پیامهای روشنگر؛
ملّت مبعوث
پیوند میان مردم و رهبر الهی، پیش از آنکه یک قرارداد رسمی باشد، ریشه ای عمیق تر در اعماق قلب و ایمان داشته است. این پیوند نانوشته، بر پایه تکیه ای است که مردم به شخصیت، تدبیر و اتصال ایشان به وحی الهی داشته اند؛ تکیه ای که در دوران حیات، در سکوت قلب و اعتماد درونی خود را نشان می داد. اما این رابطۀ قلبی، با شهادت رهبر عزیز، از حالت درونی و پنهان به حالت ظهور و بیانی درآمد. اکنون، همان پیوند نانوشته ای که روزگاری در دل ها نهفته و دل ها به آن تکیه کرده بود، در عرصه اجتماعات خیابانی و در تظاهرات پرشور مردمی، صورتی عینی و ملموس به خود گرفته است.
پیام اول: ملت ایران بعد از شهادت حضرت آقا احساس مسئولیت کرده اند.
وقتی پدر خانواده با مراقبت و دلسوزی همه نیازهای خانواده را فراهم نموده و اعضای آن همواره به او تکیه کرده اند، در حادثه ای که پدر را از خانواده می گیرد به یک باره همه احساس خلأ خواهند کرد. در این خلأ خانواده به یک بازچینش اقدام می کند. رهبر انقلاب پدری بود که در کمال آرامش بسیاری از نیازهای اساسی خانواده بزرگ ایران را تأمین می کرد. به یک باره در مواجهه با نبود ایشان، ادراکی از خلأ و فقدان بر سر ما آوار و همین ادراک، باعث شکل گیری اهتمام عمومی برای آمدن به میدان شده است.
یک وجه دیگر حضور عمومی مردم، غم بزرگی است که از دریافت و مواجهه حضوری با این فقدان، شکل گرفته است. این غم به حدی بزرگ است که تسکین آن نیازمند تکیه به دیگران است. این غم مشترک، ما را در یک نقطه انگیزشی و اندیشه ای به هم پیوند می زند و در این پیوند نمی توانیم بین خود و دیگران تفاوت قائل باشیم؛ دیگران را جزو خودمان می دانیم و نمی توانیم نسبت به دیگری که خود دیگر ماست بی تفاوت باشیم.
یکی دیگری از ریشه های جدی این واقعیت درخشان، ادراک وجود کفتارهایی است که منتظر دریدن ایران هستند. سبعیت امریکا و رژیم صهیونی چیزی نیست که از چشم ایرانیان پنهان بوده باشد. خود دشمن هم مدت هاست سخن از تجزیه ایران گفته و آن قدر در آن دمیده است که دیگر هیچ گوشی آن را سخن غریبی نمی داند. تا زمان حضور رهبر انقلاب، همگان احساسی از وجود یک سد جدی داشتند که این برنامه را منسد می ساخت، اما اینک در دریافت نبود این سد، آن سخن دهشتناک دوباره به یادها آمده است؛ نگرانی از سرنوشتی نامعین ناشی از هجوم کفتارهایی که قصد تکه تکه کردن ایران دارند. این نگرانی باعث حس مسؤلیت شده است. اینکه باید کاری کرد و نباید ایران را باخت. دریافت این مطلب که برای هر بهبود و ارتقایی در ایران، باید قبلش ایرانی وجود داشته باشد. این دریافت عمومی نیز باعث قبول مسؤلیت شده است.
پیام دوم: خدای متعال مردم ایران را مبعوث کرده است.
خداوند در شرایط سخت و فتنه آمیز، به ملت ایران توفیق داد تا با برانگیختگی فطری، خط مستمر بعثت نبوی را در دوران معاصر نمایان کند. انقلاب اسلامی در ایران، مضمون بعثت را بازتولید کرد؛ این برانگیختگی ابتدا در وجود امام خمینی(ره) تجلی یافت و با همت ایشان، جامعه را زنده، عقل را بارور و نعمت های ودیعه نهاده شده در فطرت انسانی را یادآور ساخت تا جامعه برای اهداف مقدس و حیات طیبه به حرکت افتد.
بدون فداکاری، شجاعت و پایداری رهبر الهی و افق گشایی او در فهم زندگی حقیقی، برانگیختگی آحاد جامعه عملاً ناممکن بود. به عبارتی، خط ممتد بعثت با کمک مجاهدت اولیای الهی به جامعه رسیده و آن را به حرکت درآورد. جامعه در امتداد حیات و برانگیختگی اولیای الهی، معنا و برنامه ای جامع از زندگی یافت. عمده شعارهای انقلاب، برگرفته از احیای دین اسلام در تداوم بعثت پیامبر(ص) توسط امام بودند و از این سرمایه برانگیختگی، توسط رهبر شهید انقلاب محافظت شد.
