عید قربان خجسته باد
عید قربان یادآور حماسه بزرگ حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام و سربلندی آنان در آزمون بزرگ الهی بهشمار میرود. همه فِرَق مسلمین این روز را عید محسوب میدارند. یکی از اعمال این عید بزرگ که سنت مؤکد نیز میباشد قربانی کردن است که مختص به حاجیان نبوده بلکه همه مسلمانان بسته به استطاعت مالی خویش میتوانند قربانی کنند.
روایت قربان
«إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُک» پسر نازنینم! در خواب به من امر شده تو را در راه خدا قربانی کنم «فَانظُرْ مَاذَا تَرَی» نظر تو چیست؟! چقدر زیبا جواب داد این شیرین پسر: «یا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنْ الصَّابِرِینَ» ای پدر! هرآنچه بدان مأموری انجام بده، ان شاءالله مرا از بندگان صبور و شکیبا خواهی یافت. خیال ابراهیم بیشتر آرام گرفت و وی برداشتن چنین پسری خدای را سپاس و بر خود مباهات کرد. آن گاه پسر را با ملاطفت و مهربانی بسیار در آغوش فشرد و بوسه ای بر فرقش زد و دست محبت و نوازش بر سر و گیسوانش کشید.
ابراهیم به همراه اسماعیل، سعی را تمام کرد و سپس طواف نمود و در مقام خودش (مقام ابراهیم) دوگانه ای به جای آورد. آن گاه بَند و بُرنده تیز و پارچه پاکیزه برداشت و با اسماعیل به قربان گاه شتافت. او در این راه گامها را بلند و با شتاب برمیداشت؛ زیرا معتقد بود در کار خدا باید تعجیل کرد. در بین راه، ابلیس چند مرتبه به سراغش آمد تا وسوسه اش کند، بلکه بتواند پس از این همه امتحانها و ابتلاءها و سرسپردگی و بندگی ابراهیم، وی را از صراط حق بازدارد و به باطل کشاند. اما، مگر میتوان ابراهیم را از راه حق منحرف نمود. ابراهیم با صلابت فوق بشری و با ابهتی راستین، بر نفس سرکش لگام عدم زد و شیطان را با سنگ راند و رمی جمره کرد؛ گویی گرگی درّنده را با کلوخی چند از خود دور میکند.
به منا رسیدند. بی درنگ دستان اسماعیلش را از پشت بست و بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ را بر زبان جاری کرد و در حالی که برای آخرین بار با محبّت پدرانه سیمای نازنین اسماعیل را به تماشا نشسته بود.
چشم بر سپیدی گلوی اسماعیل دوخت و خنجر بُرّان را بر حنجرش آشنا ساخت. اما هر چه کشید، کارد تیز نبرید. ابراهیم بر قدرت دست افزود و با توانی دوچندان بر دسته چاقوی تیز فشار وارد کرد و آن را با شدت کشید؛ اما گویی از این چاقو، در عالم چاقویی کندتر وجود ندارد!
ناگاه ابراهیم از شدت عصبانیت کارد را بر سنگی در آن نزدیکی فرود آورد و آن سنگ به دو نیم شد. ابراهیم با تعجب و عصبانیت به کارد خطاب کرد که: ای چاقو! گلوی اسماعیلم را برای خدا نمیبُری، اما سنگ را خُرد میکنی؟! گویا چاقو به آواز درآمد که: ای ابراهیم! تو میگویی و میخواهی ببُرمش، اما خدا میگوید نَبُر.
مناسک حج ابراهیمی
آداب و احکام حج تمتع: احرام، وقوف به عرفات که در چهار فرسخی مکه است، وقوف به مشعر الحرام که تقریباً در دو فرسخی مکه است، رفتن به منی که نزدیک مکه است و انداختن سنگ ریزه بر جمره عقبه، قربانی کردن در منی، تراشیدن سر یا گرفتن کمی از ناخن یا مو در منی، طواف زیارت، دو رکعت نماز طواف، سعی بین صفا و مروه، طواف نساء، دو رکعت نماز طواف نساء، ماندن در منی در شبهای یازدهم و دوازدهم ذیحجه و بعضی باید شب سیزدهم را هم در منی بمانند؛ انداختن سنگ ریزه بر سه جمره در منی در روز یازدهم و دوازدهم و بعضی در روز سیزدهم هم باید بیندازند.
آداب و اعمال روز عید قربان
عید قربان دارای احکامی است:
۱- روزه عید قربان و عید فطر حرام است.
۲- اعتکاف در عید قربان و عید فطر باطل است؛ زیرا شرط صحیح بودن اعتکاف، روزه است.
۳- حاجی باید شب عید قربان از طلوع فجر تا طلوع خورشید در مشعرالحرام بماند و در روز عید قربان وارد منا گردیده، رمی جمره عقبه و ذبح نموده و سپس سر بتراشد یا تقصیر کند.
۴- احیای شب عید قربان برای کسی که در مشعرالحرام باشد، مستحب است.
۵- زیارت امام حسین علیه السلام در عید قربان مستحب است.
۶- کسی که در منا نیست، مستحب است قربانی کند و به آن «اضحیه» گفته میشود و لازم نیست شرایط قربانی در حج را داشته باشد.
