پردیس شهید چمران تهران

سلسله یادداشت های تبیینی؛

«یَا کَاسِرُ یَا جَابِرُ»

دکتر اسدالله اسدی گرمارودی

 عضو هیأت علمی دانشکده علوم انسانی شهید چمران و مدیر گروه معارف و تربیت اسلامی دانشگاه فرهنگیان تهران

 

     قرائت دعای جوشن کبیر در شب‌های رمضان المبارک، حلاوت مضائفی را در جان و روح آدمی تزریق می کند و تدبر و تعمق در هر کلمه از آن، آدمی را مستغرق در دریای نامحدود صفتی از صفات حضرت حق می نماید.

     ای خوشا آن‌کس که  توفیق یارش شود تا  در این غواصی و غور به مرواریدی دست یاید.

 

     در فراز چهلم(۴۰)دعای جوشن کبیر، دو صفت مترتب از صفات خداوند« یَا کَاسِرُ و یَا جَابِرُ»؛ «ای شکننده» و «ای جبران کننده»، ذکر شده که خداوند را بدان صفات خطاب قرار داده و بدین‌سان اذعان می‌داریم که در منظومه حکمت الهی، هر چه آن خسرو کند، امری غایت‌مند است.

     مصداق بارز قرآنی این مطلب، داستان همراهی حضرت موسی با حضرت خضر صلوات الله علیهما  و امتحانات سه گانه  است که نمونه ای از تجلی صفات «کَاسِرُ و  جَابِرُ» خداوندی به‌شمار می‌آید؛ زیرا با آغازی شکننده و فرجامی جبران کننده همراه بود.

 

     زمانه، زمانه‌ی جنگ است و ماهیت جنگ‌ها، ماهیت خرابی و ویرانی است و نقص اموال و انفس، ذاتی هر جنگ به‌شمار می رود، در منطق وحی، چنانچه این «شکنندگی و کاسری» در راستای حکمت و غایتی متعالی و در راستای شریعت و فرمان الهی واقع شود، در حقیقت در دایر مداری  حکمت خدای «جابر  و جبران کننده» واقع  می‌گردد؛ این است  که مومنان تحت آموزه‌های قرآن کریم یقین دارند که:

«عَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ یَجْعَلَ‌اللَّهُ فِیهِ خَیْرًا کَثِیرًا»؛ لذا امروزه بارزترین مصداق تجلی صفات «کاسر و جابر» خداوندی را می‌توان در رفتار و گفتار و کردار ملت سرافراز ایران اسلامی در جنگ با فرعون‌ها و قارون‌های زمانه دید که با همه آلام برآمده از جنگ و نبرد با دشمن زبون، باورمندانه پذیرفته‌اند، اگر خدای «کاسر و جابر» می فرماید:

 «کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ ۖ وَعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ ۖ وَ عَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ ۗ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لَاتَعْلَمُونَ» از جنگ نهراسند و به گفته امام راحل(ره) آن را نعمت شمارند و کشتن و کشته شدن را پیروزی و ظفر بدانند. این جاست که می‌توان این تعبیر را داشت که در عمق معنای واژه «شهید»، دو صفت «کاسری و جابری» در معیتی جدا ناپذیر در تجلی و تلالؤ‌اند که خدای کاسر و جابر، خود فرمود:

وَ لاتَقولوا لِمَن یُقتَلُ فی سَبیلِ‌اللَّهِ أَمواتٌ ۚ بَل أَحیاءٌ وَ لٰکِن لاتَشعُرونَ(بقره:۱۵۴)

و به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مرده نگویید! که آنان زنده‌اند، ولی شما نمی‌فهمید.

 

     در مشرب عرفان ناب اسلامی نیز «مقام فناء فی الله» برآمده از تجلی صفت «کاسر» و  مقام «بقاءبالله»، تجلی صفت «جابری» خداوند است؛ بدین معنا که تا دلی نشکند و صفت« کاسری» آن دل را صیقل ندهد، هرگز آن دل، توفیق درک صفت «جابری» نخواهد یافت و حرم رب العالمین نخواهد شد.

 

     مقام«صبر» در این آیه شریفه:

«وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ‌ اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِینَ‌» (بقره:۱۵۵) در حقیقت تجلی صفت «کسر» خدا در صابرانی است که در منازل  مصائب مذکور در آیه، آزموده و آب‌دیده گشته‌اند و اینجاست که بر مبنای آیه «أُولَٰئِکَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ۖ وَ أُولَٰئِکَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»

  صفت جابری خداوند در مصادیق «صلوات» و «رحمت» و «هدایت یافتگی» متجلی می‌شود.

 

     بار خدایا!

     خود، بصیر و آگاهی که این ملت فقط به تو تکیه و اعتماد داشته و برای تو و دین تو، به جهاد برخاسته است؛ پس بر محمد(ص) و آلش(ع) درود فرست و از درگاهت خاضعانه و خاشعانه با ندای« یا جابر» مسألت داریم تا تو، خود جبران‌گر همه کاستی‌ها و کسری‌ها باش و آن‌گونه از حلاوت «جابر»ی ات آنان را بهرمند ساز تا درمان‌گر همه‌ی آلام ایشان گردد؛ همانا که تو بهترین جبران‌گری.

 

والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین