خاطره:
عکسی از شهید امیرمحمد اسمعیل لو با عمامه
روز آخر اردوی شهدای کرمان معروف به دوره زندگی در شرایط نیمهسخت بچههای حاج قاسم بود (سال ۱۴۰۱، ترم دوم تحصیل شهیدان امیرمحمد اسمعیللو و امیرحسین سلجوقی)
در روز پایانی دوره، بچهها که از کل کشور بودند گروه بندی شدند تا خانههای خانوادههای شهدای کرمانی را برای عید خانهتکانی یا رنگآمیزی کنند و....
ما تهرانیها دو دستهٔ ۶ تایی بودیم، تهران الف و تهران ب. بنده و بچههای پردیس مفتح در تیم تهران الف بودیم. شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی و ۴ رفیق از سه پردیس دیگر در «تیم تهران ب».
به خانهٔ شهیدی رسیدیم، صحبت کردیم و نیاز به خانهتکانی نداشتند، برای همین به خانهٔ برادر شهید رفتیم تا منزل آنها را تمیز کنیم. رفتیم آنجا و دیدیم که شهیدان اسمعیل لو و سلجوقی درحال قالیشویی هستند و همهٔ دستههای تقسیم شده درحال کار بودند. ما هم آمدیم پیش «تیم تهران ب» کمک کردیم.
تیم برگزاری دوره، مواد اولیه به خانواده شهدا دادند تا با دستپخت خودشان برای ما ناهار درست کنند؛ یک قرمهسبزی بسیار خوشمزه و کرمانی.
بعد فرشها را شستیم و در حیاط به همراه مربی خودمان (حاج آقای نخعی از روحانیون کرمانی که مربی تیم تهران الف و ب بودند) روی گلیم در حیاط منزل برادر شهید نشستیم و استراحت کردیم.
از حاج آقا اجازه گرفتیم که عمامهٔ ایشان را روی سر خودمان بگذاریم. حاج آقا گفتند که «عمامه را مقام معظم رهبری روی سرشان گذاشتهاند.» شهید اسمعیل لو هم عمامه را چنان که در تصویر است بر سر نهاد.
خاطره: مرتضی احمد، معلم دهه هشتادی