جرئت، شجاعت، مقاومت و استقامت انسان باایمان ایرانی در مقابل طاغوت و پایداری بر عهد دینی و آرمان های انقلابی و ملی در این شرایط خاص، ناشی از برانگیختگی جان انسان هایی است که خداوند از طریق رهبران انقلاب و در ذیل آن ها به وجود آورده است. این ایستادگی در برابر زیاده خواهی ها، توطئه ها و فتنه ها، ناشی از جایگاه و شخصیت رهبران الهی در زنده کنندگی و افق گشایی الهی در جامعه است.
برخلاف سایر کشورها که بر اساس موهومات، سعی در فعال سازی اراده ملی دارند، رهبران الهی با زنده کردن وقایع انسانی، نه تنها اراده و حرکت را در جامعه ایجاد می کنند، بلکه به این اراده ها جهت الهی می دهند تا به سوی خدا و مبارزه با طاغوت گام بردارند. رهبر شهید انقلاب با تکیه بر این جایگاه، جلودار و هدایت کننده اراده ملی بوده و این اراده ها را پای کار انقلاب و ایران آورده اند.
با حضور گسترده و خودجوش مردم در صحنه دفاع و بر اساس همین اصل، این مسیر مادامی که اراده ملی به سوی خدا و انقلاب حرکت کند، ادامه خواهد داشت و در این حجم از تهاجم، جایگاهی جز این، توان ایجاد و به کارگیری اراده ملی را ندارد.
پیام سوم: اجتماعات، زمینه ای برای انتقال برنامه های مساجد به خیابان است.
بر اساس سنت تاریخی صدر اسلام، مساجد شهرها همواره مرکز اجتماع مسلمین بوده است. به تعبیر رهبر شهید انقلاب: «پیغمبر اکرم... [در خصوص] کاری که برای اجتماع پیش می آمد و مهم بود، صدا می زدند: الصلوة جامعة؛ بروید به سمت محل صلات؛ برای چه؟ برای اینکه راجع به مسئله جنگ مشورت کنیم یا خبر بدهیم یا همکاری کنیم یا بسیج کنیم امکانات را و بقیۀ چیزها را»... لذا امروز که خیابان های شهر، به خط مقدمی برای آحاد ملت ایران تبدیل شده و حضور فزاینده آنها مانع نقشه های شورش طلبانه دشمن شده است، تنها نهادی که بر اساس تجربه چند دهه انقلاب اسلامی و سنت تاریخی مسلمانان می تواند سازمان بخش امور باشد مسجد است که در حافظه تاریخی مسلمانان، همواره جایگاه عبادت و پایگاه سیاست بوده است؛ بنابراین در روزهای آتی که حضور مردمی در خیابان ها همچنان پایدار و پر شور است، برنامه های متعدد مساجد، می تواند تنوع و خلاقیت برنامه های خیابانی را ارتقا ببخشد و علاوه بر اجتماعات و راهپیمایی ها، دسته های عزاداری، مناجات خوانی ها و انواع اجراها و سرودهای حماسی در سطح شهر اجرا شود. هنگامی که مسجد به محور مشورت و عقلانیت گروه های مردمی برای مدیریت این قبیل کنشگری ها تبدیل شود، می تواند منشأ و سرآغاز حرکات بزرگ و برکات ماندگاری شود. رهبر انقلاب در این زمینه فرموده بودند: «در صدر اسلام، هم در زمان نبی مکرم اسلام(ص) و همچنین در زمان حکومت بابرکت امیرالمؤمنین(ع)، مسجد، مرکز همه تصمیم گیری های مهم و کارهای بزرگ بود»
پیام چهارم: اجتماعات، بهترین فرصت سازماندهی و تثبیت شبکه های مویرگی انقلاب است.
جدا از کارکرد بالفعل اجتماعات در مقابل تهدید به اغتشاش توسط دشمن، این اجتماعات با محوریت مساجد، سرمایه گسترده ای در دسترس قرار داده است.
تک تک افرادی که در این اجتماعات حاضر می شوند یک سرمایه اند؛ سرمایه ای برای ارتقا و توسعه شبکه مویرگی انقلاب اسلامی. تمایل به نقش آفرینی این توده گسترده، این سرمایه را مضاعف می کند. این سرمایه، آماده نقش آفرینی ای بیش از حضور در اجتماعات است. این سرمایه گسترده همچنان سازماندهی شده نیست و در شبکه ارتباطی گسترده و مترابطی حضور ندارد. این توده به واسطه ارتباط معنایی با هویت این اجتماعات و مساجد دور هم جمع شده اند. این هویت را می توان تبدیل به یک موجودیت متشکل و سازماندهی شده با کارکردی گسترده تر تبدیل کرد. تعریف دسته های متنوع از فعالیت ها برای این دست نیروهای آماده به کار، مهم ترین عامل زمینه ساز سازماندهی است. هسته های مرکزی این اجتماعات لازم است رسالت خود را به سطحی بالاتر از صرف حضور در تجمع در مقابل تهدید دشمن برسانند و پیوند خیابان با سنگر مسجد را تقویت کنند.
