پیامهای روشنگر؛
فتح خون
در دستگاه الهی، پیروزی به معنای کشورگشایی و غارت منابع ملت ها نیست! آنچه در دستگاه الهی فتح و پیروزی معنا می شود، نابودی بسترها، ساختارها، قوانین و عرف های برآمده از اولیای طاغوت و دستگاه مستکبرین است. اینکه رهبر کبیر انقلاب با شجاعت تمام، سال های سال در برابر دستورها و دستورالعمل های آمریکا مخالفت کرد و تا لحظه آخر حاضر به بیعت با آمریکا نشد، باید در این فضای مفهومی فهمیده شود که اساسا مبارزه رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی با مستکبرین عالم، برای برهم زدن قواعد استکباری آنها بوده است.
پیام اول: شهادت آیت الله خامنه ای ایده مرکزی انقلاب اسلامی را بیمه کرد.
ایدۀ مرکزی انقلاب اسلامی توحید به معنای «نفی عبودیت غیر خدا» و در نتیجۀ «نفی دستگاه استکبار و نظام سلطۀ جهانی» است. این ایده اگرچه ظاهری سلبی دارد، اما مبدا و سرآغاز همۀ سخن ها، طرح ها و حرکت های ایجابی انقلاب اسلامی برای آبادانی و پیشرفت ایران است. اساسا آن نقطۀ مزیتی که جمهوری اسلامی را از همۀ دولت ملت ها در دنیای امروز ممتاز می سازد، این است که در مقام یک دولت رسمی، در برابر استکبار و نظام سلطه تسلیم نمی شود.
همواره این پرسش وجود داشته که جمهوری اسلامی تا کجا بر روی این ایدۀ مرکزی خود خواهد ایستاد؟ به عبارتی دیگر، چه میزانی از هزینه اگر به وجود آید، جمهوری اسلامی از این ایده کوتاه می آید و تسلیم شدن در برابر آمریکا و نظام سلطه را می پذیرد؟ شاید گمان خیلی ها در داخل و خارج کشور این بود که اگر هزینۀ ایستادن بر روی این ایده، جان رهبر انقلاب اسلامی را به خطر بیندازد، جمهوری اسلامی کوتاه خواهد آمد و به آن تن خواهد داد. شهادت آیت الله خامنه ای تمام این فرضیه ها را باطل کرد و با همه چه دوستان، چه دشمنان، چه در درون و چه در خارج از کشور اتمام حجت کرد؛ هیچ خط قرمزی نمی تواند موجب شود جمهوری اسلامی از ایده مرکزی خود صرف نظر کند. ایستادن تا پای جان و شهادت رهبر معظم انقلاب نشان داد که جمهوری اسلامی ولو به قیمت ازدست دادن رهبر نظام باشد، از این ایده کوتاه نمی آید. خون آیت الله خامنه ای در حادثۀ 9 اسفند 1404، «ایدۀ تسلیم نشدن در برابر استکبار» را برای همیشه در انقلاب اسلامی بیمه کرد. همه متوجه شدند که مسئلۀ تسلیم نشدن در برابر استکبار، «ایدۀ وجودی جمهوری اسلامی» است؛ تسلیم شدن در برابر استکبار «وجود» و «بودن» جمهوری اسلامی را بی معنا و بی اعتبار می کند. حتی حفظ جان زعیم شیعه و رهبری نظام نمی تواند مصلحتی برای عبور از این امر وجودی ایجاد نماید.
این ترجمانی است بر جمله ای که در بیانیۀ گام دوم انقلاب بر آن تأکید شده بود: «برای جمهوری اسلامی مهم است که چرا بماند و چگونه بماند.»
پیام دوم: وجه پیروزی بخش شهادت رهبر شهیدمان در بیعت نکردن ایشان با دشمن است.
در دستگاه الهی، پیروزی به معنای کشورگشایی و غارت منابع ملت ها نیست! آنچه در دستگاه الهی فتح و پیروزی معنا می شود، نابودی بسترها، ساختارها، قوانین و عرف های برآمده از اولیای طاغوت و دستگاه مستکبرین است. اینکه رهبر کبیر انقلاب با شجاعت تمام، سال های سال در برابر دستورها و دستورالعمل های آمریکا مخالفت کرد و تا لحظه آخر حاضر به بیعت با آمریکا نشد، باید در این فضای مفهومی فهمیده شود که اساسا مبارزه رهبر انقلاب و جمهوری اسلامی با مستکبرین عالم، برای برهم زدن قواعد استکباری آنها بوده است. قواعدی که طبق آن، هیچ کشوری جرئت مخالفت با دستورات آمریکا را نداشت و چنانچه ایشان بر اثر فشارهای متعدد دشمن، حاضر به هر شکلی از بیعت با آمریکا می شدند، عملاً از مواضع خود کوتاه آمده و ایشان نیز مثل باقی دولت های دیگر، به قواعد طاغوت تن داده بودند؛ بنابراین رهبر شهید انقلاب که همچون عموم مردم، خود و برخی از افراد خانواده اش در این مسیر شهید شدند، موفق شد مقاومت در برابر قواعد ولایت طاغوت را تثبیت کند و پیروزی مهمی را رقم بزند. همچنین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی که دست پرورده رهبر انقلاب هستند، با مقاومت نظامی گسترده ای که علیه رژیم جعلی اسرائیل و آمریکای خونخوار انجام می دهند، قدمی مکمل در برچیدن قواعد طاغوت برمی دارند که همگی به معنای فتح و پیروزی جریان حق است. امروز به لطف خداوند، شواهد و نمونه های فراوانی وجود دارد که مقاومت های ایران، امکان مقاومت سایر ملت ها و دولت های جهان با استکبار را فراهم آورده است. این تزلزل در ساختارها و قواعد استکباری، بخشی مهم از پیروزی جریان حق است که خداوند به برکت آن، امداد بیشتری را به جریان حق اعطا کرده و قدرت آنها در منطقه و جهان افزایش می دهد.
پیام سوم: این ابتلای بزرگ، نشان دهندۀ بلوغ و رشد مردم ایران است.
یکی از انگاره هایی که در هنگام مواجهه با فقدان شخصیت های بزرگ و عموما ابتلائات بزرگ در افکار عمومی امکان طرح دارد، این است که حوادث، واقعه را به مثابه عذاب و عقاب الهی تصور کنند.
در مورد حادثۀ بزرگ شهادت آیت الله خامنه ای نیز ممکن است برخی این طور تصور کنند که خدای متعال به خاطر قدرنشناسی، این نعمت را از مردم ایران دریغ کردند. چنین انگاره ها و تصورهایی با امهات مواضع رهبر انقلاب دربارۀ مردم ایران سازگار نیست. رهبر شهید انقلاب در بخش پایانی پیامی که به مناسبت صدسالگی حوزه های علمیه در اردیبهشت ماه امسال صادر کردند، بدبینی به مردم ایران را هم غلط دانستند و هم از آن نهی کردند.
پیام های هفته های پایانی عمر شریف ایشان دربارۀ راهپیمایی 22 دی و 22 بهمن نیز به طور روشنی حاکی از رضایت و خشنودی ایشان نسبت به ملت بزرگ ایران است.
اگر با نظر خوش بینی به مردم ایران بنگریم که هم سنت امام خمینی و هم سنت رهبر شهید انقلاب بود و واقعیت های اجتماعی نیز موید آن است ابتلائات بزرگ نه تنها عذاب و عقاب الهی نیست، بلکه نشان دهندۀ بلوغ و رشد مردم ایران است. مطابق الهیات شیعی و سنت های الهی، وقوع ابتلائات برای یک قوم که همراه با مصیبت و فقدان و دشواری است، بستری برای خیزش، کمال و ارتقای آن قوم می شود. مردم ایران طی سال های اخیر تحت فشارهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، روانی و شناختی بسیار سنگینی از سوی دشمنان بوده اند و فقدان های بزرگی همچون شهید سلیمانی، شهید رییسی، شهید نصرالله و جمع بزرگی از فرماندهان، دانشمندان و مردم را با سربلندی پشت سر نهاده اند. ملتی که از این آزمون ها و داغ های بزرگ عبور کرده باشد، ملتی «رشید» و «بالغ» است. چنین جامعه ای اگر با ابتلائات بزرگتری روبه رو می شود، برای ورود به لایه های بالاتری از کمال انسانی و اجتماعی است. اگر با این چشم به شهادت رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی بنگریم و امیدوارانه استقامت کنیم، ملت ایران در آستانۀ فتوحات و گشایش های بزرگ قرار دارد.
پیام چهارم: افتخار فرماندهی کل قوا با شهادت در دفتر ایشان تجلی یافت.
شهادت آیت الله خامنه ای، در دفتر کار و درحالی که ایشان در پناهگاه حضور نداشتند، به وقوع پیوست؛ امری که ابهاماتی را پیرامون عدم حضور ایشان در پناهگاه شکل داده است. دلایل عدم حضور ایشان را می توان این گونه برشمرد که اولاً ایشان به اقتضای جایگاه فرماندهی کل قوا و مدیریت عالی صحنه، حضورشان در پناهگاه و دور از فضای گرم میدان، می توانست سبب انزوا و کاهش سرعت و ابتکار عمل ایشان شود. دلیل دیگر این است که ایشان خود را از جنس مردم و همراه با آنها می دانستند و حاضر به حضور در پناهگاه و فضای امن اختصاصی نشدند. همچنین به دلیل اشراف بالای اطلاعاتی دشمن در اقدام به ترور و ابزارهایی که توسعه داده بودند، پناهگاه نیز نقطه امن صددرصدی به حساب نمی آمد. افزون بر این طی ماه های اخیر دستگاه پروپاگاندای دشمن با القای ترس و دروغ نمایی حضور رهبری در طبقات زیر زمین یا فرار ایشان به کشورهایی مانند روسیه، سعی در القای ضعف و سستی در مدیریت عالی ایران داشتند که نحوه شهادت رهبر انقلاب، به کلی این پروژه سنگین رسانه ای دشمن را باطل و به ضد خودش تبدیل کرد. توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که عدم حضور ایشان در پناهگاه، به معنای غافلگیری نیست چرا که در ایام اخیر، کشور در آمادگی کامل قرار داشته و حمله دشمن نیز پیش بینی می شد؛ همچنین واکنش قاطع و سریع ایران، حدود 3 ساعت پس از تجاوز دشمن نیز بر این آمادگی صحه می گذارد. در واقع، بازدارنده اصلی دشمن از تعدی به ساحت مطهر ایشان، بیشتر ناشی از ترس و واهمه دشمن از واکنش ایران و جامعه مسلمانان بود که در این تجاوز اخیر، دشمن با مشاهده کفایت و ایستادگی ایشان و ناامیدی کامل از ضعف و تسلیم او، با یک خطای محاسباتی، اقدام به ترور ایشان کرده و هزینه سنگین آن را نیز باید بپردازد.
پیام پنجم: عدم پذیرش ولایت طاغوت، حقیقت دین است.
انقلاب اسلامی در سال 1357 انفتاحی در تاریخ جهان ایجاد کرد که وسعت مقیاس آن، در امتداد حرکت انبیاء و اولیاء الهی قرار گرفته است؛ لذا ماموریت اصلی انقلاب اسلامی در زمینه چینی ظهور حضرت حجت(عجل الله فرجه الشریف) تعریف می شود و رهبر انقلاب به مثابه نماد ملت انقلابی ایران، با معیار قرار دادن اصل ِ «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم»، هیچگاه به استکبار جهانی، علی الخصوص آمریکا باج نداده و در سخنرانی اخیر خود نیز فرمودند: «مثلی لا یبایع مثل یزید» و در آخر با شهادت خود اثبات کردند که تا پای جان، پای این آرمان هستند؛ رهبر شهید انقلاب، برای توسعه امکان مبارزه با طاغوت، ایران را به آمادگی نظامی حداکثری رساندند تا ملت ایران بتواند برای دستیابی به آرمان های انقلاب مبنی بر استقلال و آزادی، در برابر دشمن مستکبر مقاومت کند. این مقاومت در برابر پذیرش ولایت طاغوت و مبارزه با آن -که رهبری تا فدا کردن جان خود پای آن ایستادند- اساس و بنیاد معنای دینداری است، چراکه حقیقت دین، تولی به ولایت امام است و پیش شرط تولی حقیقی به ولایت امام، نفرت و مبارزه با ولایت طاغوت است؛ در سوره مبارکه بقره، خداوند متعال ابتدا کفر به طاغوت را عنوان و سپس ایمان را مطر ح می کند «فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی»؛ این مبارزه با طاغوت، معنابخش تمام کنشگری های انسان و جامعه است تا حدی که ایمان یک انسان و جامعه زمانی از منظر خداوند پذیرفته می شود که به ولایت طاغوت باج ندهد و حاضر به پذیرش ولایت او نشود. لذا تصمیمات رهبر انقلاب اسلامی در طول تاریخ انقلاب اسلامی مبنی بر عدم پذیرش ولایت طاغوت، امکان عمیق ترین لایه دینداری را برای ملت ایران و ملتهای مسلمان مقاومت فراهم آورده بود.
پیام ششم: نظام جمهوری اسلامی وابسته به شخص نیست و از عهده اداره جنگ برمی آید.
طراحی و نقشۀ دشمن آمریکاییِ صهیونی در آغاز و استمرار جنگ رمضانی اخیر بر این تصور و فرضیه استوار است که با زدن رأس نظام، کشور فرو می پاشد و مهیای تسلیم می شود. آنها این انگاره را در جنگ 12 روزه هم تجربه کرده و رأس ساختار نظامی کشور را به شهادت رسانده بودند، اما این بار پا را فراتر گذاشتند و جنگ را با شهادت رهبری نظام آغاز کردند. تصور آنها این بود که علت عدم توفیقشان در فروپاشی ذهنی نظام، شخص رهبری نظام بود و اگر این بار جنگ را با ترور ایشان شروع کنند، به هدف مورد نظر خواهند رسید. فقدان هر یک از کارگزاران نظام یا فرماندهان نظامی که محصول تجربۀ متراکم جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه حکمرانی ست، حقیقتا خسران بزرگی برای کشور است. فقدان شخصیت عظیم الشأن رهبر انقلاب که ستون خیمۀ نظام اسلامی برای همۀ مردم و مسئولان کشور محسوب می شدند، نیز داغی بی تسلی است که تا دهه ها بر دل مردم ایران خواهند ماند؛ اما بااین وجود، باید توجه کرد نظام جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه به یک «ساخت سیاسی مستحکم» تبدیل شده است. شخصیت ها بسیار مؤثر هستند، اما مجموعۀ نظام به سطحی از «بلوغ نهادی» رسیده که دیگر وابسته به اشخاص نیست.
رهبر شهید انقلاب اسلامی طی سی و هفت سال رهبری، زیرساخت های نرم افزاری و سخت افزاری نظام را به یک بلوغی رسانده اند که با تکانه های سنگین برون زا و ساخته و پرداختۀ دشمن، به دشواری و سختی می افتد اما فرو نمی پاشد. این وضعیت نهادی، ادعای مافیایی و دیکتاتوری بودن نظام سیاسی ما را ابطال می کند. ساختار سیاسی جمهوری اسلامی واجد نوعی «توان تصمیم گیری غیرمتمرکز» شده که انعطاف پذیری نظام را در شرایط خطیر جنگ بالا برده است. این وضعیت نهادی نوید می دهد که نظام جمهوری اسلامی حتی در شرایط فقدان شخصیت شهید آیت الله خامنه ای، باز هم می تواند از عهدۀ ادارۀ جنگ برآید و این محصول تلاش های زیرساختی رهبر شهید انقلاب است.
پیام هفتم: ملت ایران، درس های اسلامی و شیعی خودش را خوب بلد است.
یکی از مهمترین پایه های شکل گیری و تداوم انقلاب اسلامی، انقلاب در قلوب مردم ایران و تغییر بنیادین در نسبت گیری آنها با امر سیاسی و اجتماعی بوده است. این تغییر بنیادی در جامعه ایرانی و حضور اثرگذار و مسئولانه آحاد جامعه در تعیین سرنوشت جامعه، باعث عبور ایران از گردنه های سخت انقلاب از ابتدا تاکنون بوده است. علت این حضور و مشارکت در جامعه را می توان در وجود زیرساخت های فرهنگی و اجتماعی جامعه ایرانی برای ایجاد امکان مشارکت اجتماعی و سیاسی دانست که به واسطه امام(ره) زنده شد. امام(ره) با ایجاد شبکه از ارتباطات نهادی میان نهادهای خانواده، دین، و سیاست، انقلاب اسلامی را پیروز کرد و در ادامه، رهبران انقلاب با اعتماد به امت خود، یک نوع مسئولیت پذیری دینی، سیاسی و اجتماعی را در جامعه نهادینه کرده و جامعه نیز با تجربه وقایع مختلف بعد از انقلاب این مسئولیت را پذیرفت، بر آن آگاه شد و در تحقق تعیین سرنوشت خود، آن را بر دوش کشید.
اکنون در سطحی هستیم که هم دولت و هم بدنه نیروهای فعال فرهنگی و اجتماعی در بعد نظری و عملی به این موضوع آگاه هستند که کارهای زیاد و بزرگی را گروه های مردمی می توانند برعهده بگیرند و از آن طرف دولت ها نیز می دانند که در مواجهه با شرایط بحرانی به تنهایی امکان مدیریت کارآمد موقعیت ها را ندارند. جامعه ما گویی طی سالهای گذشته رزمایش هایی را در سیل، زلزله، کرونا، شهادت شهید سلیمانی و شهید رئیسی، انتخابات و اغتشاشات چند سال اخیر برای موقعیت فعلی انجام داد تا در موقعیت جنگ واقعی و اصلی بهترین عملکرد را داشته باشد. حضور آگاهانه مردم در جنگ اصلی و سرنوشت ساز، چون از درون ساختارهای فرهنگی جامعه جوشید؛ لذا باعث شد که اولاً دشمنان نتوانند در سطح وسیع و تعداد بالا عملیات کنند و ثانیا در محیط نزدیک فعال شدند و نسبتی بین مسئولیت پذیری این مجموعه ها و جامعه اطراف خود به شکل جهادی به وجود آوردند. در تجربه انقلاب اسلامی مردم به تحول در فهم جایگاه خود اشعار عملی پیدا کرده و در دل ساختارهای فرهنگی و تاریخی قبلی، ماهیت انقلاب اسلامی پیدا کرده اند.
پیام هشتم: سیل عزاداری مردم، اقلیت سازمان یافته دشمن را متزلزل ساخته است.
به محض انتشار خبر شهادت رهبر کبیر انقلاب اسلامی، سیل خروشان ملت غیور و انقلابی ایران، خیابان های کشور را مملو از جمعیت عزادار کرد و مردم به صورت خودجوش و بدون سازماندهی قبلی رسمی و دولتی، اقدام به تجمع، عزاداری و دادن شعار علیه رژیم جنایتکار اسرائیل و آمریکای خونخوار کردند و شدیدا مطالبه داشتند تا انتقام خون رهبر انقلاب با نابودی رژیم جعلی اسرائیل و ازبین بردن کامل قدرت آمریکا در منطقه گرفته شود. حضور گسترده ملت ایران به طور مداوم در خیابان های کشور برقرار بود تا اینکه تجمعات و راهپیمایی ها به شکل گسترده تری ر خ داد و فضای خیابان های شهر را علی رغم حملات وحشیانه دشمن، به فضایی کاملاً مقاوم و انقلابی تبدیل کرد.
این حضور شجاعانه و عزادارانه ملت ایران که به مطالبه شدیدترین حملات علیه دشمن مشغول بود، توانست ذهنیت دشمنان را نسبت به واقعیت جامعه ایران تغییر داده و نشان دهد جامعه ایران، پشتیبان انقلاب، جان فدای آن و آماده جهاد و مبارزه برای دفاع از آن است. در نتیجه سناریوی دشمن مبنی بر فعال سازی اقلیت های سازمان یافته برای شورش در خیابان و انجام عملیات های تروریستی به شکست گرایید و اقلیتهای سازمان یافته داخل کشور نتوانستند بر ترس خود فائق آیند، لذا خود را مخفی نگه داشتند، سکوت کردند و برای حفظ جان خود، دست به هیچ اقدامی نزدند. به همین جهت حفظ این وضعیت حماسی، یک ضرورت راهبردی برای حفظ میدان و خیابانهای ایران است. امروز مردم مستقیما به تولید قدرت در جمهوری اسلامی مشغول هستند و این نه تنها یک افتخار ملی، بلکه یک اعجاب بین المللی است که ملتی در این مقیاس و عمق، شجاعانه از حاکمیت، استقلال، آزادی و سرنوشت خود و تاریخ خود دفاع می کند. این برترین الگو برای ملت های آزادی خواه جهان است!
پیام نهم: حفظ همه آرمان های انقلاب، ضامن بنیادین انقلاب شده است.
در دنیا نظام های برآمده از انقلاب عموما بعد از انقلاب و تشکیل حکومت، به واسطه دلایل مختلف، امکان پیگیری و تحقق همه شعارهای خود را پیدا نمی کنند. شعارهای انقلاب های بزرگ عموما از درون یک تجربه تاریخی از مطلوبیت ها و ارزش های عمومی جامعه بالا آمده و در مطلوبیت های عمومی تثبیت می شوند. چون ریشه این شعارها و آرمان ها، تاریخی و فرهنگی هستند؛ لذا امکان حذف یا نادیده گرفتن آنها می تواند باعث استحاله انقلاب و یا از بین رفتن پشتوانه مردمی آن می شود.
عموم انقلاب ها و حکومت ها در ابتدا شعارها و مطلوبیت های مختلفی را مطرح می کنند، اما در عمل چون امکان تحقق آنها را ندارند، روی یک شعار و یک آرمان به عنوان نقطه ثقل حکومت تمرکز می کنند و بقیه آرمانها را در آنها مستحیل می کنند. از طرفی عموم انقلاب های بزرگ، تعداد شعارهایشان محدود - نهایتا سه تا چهار آرمان - است؛ اما انقلاب اسلامی به واسطه تاریخ و تمدن بزرگ ملت و تجربه تاریخی خود، آرمان ها و شعارهای متعددی داشته و در این زمینه با انقلاب های بزرگ دیگر تمایز اساسی دارد. عدالت، استقلال، آزادی، مردم سالاری، اسلام خواهی، ملی گرایی، پیشرفت، وحدت اسلامی، استکبار و استعمارستیزی، حمایت از مظلومین و مستضعفین و. . . از درون تاریخ، فرهنگ و تجربه تاریخی این ملت برآمده و در انقلاب و قانون اساسی متبلور شدند. حفظ و زنده نگهداشتن هم زمان همه این آرمان ها، برای یک حکومت و رهبری یک انقلاب یک انتحار سیاسی است و هیچ حکومت و انقلاب مشابهی در جهان وجود ندارد که این تعداد آرمان را به طور همزمان برای حرکت خود انتخاب و حفظ کرده باشد. اما در تجربه انقلاب اسلامی، رهبران انقلاب نه تنها از همه شعارها و آرمان های انقلاب کوتاه نیامدند، بلکه در عمل، جامعه و مردم خود را نیز باتجربه همزمان حفظ و پیشبرد آن آرمان ها رشد دادند. در میدان عمل، میان این آرمان ها، تخالف ها و تعارض های زیادی ایجاد می شود و فقط هوشمندی و پایمردی بر آنها در تجربه عملی می تواند چنین موقعیتی را برای یک انقلاب و مردم آن به وجود آورد. اگر فقط بخشی از این آرمان ها به حاشیه می رفت، امکان بقای انقلاب و وجود نظام جایگزین توسط بخشی از جامعه ممکن بود؛ اما انقلاب اسلامی با حفظ همه آرمان های خود، بدیل های خود را در جامعه از بین برده است. خارج این آرمانها، آرمانی برای مردم برای تغییر وجود ندارد.
