پردیس شهید چمران تهران

پداگوژی تاب آور و معنامحور در زمان جنگ

در شرایط جنگ، الگوهای سنتی آموزش کارایی خود را از دست می‌دهند. تخریب زیرساخت‌ها، جابجایی اجباری و فشارهای روانی، تجلی‌های عینی «عُسر» هستند. اما به مصداق آیه‌ی «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا»، این سختی‌ها بذر راهبردهای آموزشی تازه‌ای می‌کارند. «یُسر» در فرآیند یادگیری زمانی محقق می‌شود که دانشگاه پیش از هر چیز، امنیت روانی و کرامت انسانی دانشجویان را تضمین کند و سپس با مدیریت بهینه‌ی منابع محدود، پیوستگی آموزشی را حفظ نماید. دانشگاه فرهنگیان به‌عنوان کانون تربیت معلمان، نیازمند گذار سریع به «پداگوژی تاب‌آور ساختاری و معنا‌محور انسانی» است که پنج محور راهبردی برای تحقق آن پیشنهاد می شود:

 

۱. محیط یادگیری تاب‌آور: با توجه به شکنندگی زیرساخت‌های دیجیتال، طراحی دوره‌ها باید موبایل‌محور، سبک و کاملاً قابل دانلود باشد. جایگزینی جلسات زنده‌ی پرحجم با بسته‌های آموزشی فشرده (متن، صوت کوتاه و ویدئو )، پذیرش ناهمزمانی در یادگیری، و انعطاف در مهلت تحویل تکالیف، از گسست فرآیند آموزش جلوگیری می‌کند. بهره‌گیری هم‌زمان از کانال‌های متعدد (سامانه‌های مدیریت یادگیری، ایمیل و پیام‌رسان‌های داخلی) دسترسی عادلانه را تضمین می‌نماید. و در این راستا شایسته است مرکز هوشمند سازی دانشگاه یک محیط شخصی سازی شده ساده اما منعطف، ویژه تربیت معلم با شرایط فوق طراحی نماید.

 

۲. پداگوژی آگاه از تروما: جنگ، بار روانی سنگینی بر دوش جامعه‌ی دانشگاهی می‌گذارد. ایجاد ساختاری قابل پیش‌بینی با آغاز هر جلسه به «چک‌این عاطفی» و انعطاف در ارزیابی‌ها ضروری است. اساتید باید به دانش «تدریس حساس به تروما» مجهز شوند تا هم تاب‌آوری خود را حفظ کنند و هم فضای امنی برای رشد شناختی دانشجویان فراهم آورند.

 

۳. بازتعریف کیفیت و ارزیابی: در بحران، شاخص‌های سنتی جای خود را به «تداوم حضور، پایداری مشارکت، انصاف آموزشی و استحکام خروجی» می‌دهند. سنجش‌های کم‌هزینه (مانند بازتاب‌های یک‌دقیقه‌ای یا پورت‌فولیوهای ساده) و بازخورد مستمر مبتنی بر چک‌لیست، دقت ارزیابی را بدون افزایش بار استرس حفظ می‌کند.

 

۴. توانمندسازی حرفه‌ای اساتید: اساتید خود در خط مقدم مواجهه با فشارهای بحران قرار دارند. در این شرایط، به‌کارگیری مدل یادگیری آنلاین در زمان بحران ( OLTC) که ویژه‌ی موقعیت‌های اضطراری نظیر جنگ، همه‌گیری یا بلایای طبیعی طراحی شده است، ضرورت می‌یابد. این چارچوب، برخلاف آموزش‌های آنلاینِ برنامه‌ریزی‌شده، بر پاسخگویی سریع، انعطاف‌پذیری ساختاری و تداوم یادگیری با حداقل امکانات تأکید دارد. سرمایه‌گذاری بر ارتقای مهارت‌های دیجیتال اساتید و تقویت شبکه‌های حمایتی میان آن‌ها، ضامن تداوم چرخه‌ی آموزش و حفظ کرامت تربیتی در دل بحران است.

 

۵. تعامل معنا‌محور و حفظ پیوند انسانی: پلتفرم آموزشی نباید صرفاً مخزن محتوا باشد، بلکه باید به کانونی برای گفت‌وگوی هدفمند تبدیل شود. شفاف‌سازی اهداف یادگیری، تنوع در قالب‌های رسانه‌ای و ایجاد فضاهای تعامل غیردرسی، پیوند عاطفی و معنوی میان استاد و دانشجو را زنده نگه می‌دارد.

 

جمع‌بندی: در دوران جنگ، پارادایم «کیفیت به هر قیمت» به «کیفیت در هر شرایطی» تغییر می‌یابد. با اولویت‌بخشی به تاب‌آوری ساختاری، سلامت روان کنشگران آموزشی و انعطاف روش‌شناختی، دانشگاه فرهنگیان نه‌تنها چرخه‌ی تربیت معلم را متوقف نمی‌کند، بلکه الگویی بومی از پداگوژی مقاوم را به نظام آموزش عالی کشور عرضه می‌نماید. این رویکرد، دانشگاه را در برابر هر بحران غیرمترقبه‌ای واکسینه و آینده‌نگر می‌سازد.

 

عین اله عابدی