سازماندهی نیازمند مقر است و مسجد چنین ظرفیتی را خلق می کند از سویی توسعه بدنه این سازماندهی از سمت افراد متقاضی فعالیت به سمت افراد دارای آمادگی بالفعل، تا افراد بالقوه، امکان گسترش سازمان را فراهم می سازد. ازاین رو یکی از مهم ترین وظیفه هسته های مرکزی اجتماعات، آشنایی و ارتباط گیری با تک تک افراد حاضر در تجمع است. فردی که حتی یک بار در این اجتماعات و در مساجد در این روزها حاضر شده است، در صورتی باز هم در تجمع حضور خواهد یافت که توسط فرد یا افرادی که در ارتباط با او هستند به این کار تشویق شود. این ارتباط، با تعریف کارهای گسترده تر و به کارگیری تک تک عناصر و مسئولیت بخشی به تمامی افراد در سازمانی می گیرد.
این دسته کارها شکل عینی از سویی زمینه ترابط شبکه ای هسته ها تا حد خوبی شکل گرفته و قابلیت ارتقای بسیاری یافته است. ترابط و اتصال معنادار این هسته ها نیازمند تعریف هویت و فعالیت های ملی در سطحی بالاتر و فعالانه تر است؛ این سطح بالاتر، رسالت حفظ و استمرار خط ولایی امام خامنه ای شهید و تعین بخشی به عملیات موردنیاز است.
پیام پنجم: نتیجۀ جنگ را بیش و پیش از تسلیحات نظامی،«ارادۀ مردم ایران» مشخص می کند.
رهبر شهید انقلاب از یک سال قبل از شهادتشان، تذکرات فراوانی دربارۀ «ماهیت جنگ» مطرح کرده بودند. در پیامی به مسئولان صداوسیما فرموده بودند: «امروز پیروزی یک طرف را توانایی او در گرفتن و رساندن پیام و روایت او از واقعیت، رقم می زند؛ بسیار پیش و بیش از آنکه ابزارهای نظامی وارد میدان شوند.» جای دیگری تأکید کردند که «در دفاع سخت افزاری اگر نقصی ایجاد بشود، با حرکت نرم افزاری می شود آن نقص را جبران کرد. اما اگر چنانچه در دفاع نرم افزاری مشکل داشته باشیم، مشکل را ابزارهای سخت افزاری برطرف نمی کنند.» در چند ماه پایانی عمر شریفشان هم مکرر بر عناوینی مانند «جنگ نرم» و «جنگ تبلیغاتی و رسانه ای» به عنوان ماهیت جنگ تأکید داشته اند.
پس زمینۀ مجموعۀ بیانات رهبری دربارۀ ماهیت جنگی که امروز در شدیدترین وضعیت نظامی آن قرار داریم، این است که تکلیف جنگ را «ارادۀ مردم ایران» تعیین خواهد کرد. ماهیت جنگ اجتماعی است و روایتی که مردم با رفتارشان می سازند، برآورد دو طرف را از پایان جنگ را می سازد.
صحنه ای که طی شب ها و روزهای رمضانی دارد با حضور مردم ایران در خیابان ها خلق می شود، اگر استمرار یابد و تقویت شود، تعیین کنندۀ اصلی معادلات نظامی و سیاسی جنگ خواهد بود.
همچنان که رهبر شهید انقلاب در آن تأکید داشتند، حتی اگر مشکل سخت افزاری در لایۀ نظامی به وجود بیاید، با قوت نرم افزاری در افکار عمومی مردم ایران، می توان آن را برطرف کرد. پیام های فرماندۀ نیروهای هوافضای سپاه منتشر شده از سوی فرماندهان میدانی جنگ (از جمله پیام پاسداران) به خوبی نشان می دهد که در جنگ نابرابری که از نظر تسلیحات نظامی میان ایران با آمریکا و رژیم صهیونی برقرار است، خیابان های ایران پشتوانه و دلگرمی اصلی نیروهای میدانی است و دست ودل آنها را برای شلیک به سوی دشمن قرص می کند. با استمرار و تقویت و معنابخشی به اجتماعات شبانه و روزانۀ رمضانی که در جریان است، پیروز قطعی این نبرد سرنوشت ساز ایران اسلامی است، ان شاءالله.
پیام ششم: اجتماعات مردمی، هسته حفظ و حراست از خط امام و گفتمان رهبری در ادامه مسیر انقلاب است.