پیام دهم: همه مقدمات و لوازم جنگ را آقا با مدیریت خودش مهیا کرده است.
جنگ تمام عیار ایران و امریکا نقطه عطفی بود که سال ها امام شهید، امام خامنه ای، ایران را برای آن آماده کرده بود. جنگی که معادلات قدرت در جهان را جا به جا کرده و ایران را تبدیل به قدرتی بلامنازع در منطقه و همچنین در سطح جهانی می کند. جنگ با امریکا برای قدرتمندترین کشورهای دنیا نیز کابوسی وحشتناک است که حتی تصور آن را نیز به مخیله خود راه نمی دهند. امام خامنه ای شهید به مدد الهی و با عنایت امام زمان (عج) در مراحل مختلف، مردم ایران را برای این جنگ تعیین کننده جرئت بخشیده و آماده ساخته و قدرت ایستادگی در مقابل بزرگترین فتنه ها و آشوب ها را در میان مردم نهادینه ساخته است. شهید خامنه ای، زیر ساخت های نظامی مورد نیاز برای این جنگ را با وسواس و در طول زمانی طولانی تجهیز کرده است. افتخار آفرینی موشک ایرانی، قدرت بی نظیر پهپادهای ایرانی، قدرت جنگ الکترونیک ایران، پدیده ای در طول بیش از سه دهه رهبری ایشان برای این روز آماده شده بود. ایشان طرح، نقشه و برنامه عملیات را با مشارکت بخش های مختلف نظامی تهیه کرده و در سازمان و بدنه نیروهای نظامی نهادینه نموده است.
حتی پیشرفته ترین کشورهای غربی نیز قدرت کنترل تکانه های جنگ بر فروپاشی اقتصاد خود را ندارند. ایشان در طول چندین دهه، ایران را تبدیل به قدرت مستقل اقتصادی کرد. عراق با جمعیت نصف ایران و با زمین حاصلخیز در میان دجله و فرات و در میانه دو حمله امریکا، به معادله نفت در برابر غذا رسیده بود. ایران امروز در ماه رمضان در حال جنگ است و نه تنها بازار محصولات کشاورزی و دامداری بلکه بازار محصولات صنعتی او دچار فروپاشی و بحران نشده است. برای دیدن این حرکت کلان کشور، باید از سطح کوتاهی های برخی مسئولین بالاتر رفت. تصویر هوایی از اقتصاد ایران، استقلال اقتصادی و اقتصاد مقاومتی را به وضوح نشان می دهد. ایران سال هاست به پیشرفت در سایه تحریم های چندلایه امریکایی عادت کرده و شرایط جنگ، متغیر جدیدی وارد این معادله نمی کند. معماری این اقتصاد در ظرف تحریم، هنر بزرگمرد تاریخ ایران، سید علی خامنه ای شهید است؛ البته نوسانات اقتصادی ناشی از جنگ امری طبیعی است. از همه مهمتر اینکه ایشان بدنه مدیران ارشد کشور را با همه تنوعات و طیف های گوناگون از ابتدای رهبری خود قدم به قدم آماده این جنگ نموده است. امروز همه مسئولین به شکلی منسجم موقعیت جنگ تعیین کننده کنونی ایران در افق راهبردی برای تبدیل شدن به قدرت تعیین کننده جهانی را به خوبی درک می کنند. این توفیق محقق نشد جز با ایمان امام شهیدمان به فرمان الهی که همانا «قدرت خود تا نهایت هرآنچه که در توان دارید برای نبرد مهیا کنید» (و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة)
پیام یازدهم: ارتقای رهبری نظام همواره با مدد روحی و معنوی حضرت ولی عصر(عج) بوده است.
اداره و رهبری نظام همواره با مدد روحی و معنوی حضرت ولی عصر (عج) بوده است. مردم ایران زمین، همواره کشور خود را تحت العنایت مراقبت امام زمان(عج) دانسته اند. این باور علاوه بر اینکه در اعتقادات و ایمان عمیق ملت ریشه دارد حاصل تجربه ای عملی در بستر تاریخ معاصر است. پس از انقلاب اسلامی ایران، اسناد و وقایع تا به وضوح وضوح ثابت کرده اند که این سرزمین، همواره مورد لطف و توجه خاص آن حضرت بوده است. حقیقتی همیشگی در بطن سرنوشت این ملت نهفته است و در هر مقطع حساس و سرنوشت سازی، دستیاری و هدایت های معنوی امام زمان(عج) مطابق با سنت های ثابت خداوند، نصیب مردم ایران شده است. اما شرط ظهور این یاری الهی و اعجازآمیز ، همواره ایمان و عمل صالح در هر مقطع بوده است؛ همانگونه که درگذشته نیز ، آمادگی قلبی و عملی، بستر نزول این عنایت بوده است.