۷- نماز عید قربان و عید فطر در زمان غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، مستحب است و به نوبه خود دارای نکاتی است: الف) قضا ندارد. ب) به جماعت یا فرادا خوانده میشود. ج) چنانچه به جماعت خوانده شود، دارای دو خطبه است که بعد از نماز ایراد میگردد. د) دارای قنوتهای نهگانه است و هر دعایی در آنها خوانده شود کافی است، گرچه بهتر است از دعاهایی که در کتب دعا نقل شده، استفاده گردد. ه) اذان و اقامه ندارد، ولی برای اعلام، چند مرتبه «الصلوة» گفته شود. (افق حوزه - ۳ آبانماه ۱۳۹۱ شماره ۳۴۹)
فلسفه عید قربان و قربانی
اسماعیل بن مسلم سکونی، از جعفر بن محمّد، از پدران بزرگوارش، از قول پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) نقل کرده که فرمود: قربانی برای آن واجب شد که بینوایان، از گوشت به وسعت و نوا برسند (و سیر شوند). پس به آنان بخورانید.
ابوبصیر میگوید: محضر مبارک امام صادق (علیه السلام) گفتم: سرّ جعل و تشریع قربانی چیست؟
حضرت فرمودند: خداوند متعال هنگام ریختن اوّلین قطره خون حیوان به زمین، صاحب قربانی را میبخشد. این یکی از علل تشریع قربانی است.
دیگر آن که، بدین وسیله اهل تقوی از غیر متقی ممتاز میشوند و تنها عمل ایشان مقبول واقع میشود؛ چنانکه خداوند در قرآن فرمود: «هرگز به رضای خدا نخواهد رسید و مقبول درگاهش واقع نخواهد شد گوشت حیواناتی که نه تصدّق داده شده و نه خونش را ریختهاند. بلکه آن تقوای صاحب این قربانیها مقبول درگاهش میباشد.» سپس در تأیید این حکمت (حکمت دوّم)، امام علیه السلام فرمودند: بنگر چگونه خداوند متعال قربانی هابیل را پذیرفت و قربانی قابیل را ردّ کرد و این نبود جز به خاطر آن که هابیل اهل تقوی و قابیل فاقد آن بود. (میقات حج - پاییز ۱۳۸۵، شماره ۵۷، صفحه ۳۴)
عید قربان در کلام بزرگان
فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض میکنم. عیدی که انسانهای آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی میاندازد، قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ ـ را ـ به فرزندان آدم و اصفیاء و اولیای خدا میدهد. عمق جنبههای توحیدی و سیاسی این عمل را جز انبیای عظام و اولیاء کرام علیهم الصلوة والسلام و خاصه عباداللّه کس دیگری نمیتواند ادراک کند. این پدر توحید و بتشکن جهان به ما و همه انسانها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آنکه جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبههای سیاسی و ارزشهای اجتماعی دارد. به ما و همه آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید. به همه ما ذریه آدم فهماند که مکه و منی قربانگاه عاشقان است و اینجا محل نشر توحید ونفی شرک، که دلبستگی به جان و عزیزان نیز شرک است. به فرزندان آدم درس آموزنده جهاد در راه حق را داد که از این مکان عظیم نیز فداکاری و از خود گذشتن را به جهانیان ابلاغ کنید. به جهانیان بگوئید در راه حق و اقامه عدل الهی و کوتاه کردن دست مشرکان زمان باید سر از پا نشناخت و از هر چیزی حتی مثل اسمعیل ذبیح اللّه گذشت که حق جاودانه شود. این بتشکن و فرزند عزیزش بتشکن دیگر سید انبیاء محمد مصطفی صلی اللّه علیه و آله و سلم به بشریت آموختند که بتها هرچه هست باید شکسته شود.
رشحاتی از قلم
اسماعیل و ابراهیم به راه افتادهاند. سجاده ای به وسعت تمامی زمین، در قربان گاه پسر، رو به راه شدهاست. ابراهیم در برابر رسالت خویش، خم میشود و رکوع میکند تا تیزی شمشیر خویش را دو برابر کند و تحفه ای را که برای اثبات صداقت خویش پیش کش آوردهاست، تقدیم کند؛ ولی شمشیر با حلق اسماعیل درنمیآمیزد و سرانجام، سربلندی انسان در بلندترین قله تاریخ دلدادگی اش اتفاق میافتد.
ابراهیم! امتحان تو، بلندای سقف عشق را در معماری بندگی نشان داد و خدا تو را استعاره کرد برای عبرت مدعیان ایمان.
سالک راه عشق، پلکهای بسته میخواهد و قلب روشن. آنجا صحنه عاقلانهترین جنونهای دلدادگی ست؛ جایی که آنچه هست، معرفت است؛ نه مصلحت. در این مسیر، روح من، اسماعیل من است و برای ابراهیم شدن، تیغی تیزتر از «فراموشی خود» ندارم. به راستی، تنها کسانی فراموش نمیشوند که خود را از یاد ببرند.
بارالها! نفس خویش را در هر لحظه «رمی جمرات» میکنم تا هر آنچه جز تو در من تجسم شود، محکوم به نابودی باشد.
الهی! حجّ درونی ام را به قربانی کردن نفس پایان ده تا اسماعیل وجودم را که در من به ودیعه نهادهای، باهمان معصومیت کودکانه به دیدار تو آورم.
منبع