در لحظۀ فقدان رهبری انقلاب، مهم ترین نگرانی که نیروهای فرعی باید دل مشغولی اصلی فراتر از حواشی انقلابی باشد، استمرار اصول و آرمان های انقلاب است. همین نگرانی در لحظۀ فقدان امام خمینی نیز مطرح بود و اغلب سخنرانی های رهبر شهید انقلاب، در روزها و ماه ها و سال های آغازین دوران رهبری اختصاص داشت به اینکه خط امام و اصولی که امام بنیان گذاشت، باید امتداد بیابد. امروز هم به تاسی از رهبر شهیدمان باید همین امر را در دستور کار قرار بدهیم. رئیس جمهور جنایت کار آمریکا به صراحت در نطق های جنگی اش اشاره کرده است که خواهان نوعی «عمل گرایی» در نظام سیاسی بعدی ایران است؛ این عمل گرایی که او از آن سخن می گوید دقیقا به معنای صرف نظر از اصول و آرمان های انقلابی خصوصا نفی عبودیت غیرخدا و ستیز با دستگاه استکبار و نظام سلطه است.
امروز همچنان که در موقعیت جنگ تاریخی و سرنوشت ساز با رژیم آمریکا و رژیم صهیونی قرار داریم، در حال انتقال به دورۀ جدیدی از انقلاب اسلامی هستیم. در این لحظۀ تاریخی باید با حساسیت و اهتمام تلاش کنیم اصول و آرمان های انقلابی را به درستی معنا و حفظ کنیم. فهرست بلند اصول و آرمان های انقلابی را در «خطوط ترسیم شدۀ از سوی امام خمینی» در دهۀ اول انقلاب و «گفتمان های تبیین شده از سوی رهبری» در سی و هفت سال از دوران زعامت ایشان پیش روی ما قرار دارد.
اجتماعات مردمی را که در پی مصیبت عظیم شهادت رهبر انقلاب شکل گرفته، باید به عنوان فرصتی برای بازخوانی آرمان های انقلاب و تعمیق آن در وجدان عمومی مردم ایران بهره بجوییم. مضمون این اجتماعات باید تکرار و تکثیر اصول و آرمان های انقلاب باشد. اجتماعات مردمی فرصتی برای شکل دادن به هسته های مردمی برای حفظ خط امام و گفتمان های رهبری است. خون رهبر شهید انقلاب، با فعال سازی هسته های مردمی برای زنده نگه داشتن آرمان های انقلابی، بستر ادامۀ مسیر انقلاب را در ریل موردنظر امام و رهبری فراهم می کند، ان شاءالله.
پیام هفتم: کارکرد اصلی شعارهای مربوط به اجتماعات، جذب حداکثری است.
اجتماعات عظیم شبانه شکل گرفته در اقصی نقاط کشور، با حضور مردم پرشور انقلابی، فرصت بسیار خوبی برای تبیین مسائل مختلف کشور است. این تجمعات، سرمایه اجتماعی و ملی هستند و نحوه شعار دادن، سخن گفتن و جهت دهی به پیام ها در آن ها، نقشی تعیین کننده در حفظ و تقویت این سرمایه دارد.
اصل اولی در این فضا، توجه جامعه به اقدامات خصمانه دشمن و جنایات او در این ایام است. دشمن باید در کانون خشم و نفرت جامعه قرار گیرد. تمرکز شعارها و سخنرانی ها باید بر تبیین ماهیت متجاوزانه رژیم صهیونیستی، تشریح سابقه جنایات او، افشای اهداف دشمن از ناامن سازی منطقه و تهدید حاکمیت ملی ایران قرار گیرد.
دشمن، امروز تنها در میدان نظامی فعال نیست، بلکه یک عملیات سنگین شناختی و رسانه ای را به طور هم زمان پیش می برد. او دنبال ایجاد فضایی آکنده از شایعه، تحریف، شبهه و وارونه نمایی است. بنابراین، یکی از وظایف اصلی این تجمعات، طرح شبهات رایج درباره دشمن و پاسخ عقلانی و مستند به آن هاست تا افکار عمومی در برابر جنگ روانی مصون بماند. در مقابل، کارهایی وجود دارد که در این مقطع نباید انجام شود. این تجمعات ملی و معنوی، جای دعواهای جناحی، تسویه حساب های شخصی یا رقابت های سیاسی نیست. هر شعاری که به حذف، طرد یا تحقیر بخشی از جامعه منجر شود، عملاً به تضعیف جبهه داخلی کمک می کند. هدف باید جذب حداکثری اقشار مختلف مردم باشد؛ با سلایق، گرایش ها و دیدگاه های متنوع؛ نباید به بهانه های مختلف، دایره خودی ها را تنگ کرد و بخش هایی از جامعه را از این همبستگی ملی طرد کرد.