اکنون نیز که کشور درگیر جنگ تحمیلی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته است، همین سنت الهی و عنایت امامزمان(عج) برقرار است. بدون هیچ گونه شک و تردید، دست یاری و پشتیبانی صاحب الزمان، ایران و مردم آن را یاری خواهد کرد. این یاری الهی، پاسخی است به ایمان راسخ مردم و حضور شجاعانۀ آنان در صحنۀ نبرد.
نکتۀ حیرت انگیز، عزم آهنین این ملت است؛ طراحی دشمن این بود که پس از شهادت رهبر انقلاب فروپاشی درونی رخ دهد؛ اما این شهادت منجر به حضور گسترده تر و پویاتر مردم در صحنه شد. این ایستادگی و حضور آگاهانه، گواهی بر صدق این کلام است؛ بنابراین، با قاطعیت و یقین می توان گفت در این برهۀ سخت همانند گذشته، یاری امام زمان(عج) قطعا و حتما در کار خواهد بود و این کشور با تکیه بر این عنایت الهی، سربلند و پیروز از میدان خارج خواهد شد.
پیام دوازدهم: مسئله اصلی در زمینه سازی ظهور امام زمان(عج)، تکامل قدرت اسلام است.
مسئلۀ بنیادین و محوری در بحث زمینه سازی ظهورِ حضرت بقیةالله الاعظم (ارواحنافداه، ) فراتر از صرف انتظار، در امر حیاتی تکامل قدرت اسلام متمرکز است. این دیدگاه، یک چارچوب عملی و استراتژیک برای حرکت جامعه اسلامی فراهم می آورد.
در مسیر فهم زمان ظهور، یکی از موضوعات همواره چالش برانگیز، تلاش برای انجام تطبیقات جزئی است که گاهی در روایات ذکر شده با مصادیق و شخصیت های معاصر صورت می گیرد. این نوع تأویل های نقطه ای، همواره موجب اختلاف نظر و گاهی انحراف از مسیر اصلی شده است.
سیره و منش رهبر کبیر و رهبر شهید انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره)، همواره بر پرهیز از این تطبیقات مصداقی تأکید داشته است. این دو ابرمرد تاریخ، با درایت و ژرفنگری، مسیر را بر تکیه بر کلیات مورد اشاره و قطعیات اسلام در روایات بنا نهادند؛ اصولی که مسیر فهم را روشن و عمل را متمرکز می سازند.
یکی از مهمترین و مورد تأکیدترین این کلیات، مسئلۀ «قدرت افزایی برای اسلام» است. این بدان معناست که تحقق مقدمات ظهور، مستلزم آن است که جهان اسلام در سطح نظامی، اقتصادی، فرهنگی و فکری به چنان جایگاهی از قدرت و اقتدار دست یابد که شایستۀ میزبانی و پشتیبانی از حکومت جهانی مهدی موعود(عج) باشد. جامعه اسلامی باید به نقطه ای از بلوغ و استحکام برسد که بتواند پرچم حق را در سطح جهانی برافرازد.
براین اساس، وظیفه ما در این دوران حساس، یعنی در این جنگ پیچیده ای که پایه های قدرت اسلام در آینده را تثبیت خواهد کرد، آن است که با هوشمندی کامل، از درگیری های فرعی ناشی از تطبیقات دور شویم و تمام توان خود را صرف تثبیت و تعمیق پایه های قدرت اسلام نماییم. هر گامی که در مسیر ایجاد استحکام برای کیان اسلام برداشته شود، گامی مؤثر در جهت تسهیل امر ظهور و فراهم آوری زمینه ظهور آن منجی عالم خواهد بود. تمرکز بر تقویت بنیان های درونی و قدرت بیرونی اسلام، همان حرکت در مسیر قطعی روایات برای استقبال از فرماندهی نهایی است.
پیام سیزدهم: خدا هست پس نصرت خدا هم هست.
شیعیان همواره بر رابطه محکم و استوار با ولی فقیه که مجری حاکمیت الهی است، تأکید دارند.
این پیوند، ستون فقرات هویت دینی و سیاسی ما را تشکیل می دهد. اما در روزهای دشوار پس از شهادت رهبر معظم انقلاب، باید آگاه باشیم که این مسیر با فداکاری جان رهبر عزیزمان پایان نمی یابد. اصل استمرار ولایت الهی نشان می دهد که این نظام، وابسته به یک شخص نیست، بلکه جریانی است که خداوند آن را اداره می کند و با رحلت هر امام یا فقیه، تکالیف الهی متوقف نمی شود.
تاریخ نظام جمهوری اسلامی نیز بر این استمرار صحه گذاشته است. وقایع سال شصت و شهادت مسئولان نظام نوپای اسلامی ایران، نه تنها موجب توقف حرکت نظام نبود؛ بلکه به تعبیر رهبر شهید انقلاب، باعث سرعت گرفتن در مسیر مبارزه و انقلاب شد.
