاده شدند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-175\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۵]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<h3> <\/h3>\n\n<h3><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\">دفن شهدا<\/span><\/span><\/h3>\n\n<p><span style=\"font-size:14px;\"><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۱_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۱ محرم\">۱۱ محرم<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-176\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۶]<\/a><\/sup> یا <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/۱۳_محرم\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"۱۳ محرم\">۱۳ محرم<\/a><sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-177\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۷]<\/a><\/sup> را زمان دفن <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/شهدای_کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"شهدای کربلا\">شهدای کربلا<\/a> بیان کرده اند. بنابر برخی اقوال، پس از بازگشت <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/عمر_بن_سعد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"عمر بن سعد\">عمر بن سعد<\/a> و یارانش، جماعتی از <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/بنی_اسد\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"بنی اسد\">بنی اسد<\/a> که در نزدیکی <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"کربلا\">کربلا<\/a> منزل داشتند به صحنه کربلا وارد شدند و در موقعی از شب که ایمن از دشمن بودند، بر <a class=\"mw-redirect\" href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/امام_حسین(ع)\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"امام حسین(ع)\">امام حسین(ع)<\/a> و یارانش <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/نماز\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\" title=\"نماز\">نماز<\/a> گزاردند و آنان را دفن کردند.<sup><a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9293\/واقعه_کربلا#cite_note-178\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">[۱۷۸]<\/a><\/sup><\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><strong><span style=\"font-family:tahoma, geneva, sans-serif;\"><span style=\"font-size:14px;\">منبع: <a href=\"http:\/\/fa.wikishia.net\/view9294\/واقعه_کربلا\" rel=\"nofollow\" target=\"_blank\">ویکی شیعه<\/a><\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2018-09-15 11:00:32","content_date_event":"2018-09-15 11:00:32","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2018-09-24 09:10:32","content_date_register":"2018-09-15 11:05:46","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":1,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":5,"eid":5,"attach_title":"شهادت امام حسین علیه اسلام و یازان وفادارشان تسلیت باد 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_105_150.webp","300":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_209_300.webp","400":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_209_300.webp","600":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_209_300.webp","900":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_209_300.webp","1200":".\/cache\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610_209_300.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":3384720610,"files":{"original":{"url":".\/file\/4\/attach\/201809\/328890_3384720610.jpg","width":209,"height":300,"size":0}}}]}]]