همچنین نقد دولت، برجسته سازی کم کاری ها یا طرح مباحث اختلاف برانگیزی مانند مناقشات سیاسی و مذاکره، هرچند ممکن است در زمان خود قابل بحث باشد، اما امروز طرح آن ها در فضای تجمعات مردمی، به انشقاق و تضعیف وحدت منجر می شود. مهمترین اشکال این گونه مباحث این است که تمرکز افکار عمومی را از دشمن اصلی منحرف کرده و زمینۀ اختلاف را ایجاد می کند. امروز، نقطه کانونی باید ایران، امنیت ملی و مقابله با دشمن متجاوز باشد. وحدت حول ملیت و اسلامیت، شرط عبور کم هزینه و مقتدرانه از این مقطع حساس است. هر شعاری که این وحدت را تقویت کند، درست و هر سخنی که آن را مخدوش سازد-حتی با نیت خیر- در مسیر منافع ملی قرار ندارد.
پیام هشتم: میدان داری مردم در اجتماعات، نظام محاسباتی دشمن را تغییر داده است.
پس از اغتشاشات دی ماه و عملیات سنگین روانی شناختی که دشمن برای منفور سازی جمهوری اسلامی دنبال کرد، یک پیش فرض محوری در اتاق های فکر آمریکا و رژیم صهیونیستی مبنی بر تضعیف شدید سرمایه اجتماعی حاکمیت در ایران شکل گرفت. بر اساس همین توهم، دشمن به این جمع بندی رسید که جامعه ایران آمادگی لازم برای ایستادگی منسجم در شرایط بحران را ندارد و می توان با یک کمپین نظامی و گره زدن آسمان به خیابان، زمینه جنگ شهری، بی ثبات سازی داخلی و حتی تغییر نظام را فراهم کرد. شواهد متعددی از این محاسبه در اظهارات رسمی، رفتار میدانی و حتی پیام ها و توییت های رئیس جمهور جنایتکار آمریکا قابل مشاهده است؛ جایی که صراحتا روی شورش داخلی حساب باز کرده بود. اما آنچه در عمل رخ داد، خلاف تمام این محاسبات بود. حضور گسترده، خودجوش و شبانه مردم در خیابان ها، تجمعات حمایتی حول پرچم ایران و اعلام همبستگی با کشور، دشمن را دچار شوک راهبردی کرد. جنایت عظیم دشمن در تعدی به ساحت مقدس رهبر معظم انقلاب، قلوب همه مومنین و مردم ایران را سرشار از خشم و نفرت نسبت به متجاوز کرد. این حضور برخاسته از غیرت دینی، حس ملی و درک درست حضور دشمن و تهدید خارجی موجودیتی کشور بود و دقیقا به همین دلیل، اثرگذاری آن چندبرابر شد.
بازتاب این صحنه ها در رسانه های مختلف جهانی، نشان داد که فرضیه جامعه خسته و بریده فرو ریخته است. تصویری که دشمن ماه ها برای القای آن هزینه کرده بود، در چند شب حضور مردم، بی اعتبار شد. حتی عناصر معدود وابسته و مزدور داخلی که دشمن روی آن ها به عنوان لیدرهای میدانی و جریان ساز حساب باز کرده بود، با دیدن حجم حضور مردم، عملاً از حالت عملیاتی خارج شد یعنی نه توان اقدام دارد و نه امکان فضاسازی.
اهمیت راهبردی این تجمعات دقیقا در همین نقطه است. استمرار حضور مردمی، این بخش از نقشه دشمن را خنثی و او را از سرمایه گذاری روی خیابان مأیوس می کند. چیزی که امروز هم نشانه هایی برای آن در صحنه وجود دارد. حفظ این فضا، یک ضرورت امنیت ملی و عنصر تعیین کننده در شکست محاسبات و نقشه دشمن است. سردرگمی دولت آمریکا در مدیریت جنگ و سوال های بی پاسخ جامعه نخبگانی و حتی عمومی آمریکا از دولت مستقر، صحبت های وزیر جنگ و امور خارجه و رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به این شبهات و عدم اقناع نخبگان و سیاست مداران آمریکا، این آشفتگی را به خوبی به تصویر می کشد.
پیام نهم: اجتماعات مردمی، انتقال بین نسلی آرمان های انقلاب را به دهۀ هشتادی ها و دهۀ نودی ها تسهیل می کند.
یکی از پدیده های تأمل برانگیز در اجتماعات مردمی رمضانی، حضور نسل دهۀ هشتادی و دهۀ نودی در این محافل است. بعد از حوادث دی ماه، دربارۀ ردۀ سنی نوجوانان و دانش آموزان و ابهاماتی که برای آنها به وجود آمد، تحلیل های فراوانی مطرح شد. رهبر مهربان و دلسوز انقلاب در آخرین سخنرانی قبل از شهادت (با مردم تبریز)، حتی با گروهی از نوجوانان و جوانان که در حوادث دی ماه فریب خورده بودند، نهایت مدارا و همدلی را داشتند و از وجود پشیمانی در طیفی از آنها سخن گفتند.