باید توجه کرد که ما در دوران غیبت کبری زندگی می کنیم و تحت ولایت امام زمان(عج) قرار داریم و شهادت ولی فقیه به عنوان نایب بر حق ایشان، تنها نوعی تغییر در مرجعیت اجرایی است. قطعا فقدان شخصیت برجسته ای همچون شهید آیت الله سید علی حسینی خامنه ای، به حق یک ضایعه عظیم برای امت اسلامی است؛ اما باید توجه کرد که این انقلاب، تحت عنایات ویژه حضرت حجت علیه السلام قرار دارد و لطف خداوند متعال از این مسیر به جامعه مسلمانان، هرگز قطع نمی شود. وظیفه ما به عنوان منتظران واقعی، حفظ استقامت و عدم ناامیدی است. ما باید بدانیم که این شهادت ها، بخشی از سنن الهی و آزمایش های ایمان ملت است، همان گونه که اهل بیت علیهم السلام، بارها با فقدان یاران و انواع شهادت مواجه شدند. این مصائب برای آزمون استقامت و تقویت اراده ملت است. ما باید همان طور که ائمه ما در سخت ترین شرایط صبر جمیل ورزیدند و به خدا متوکل بودند،
در برابر این مصیبت بایستیم. تکالیف دینی ما همچنان باقی است. حفظ بیعت با رهبر شهیدمان و آرمان های انقلاب و تلاش برای حفظ دستاوردهای آن که خون شهدا در آن ریخته شده است همچنان جریان دارد. نباید اجازه دهیم که دشمن با القای ناامیدی، مکتب ما را به انزوا بکشاند.
ما باید به قرآن و عترت پناه ببریم و بدانیم که تداوم راه رهبر شهیدمان، به وحدت و انسجام ما وابسته است. باید با صبر و هوشیاری، با حفظ مکتب و ادامه دادن راه شهدا، به دشمنان نشان دهیم که نه تنها ناامید نشدیم، بلکه با اراده ای قوی تر، مسیر حق را ادامه می دهیم. صبر و توکل بر خدا، کلید عبور از این فتنه و حفظ استمرار ولایت و نظام اسلامی است. مطمئنا استقامت ما، سبب نزول نصرت و رحمت الهی است و امروز چه خوب است شنیدن سخن رهبر شهیدمان در نمازجمعه نصر که فرمودند: «ناامید و پریشان نشوید؛ در مسیر مبارزه تردید نکنید؛ بر تلاش و توان خود بیفزایید؛ همبستگی خود را دوچندان کنید؛ در برابر دشمن متجاوز و متعرض با تقویت ایمان و توکل مقاومت کنید و او را ناکام بگذارید.»
پیام چهاردهم: نظام برای سناریوهای مختلف آماده است.
جمهوری اسلامی ایران، نظامی است که بر پایه های محکم فقهی و قانونی بنا شده و بر اساس سنت الهی و دشمنان خونخوار خود، همواره خود را برای سخت ترین آزمون ها آماده ساخته است. شهادت رهبر معظم انقلاب، هرچند ضایعه ای بزرگ است، اما هرگز به معنای فروپاشی و توقف نظام نیست، زیرا نظام، فراتر از اشخاص، ساختاری مستحکم و منعطف دارد. نکته کلیدی این است که قانون اساسی ما برای جلوگیری از هرگونه خلأ قدرت، تداوم جانشین پذیری و فرآیند قانونی انتخاب رهبر جدید، تدابیری را پیش بینی کرده است. نقش شورای رهبری برای مدیریت امور در زمان بحران، از این موارد است.
در حوزه نظامی نیز، ساختار فرماندهی کل قوا زنجیره ای است و در غیاب راس فرماندهی نیز، امر به فرماندهان زیرین تفویض شده و شورای عالی دفاع نیز آماده برای تصمیم گیری های فوری است.
انتخاب چند لایه جایگزین ها و تعیین سناریوهای مختلف و دستورالعمل های مشخص، مواردی از این دست است. این آمادگی تنها محدود به ساختار حکومتی نیست؛ در حوزه اقتصادی نیز تدابیر لازم برای مدیریت امور حتی در شرایط خیلی سخت تعبیه شده است و چرخه های تولید و توزیع حتی در شرایط شوک های بزرگ نیز از کار نخواهد افتاد.
نظام برای مقابله با سناریوهای ترکیبی از جمله ترور رهبری، از سال ها پیش طرح های واکنش سریع را در لایه های امنیتی و دفاعی خود تعریف کرده است. همچنین ساختار مدیریتی توزیع شده و غیرمتمرکز توانسته است راهبرد ترور دشمنان را تا حد زیادی بی اثر کند و ما در میدان نیز عملا مشاهده می کنیم که در حالی که فرماندهی کل قوا و برخی سران نظامی و امنیتی کشور به شهادت رسیدند، هیچ خللی در امور کشور پیش نیامد و هم اکنون مدیریت کامل صحنه و نبرد را به خوبی می توان مشاهده کرد.
منبع
hawzah.net/fa/Occation/View/71232/12169