رخداد شهادت آیت الله خامنه ای، به اندازۀ صدها و هزاران کار تبیینی در ردۀ سنی دهۀ هشتادی و دهۀ نودی کارکرد داشته و بسترهای ذهنی و روانی بسیار خوبی برای گفتگو با این نسل فراهم آورده است. این بستر را باید غنیمت شمرد و از آن به احسن وجه بهره برد. بهترین بهره برداری در این فرصت تبیینی که به وجود آمده، بیش از آنکه تأمین اهداف کوتاه مدت سیاسی باشد، باید معطوف شود به آشنایی این نسل با آرمان های انقلاب.
آیت الله خامنه ای از نظر ویژگی های فردی و شخصیتی برای نسل نوجوان و جوان جذابیت های فراوانی دارد. یکی از ویژگی های ایشان نوعی «آرمان خواهی» است که حتی در دوران پیری ایشان آرمان گرایی در نسل جوان انقلابی کشور بوده اند. عدالت خواهی، زنده بود؛ تا آنجا که پیشران اصلی مردم سالاری، استقلال خواهی، استکبارستیزی، پیشرفت ایران، اقتدار علمی و مجموعۀ آرمان های بزرگ که می تواند برای نسل نوجوان و جوان شورانگیز باشد، در بیانات رهبر شهید انقلاب توضیحات تفصیلی مطرح شده است.
با حجاب شک و تردیدهایی که رسانه ها و شبکه های اجتماعی دشمن ایجاد کردند، اجازه نداده امهات اندیشۀ آیت الله خامنه ای آن طور که باید توسط نسل نوجوان و جوان دیده و شنیده شود. در اجتماعات مردمی شب ها و روزهای رمضان امسال، گوش ها آمادۀ شنیدن آرمان های بلند رهبر شهید انقلاب برای آیندۀ ایران است، ان شاءالله.
پیام دهم: اجتماعات مردمی باید تا زمان مأیوس شدن دشمن ادامه پیدا کند.
ایده امتیازبخش جمهوری اسلامی مردم پایگی آن است. در هر موضوع که مردم به میدان آمده اند، انقلاب به پیش رفته و گرهی جدی گشوده است.
اینک که مردم متأثر از غم مصیبت شهادت رهبرشان و برای ابراز احترام نسبت به او و بلکه برای اعلام ضرورت انتقاد به میدان آمده اند آیا این حضور را باید به شکلی نمادین درک کرد یا به مدت معین، محدود نمود؟
واقعیت آن است که حتی در ایام رحلت امام خمینی(ره) نیز ما با چنین وضعیتی مواجه نشده بودیم؛ اینکه همزمان با نبود رهبر و رأس ساختار حاکمیتی، مورد هجوم دشمنان بوده باشیم؛ دشمنانی که یکی نماد نظام سلطه بین المللی و ابرقدرت نامیده می شود و دیگری داغ ننگ نسل کشی رژیم را بر پیشانی دارد. درک این پیچیدگی است که مردم را با این کیفیت به میدان آورده است. بنابراین فروکاستن این شوق و حضور به یک امر نمادین یا یک عزاداری معمول در سوگ یک بزرگ، نادیدن درک مردم است؛ درکی که ریشه در واقعیت دارد. این پدیده، هوشمندی و روزآمدی و به هنگام بودن کنش ایرانیان را به رخ می کشد و وقتی این هوشمندی و روزآمدی توأم با انگیزه انتقام شده است نباید این سرمایه اجتماعی را از عرصه برون برد.
امکان طولانی شدن این نبرد مقدس و طبعا وقوع برخی معضلات ملی، امری است که از آن ناگزیر هستیم و بهترین سرمایه برای حل این معضلات، استفاده از این بیعت و اعلام آمادگی عمومی برای پشتیبانی از کشور است. کنش های هدفمند درون همین حضور، تنوع و چالاکی در شب ها و روزهای مختلف کنونی نشان می دهد این جمعیت عظیم، پذیرای نقش های متنوع و متناسب با نیازهاست.
فراتر، حضور کنونی مردم نه یک کار برای مقابله با چالش ها، بلکه عین رشد و بالندگی است. آن کسی که ایمان دارد ولی عملی ندارد مرتبه ای دارد و آن کسی که علاوه بر ایمان با عملی بزرگ به میدان می آید، هم از فرسایش ایمانش جلوگیری می کند و هم آن را ارتقاء و جلا می دهد. ایمان عمومی و انقلابی مردم ایران هم از طریق همین تجمعات و سوقشان به سمت نیازها، رشدی تصاعدی را تجربه خواهد کرد.
پیام یازدهم: از جمله آثار اجتماعات مردمی، ایجاد رعب در دل معدود فرصت طلبان و تجزیه طلبان است.
در این ایام، صحنه های خیابانی و میادین شهرها بازتعریف «اراده نه تنها محل اجتماعات، بلکه کارزار ملی» در برابر «توطئه های پنهان» است. اجتماعات خودجوش مردمی که امروز در اقصی نقاط کشور شکل گرفته، واکنشی طبیعی و هوشمندانه در برابر تلاش عده ای معدود برای دگرگون کردن چهره این سرزمین است.
هدف اصلی این حضور باشکوه، فراتر از یک تجمع ساده، ایجاد یک «رعب هوشمندانه» در دل عناصر معاند، تجزیه طلبان و فرصت طلبانی است که در پناه ناآگاهی یا سکوت، نقشه های خود را دنبال می کردند.
وقتی تودۀ مردم، با آگاهی و وحدت، فضا را تسخیر می کنند، آن ها عملاً فضای بازی را برای این عناصر تنگ و خفه می کنند. حضور میلیونی مردم، پیغامی روشن به دشمنان است: «اینجا، خانه ماست و هیچ کس حق تصرف یا ویرانی ندارد».
این اجتماعات، پیامی شفاف به نخبگان و اقشار مختلف جامعه نیز مخابره می کند: امنیت و حاکمیت، محصول سکوت نیست، بلکه ثمرۀ هوشیاری و حضور فعال مردم است. این حرکت ها نشان می دهد که بدنه اصلی جامعه، هوشمندانه و بی واسطه، در مقابل تلاش های نفوذی و آشوب طلبانه مقاومت کرده و هرگونه امید بیهوده ای به فروپاشی را در نطفه خفه می کند. برای نخبگان و مسئولان، این لحظات، فرصتی طلایی برای تبیین واقع نمایی شرایط است. نباید اجازه داد فضای ذهنی جامعه توسط شایعات و بازی های روانی معاندان آلوده شود. اجتماعات امروز، مرزبندی دقیق بین «مردم» و «معاندان» است. ایجاد رعب در دل تجزیه طلبان، نه با ترس، بلکه با نشان دادن قدرت حضور مردمی و ارادۀ آهنین ملت به دست می آید.
در پایان، این اجتماعات نه تنها نماد مقاومت، بلکه هشداری جدی به فرصت طلبان است که «ایستاده و متحد» بودن، قوی ترین بازدارنده در برابر هرگونه تهدید خارجی یا داخلی است. بگذارید این رعب ناشی از وحدت، درس جاودانه ای برای تمام دشمنان ایران باشد.
پیام دوازدهم: ملت ایران با حضور در اجتماعات، تاریخ مستقل خود را خواهند نوشت.
تاریخ پنج سده اخیر ایران، شرح حماسی مقاومتی است که ملت ایران در برابر موج های پی درپی سلطه خارجی، با خون دل و بذل جان، از حق خود برای زندگی مستقل دفاع کرده است. این مبارزه، تلاش مستمر برای حراست از هویت تمدنی، تمامیت ارضی و مالکیت بر منابع ملی بوده است؛ از مقاومت در برابر پرتغال در خلیج فارس تا نبردهای سخت با روسیه و بریتانیا که با قراردادهای ننگین گلستان و ترکمانچای و امتیازاتی چون تنها حق ملی شدن صنعت نفت همراه بود اما اوج این رنج ها در اشغالگری های بین المللی و فاجعه قحطی بزرگ نمایان شد، هرچند که اراده ملی هرگز در نهضت مشروطه، جنگل و مقاومت های اقوام، نشکست.
امروز، این فصل پررنج به یک نقطه عطف تاریخی رسیده است. دوباره یک قدرت خارجی به دنبال استعمار و استثمار ایران برآمده است. دوباره حضور گسترده و فداکارانۀ ملت در اجتماعات، به ویژه پس از شهادت رهبر شهید، پیامی قاطع به جهان مخابره کرد که ملت ایران دیگر اجازه نمی دهد استعمارگران خارجی فصل بعدی تاریخ این سرزمین را بنویسند. ملت ایران با این واقعیت آگاه است که هرگاه یک خارجی و متجاوز، مسیر حرکت تاریخی ایران را تعیین کرده است، کشور وارد یک چرخه بدبختی طولانی مدت شده است.
این حضور حماسی، اعلام اراده ای ملی برای مالکیت کامل بر سرنوشت است؛ خواه در برابر جنگ تحمیلی یا تحریم های حداکثری اقتصادی و یا هر شکل دیگری از مداخله. ایرانیان ثابت کرده اند که حفظ استقلال، هزینه ای است که نسل به نسل با فداکاری پرداخت شده و اکنون، با تکیه بر اتحاد مردمی، ملت، خود سکان دار تاریخ جدید خواهد بود.
پیام سیزدهم: رابطه مردم با امام شهید، رابطه ایمانی و قلبی است که اکنون به ظهور رسیده است.
پیوند میان مردم و رهبر الهی، پیش از آنکه یک قرارداد رسمی باشد، ریشه ای عمیق تر در اعماق قلب و ایمان داشته است. این پیوند نانوشته، بر پایه تکیه ای است که مردم به شخصیت، تدبیر و اتصال ایشان به وحی الهی داشته اند؛ تکیه ای که در دوران حیات، در سکوت قلب و اعتماد درونی خود را نشان می داد. اما این رابطۀ قلبی، با شهادت رهبر عزیز، از حالت درونی و پنهان به حالت ظهور و بیانی درآمد. اکنون، همان پیوند نانوشته ای که روزگاری در دل ها نهفته و دل ها به آن تکیه کرده بود، در عرصه اجتماعات خیابانی و در تظاهرات پرشور مردمی، صورتی عینی و ملموس به خود گرفته است.
همان گونه که در دوران حیات، مردم باایمان به وعدۀ الهی به رهبر تکیه می کردند، پس از شهادت نیز این ایمان، مانع از هرگونه هلاکت و انحراف قلب ها به سوی باطل شد. حال وهوای خیابان ها گواه این حقیقت اند که حضور فیزیکی مردم، تبلور همان حضور قلبی ایمان و رهبری مومن انقلاب در جان مردم است.
با شهادت رهبر انقلاب، مردم با پوشیدن لباس عزا و انتقام در خیابان، بار سنگین مسئولیت و تعهد حفظ ایران اسلامی را، دقیقا همان طور که در دوران حیات رهبر بر دوش کشیده بودند، به صورت خودجوش و عمومی برعهده گرفته اند.
همان گونه که پیش تر، استکبار در فاصله انداختن میان رهبر و قلب مردم شکست خورد، اکنون نیز در جلوگیری از حضور مردم در خیابان برای ابراز وفاداری ناکام مانده است. حضور در اجتماعات، همان پیوند نانوشته میان امام و امت است که دیگر نمی توان آن را پنهان کرد؛ زیرا اکنون این پیوند، در صحنۀ عمومی و با صراحت حضور مردمی، خود را نشان می دهد. حضور در خیابان، تجلی عینی همان ایمان قلبی به رهبر است که امروز با صدای بلند و پایگاه های قدرتمند مردمی، ثابت کرده که پیوند ایمانی با رهبری الهی، با شهادت گسسته نمی شود، بلکه در شور حضور جمعی، قوی تر و زنده تر می گردد و بزرگ ترین مانع را بر سر راه هرگونه طمع خارجی قرار می دهد.
پیام چهاردهم: حضور مردم در اجتماعات، تضمین کنندۀ ثبات نیروهای مسلح در جنگ است.
حضور اعجاب انگیز ملت ایران در خیابان ها با انواع مدل های اجتماع، راهپیمایی و دسته های عزاداری، به گونه ای مکمل کار نیروهای مسلح شده است که کارکرد آن صرفا به تأمین امنیت شهری محدود نمی شود. سیل عظیم جمعیت هایی که روزانه و شبانه در خیابان ها حاضر می شوند، شعارهای متعددی از جمله «انتقام خون رهبر انقلاب،» «نابودی رژیم جعلی اسرائیل،» «حذف آمریکا از منطقه» و «تشدید آتش نبرد» سر می دهند، اما آنچه به جهان و منطقه مخابره می کنند، یک معنای واحد است و آن اینکه جامعه ایران به شکلی یک دست پشتیبان نیروهای مسلح است تا آنها به نمایندگی از ملت ایران، رژیم جعلی اسرائیل را از بین ببرند و آمریکای جنایت کار را از منطقه اخراج کنند؛ بنابراین وجوه معنایی، ارزشی و آرمانی دفاع مشروع نیروهای مسلح در منطقه را ملت ایران با حضور دائمی خود در خیابان ها تقویت کرده و در سطح کشور، منطقه و جهان توسعه می بخشد. دلیل رشد فزاینده جمعیت مردم در خیابان ها نیز همین است که هرچه از روزهای شروع جنگ می گذرد، آگاهی عمومی نسبت به این موقعیت خطیر بیشتر می شود و مردم رشید ایران، درکی عمیق تر از رسالت خود پیدا می کنند و به همین جهت، پر شورتر از شب قبل، به خیابان ها می آیند تا با حمایت همه جانبه خود از عملکرد نیروهای مسلح، استحکام گفتمانی عملکرد آنها را دوچندان سازند.
منبع
hawzah.net/fa/Occation/View/71232/12172